ترتیب افعال حقتعالی یا نظام آفرینش
موجودات ممکن و عوالم وجود بر سه دسته تقسیم میگردند
1- عالم تجرد تام که موجودات آن از مادّه و آثار و عوارض ماده مجرد است مانند عالم عالم عقول
2- عالم تجرد ناقص که موجودات آن از مادّه مجرد است ولی از عوارض آن مجرد نیست مانند عالم مثال
در عالم مثال، اشباحی وجود دارد که به صورت اجسام مادی و طبیعی تمثل دارند
3- عالم مادّه که موجودات آن هم مادّه دارند و هم عوارض ماده
نکات
1- تفاوت عالم مثال و عالم ماده به این است که موجودات مثالی تغییر و تحول ندارند و تحولات آنها از نوع تغییر صورتی به صورت دیگر نیست
بلکه از نوع ترتب وجودی است
ترتب حالات موجودات مثالی همانند ترتب صورتهای حرکت و تغییر در ذهن و خیال است
صورت حرکت در ذهن و خیال تغییر نمیکند چون صورتهای ذهنی و خیالی مجرد است و مجرد تغییرپذیر نیست.
تغییر در علم نیست بلکه علم به تغییر است
ترتب صورتهای حرکت در ذهن از نوع ایجاد صورتهای نو و متفاوت است
ترتب موجودهای مثالی نیز همینگونه است
2- با توجه به تشکیک در وجود و مراتب عالم هستی، هر مرتبهای از وجود و عالم، معلول مرتبه فوق خود و علت مرتبه فروتر از خود است
3- هر چه موجودات از مادّه فاصله داشته باشند، از حدود آنها کاسته میشود
بر این اساس، عالم عقل، گستردهترین و بسیطترین عوالم هستی است
پس از آن، عالم مثال قرار دارد
محدودترین عالم نیز عالم مادّه است
4- ترتیب میان عوالم وجود، ترتیب علی و معلولی است
بر این اساس، عالم عقل، علت مفیض عالم مثال و عالم مثال، علت مفیض عالم طبیعت است
5- عوالم سهگانه، متطابق بر هم هستند و هر یک از آنها کپی دیگری است.
یعنی هر موجودی که در یکی از عوالم هستی وجود دارد، با موجودی که در عالم فراتر و فروتر از آن وجود دارد، برابر است
در عین برابری آن موجودات، به سبب تشکیک وجودی آنها هر مرتبهای، ظل و شبح و رقیقت مرتبه فراتر و اصل و حقیقت مرتبه فروتر است.
6- هر یک از موجودات عوالم سهگانه، از همه جهات، آیه و نشانه حقتعالی و نشاندهنده کمالات او است.
پیشتر گفته شد که
علت واحد تنها یک معلول دارد
واجبتعالی از همه جهات واحد و بسیط است و هیچ جهت کثرت ندارد
نه کثرت خارجی دارد
نه کثرت عقلی دارد
نه کثرت مقداری دارد
نه کثرت تحلیلی دارد
و نه کثرت وجودی و مانند آن
در عین حال که واجبتعالی از همه جهات واحد است، همه کمالات را به بهترین وجه دارد
از اینرو، اولین موجودی که از خدای متعال صادر شده است، واحد و بسیط است و به دو سبب، همه کمالات را دارد.
یکی بدان جهت که بسیط است و بسیط کل کمال است
یکی دیگر بدان سبب که فعل بیواسطه فاعل به فاعل خود شباهت و سنخیت دارد
پس اولین صادر یا تجلی، از هر جهت فعلیت محض است و از قوه و استعداد منزه و مبرّی است
صادر نخست در عین حال که همه کمالات وجودی را دارد و هیچ جنبه نقص و کاستی ندارد با اینحال با واجبتعالی تفاوت دارد
تفاوت صادر نخست با فاعل خود یعنی واجبتعالی در این است که
صادر نخست، وجود ظلّی است و واجبتعالی وجود حقیقی
صادر نخست، عین فقر و تعلق به علت خود است و واجبتعالی عین غنای از هر چیزی
بر این اساس، فیض نخست در عین حال که واجد همه کمالات است،
نقص ذاتی دارد؛ محدودیت دارد، ممکن است؛ ماهیت دارد
چنین موجودی، عقل نامیده شده است که
هم ذاتاً و فعلاً مجرد است
و هم از همه جهات از واجبتعالی متأخر است
و در عین حال، میان واجبتعالی و آن، هیچ واسطه وجودی قرار ندارد.
انحصار نوع مجرد در فرد
مقصود از این عنوان این است که هر یک از انواع عقول مانند عقل اول و دوم ... تنها یک فرد دارند
نوع آنها همانند انواع مادّی، همچون انسان نیست که افراد آنها یا بسیار است یا بیشمار بلکه هر نوعی تنها یک فرد دارد.
دلیل بر انحصار نوع مجرد در فرد
هر ماهیتی که افراد متعدد دارد یا ممکن است افراد متعدد داشته باشد، بدین سبب است که آن ماهیت مادّی است و با مادّه همراه است.
به تعبیر دیگر، اگر ماهیتی مادّی نباشد، ممکن نیست افراد متعدد داشته باشد، زیرا اگر چنین ماهیتی (ماهیت مجرد) افراد متعدد داشته باشد چند فرض قابل تصور است که تنها یکی از آنها ممکن است و باقی آنها محال است


نقل قول
