در روایت دیگر امام صادق(علیه السلام) در پاسخ اسحاق بن عمار میفرمایند: «فَإِذَا صَلَّى الْعَبْدُ الصُّبْحَ مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أُثْبِتَتْ لَهُ مَرَّتَیْنِ أَثْبَتَهَا مَلَائِکَهُ اللَّیْلِ وَ مَلَائِکَهُ النَّهَارِ»(۵)؛ وقتی بندهای نماز صبح را هنگام طلوع فجر بخواند دو بار برای او نوشته میشود، هم ملائکه لیل آن را ثبت میکنند و هم ملائکه نهار.
بنابراین اگر انسان توجه کند که نماز صبح چنین عظمت و خصوصیتی دارد، هرگز به خود اجازه نخواهد داد که نماز صبح او قضا شود و اگر انجام نماز صبح از زمان طلوع فجر بگذرد و یک ساعت یا نیم ساعت بعد از طلوع فجر خوانده شود، دیگر این اثر و این خصوصیت را نخواهد داشت. اگر کسی میخواهد نمازش مورد شهادت و نظر ملائکه لیل و نهار باشد، باید آن را اول طلوع فجر که هنگام صعود و عروج ملائکه شب به آسمان و وقت نزول ملائکه نهار بر زمین است بخواند تا این دو گروه از فرشتگان نماز او را ثبت کنند، برادران و خواهران ایمانی حتماً نسبت به نماز صبحشان مقید باشند و در آن سهلانگاری نکنند. بدانند آثار بزرگ و برکات فراوانی در نماز اول وقت صبح وجود دارد.
در زمان حیات آیت الله فاضل لنکرانی، پیرمردی از کشور آذربایجان خدمت ایشان آمده بود، نکتهای را گفت که واقعاً جای تعجب داشت و به حال او باید غبطه خورد. آن پیرمرد گفت در تمام دوران کمونیستی یک بار نماز صبح او قضا نشده است، این چه لذتی دارد، فردی که ۷۰ ـ ۸۰ سال عمر کرده وقتی به گذشته خود نگاه میکند و میخواهد به اعمالش نمره بدهد، به نماز خود مینگرد میبیند، الحمدلله هیچ یک از نمازهایش قضا نشده و اگر همین لحظه از دنیا برود نمازی بر ذمّه او وجود ندارد. اما برخی دیگر از انسانها که سن کمتری هم دارند وقتی به گذشته خود نگاه میکنند میبینند برخی از نمازهایشان قضا شده! حالا به جای اینکه به سرعت مبادرت به قضای آن کرده و تکلیف خود را انجام دهند، آن را به امروز و فردا واگذار میکنند تا پایان عمرشان فرا میرسد و موفق به انجام قضای آن هم نمیشوند، بعد از مرگ هم معلوم نیست، ورثه او این کار را انجام بدهند.