روش کنار آمدن با هوو
از وقتی شوهرم این پیشنهاد رو داد راضی نبودم وبهش گفتم ولی برای اینکه یواشکی به کارش ادامه نده مخالفت سخت نکردم!و بزرگترین اشتباه زندگیمو انجام دادم.....
زنی متاهل هستم دارای دو فرزند.همسر من حدود یک ماه است که ازدواج مجدد کرده،تو این مدت خیلی به من سخت گذشته و دارم دیوونه میشم از فکر و خیال بعضی وقتا مثل آدمای افسرده فقط گریه میکنم بعضی وقتا هم خوبم و بیخیال همه چی میشم.
حدود 6 ساله که در گیر این ماجرا هستیم!از وقتی شوهرم این پیشنهاد رو داد راضی نبودم وبهش گفتم ولی برای اینکه یواشکی به کارش ادامه نده مخالفت سخت نکردم!و بزرگترین اشتباه زندگیمو انجام دادم..باهاش همراهی و همدلی میکردم چون واقعا عاشقش بودم و از طرفی فکر نمیکردم دختر خالش همچین پیشنهادی را بپذیرد!چون در شرف طلاق گرفتن بود و روحیه حساسی داشت و با شکستی که تو زندگیش تجربه کرده بود فکر نمیکردم دوباره دیوانگی کند و تن به ازدواج با مرد متاهل بدهد!غافل از این که اون خانم از قبل عاشق شوهر من بوده .
من به غیر از سال اول ،تمام مدت مخالفتم را ابراز میکردم و تمام تلاشم را کردم تا ارتباطشان را قطع کنم ولی نشد! البته با وجود تمام نارضایتی هام،برای شوهرم هیچی کم نگذاشتم،چه از نظر عاطفی و چه زوایای دیگر و همیشه از اینکه بهش محبت میکنم خودش رو در برابر من مسوول و متعهد میدونست. بالاخره بعد از کلی درگیری او راعقد کرد.خونه جدا هم برایش تهیه کرده.
این یک ماه برای من یک عمر گذشته!دیگه هیچ انگیزه ای برای آینده ندارم.شوهرم خیلی سعی میکنه عدالت را برقرار کنه ولی برای من که همیشه پیشم بوده خیلی سخته نبودنش و یک شب در میون بودنش! تو این چند سال تلاش کردم زندگیم رو با چنگ و دندون حفظ کنم فقط به خاطر اینکه بچه هام آرامش داشته باشند و اگر حالا هم دارم تحمل میکنم به خاطر اونهاست ولی خودم دارم داغون میشم...
تصور می کنم مطالعه این سرگذشت برای هر خانم متاهلی دردناک باشد چون عمدتا یکی از نیازهای روانی زنان که در ازدواج به خوبی باید پاسخ داده شود، نیاز وی به توجه است. در یک ازدواج موفق این نیاز کاملا براورده می شود ولی وقتی یک ازدواج به چنین سرنوشتی دچار می شود قطعا زن به این نتیجه می رسد که به اندازه کافی برای همسرش دوست داشتنی نیست و الا زنی دیگر در کنار وی قرار نمی گرفت و .. و لذا ازدواج مجدد صدمات روحی گاه جبران ناپذیری بر پیکره روانی زن می زند.
ما در این یادداشت قصد نداریم در مورد درست یا غلط بودن اقدام این اقا صحبتی بکنیم چون حتما شما خواننده گرامی هم قبول دارید که تایید یا رد رفتار این اقا مشکلی از ناراحتی روحی همسرش کم نمی کند. بلکه سعی ما بر این است تا به این خانم کمک کنیم تا هم زندگی مشترکش را حفظ کند، هم فرزندانی موفق و شاد تربیت کند و از همه مهمتر خودش نیز به سلامت روان نسبی برسد.





نقل قول
