يکي از اتفاقات ناخوشايندي که امروزه در جريان است، کماهميت شدن معناي کلمات به خاطر تکرار مکرر آنهاست که موجب شده متاسفانه اغلب افراد با تصور دانستن خيلي چيزها از استفاده واقعي از آن کلمات دور بيفتند و به صرف شنيدن و خواندن آن، اجرايي کردن آن برنامه را فراموش کنند. يکي از مواردي که بسيار از اين حالت آسيب ديده، نيروي ذهن و انرژي مثبت است که با توجه به اقبال عمومي نسبت به آن، از سويي تبديل به دکان و درآمدي قابل توجه براي بعضيها شده و از سوي ديگر با ايجاد تصورات نادرست درباره آن و عدم نتيجهگيري به خاطر غلط بودن روشها موجب نااميدي بيشتر و نتيجه معکوس شده است. بد نيست در آستانه سال جديد به اين مفهوم گردوخاک گرفته نگاهي تازه بيندازيم....
چيزي که بايد به آن توجه شود جريان دايم انرژيها در زندگي روزمره است و بايد يادمان باشد که ما حق نداريم اين جريان طبيعي را به يک مساله بغرنج و غير قابل فهم تبديل کنيم. شايد سادهترين روش آرامش بخشي براي همه آدمها دعا باشد؛ همه آدمها به روشهاي گوناگون با استفاده از دعا در واقع انرژيهاي مثبت را به سوي خود و يا آدمها و چيزهايي که دوست دارند جريان ميدهند و البته مقابل اين عمل نفرين است که انرژيهاي منفي را جذب کرده و يا سوق ميدهد. آنچه حايز اهميت است مشترک بودن آيينها و مراسم مختلف در جايجاي جهان است که بهرغم تفاوت در ظاهر آيينهاي عبادت و آرامش بخشي در واقع همه آنها از يک مکانيزيم بهره ميگيرند و با کمي تامل متوجه ميشويم که اشتراک ميان آيينها و اديان بسيار بيشتر از نقاط تفاوت
آنهاست. بودا ميگويد ذهن، زبان و تن خود را پاک نگهدار و زرتشت فرمان پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک را صادر ميکند. آنچه اهميت دارد توجه شديد به سالم بودن ذهن و دور نگه داشتن آن از آفات
مختلف است. سرخپوستان، انسان را گوي انرژي ميدانند و معتقدند انسان بايد با تقويت خود، اين گوي را درخشانتر و پرنورتر نمايد. اينان عقيده دارند در مقابل نيروهاي درخشان بخشي ار نيروهاي تاريک وجود دارند که موجبات ضعف انسانها را فراهم ميآورند و جالب اينجاست که معتقدند نيروهاي بدي که در جهان در گردشاند از دغدغهها و ناراحتيهاي
انسان انرژي ميگيرند و خوراک آنها در واقع استرس و غصههاي بشر است و بر طبق اين تصوير وقتي انسان با گوي درخشان خود با شادي زندگي ميکند همهچيز هماهنگ است اما اگر به ناراحتي و غصهها مجال حضور دهد گوي درخشان دچار ضعف شده و بلافاصله به وسيله اين نيروهاي منفي مکيده ميشود و همين باعث تداوم رنج در انسان ميشود زيرا با گوي آسيبديده در واقع هماهنگي انسان کم شده و به مرور اين عدم هماهنگي بيشتر ميشود. شايد با مرور اصول آييني اديان به اين نکته واقف شويم که همه تلاش پيشروان در طول تاريخ هدايت انسان به مسير درست زيستن و درست انديشيدن است. به عنوان نمونه، سرخپوستان تولتک چهار اصل بنيادين دارند که از آن به عنوان چهار ميثاق ياد ميکنند.
ميثاق اول
با کلام خودتان گناه نکنيد يا در گفتارتان معصوم باشيد. از به کار بردن کلمات بر عليه خود يا ديگران خودداري کنيد و از قدرت کلمات در جهت روشنساختن حقيقت و انتشار عشق استفاده کنيد.
ميثاق دوم
هيچ چيز را به خودتان نگيريد (ربط ندهيد) هيچيک از اعمالي که ديگران انجام ميدهند به خاطر شما نيست، تمامي گفتار و کردار ديگران انعکاسي از واقعيتهاي خود آنهاست و اگر در برابر اعمال ديگران آسيبپذير نباشيد دچار غم و اندوه و رنجهاي بيهوده نميشويد.
ميثاق سوم
تصورات باطل نکنيد. از روي حدس و گمان مسايل را ارزيابي نکنيد و به خودتان جرات بدهيد و نظر واقعي خودتان را اعلام کنيد و ارتباطاتتان را صريح و روشن برقرار کنيد تا از هرگونه سوءتفاهم و رنج در امان بمانيد.
ميثاق چهارم
هميشه بيشترين تلاشتان را بکنيد. بيشترين تلاش شما از اين لحظه تا لحظه بعد تغيير ميکند. بيشترين تلاش شما در زمان بيماري با سلامتي کاملا فرق دارد، تحت هر شرايطي نهايت سعيتان را بکنيد. در اين صورت ديگر خود را مورد قضاوت و سرزنش قرار نداده و احساس پشيماني نميکنيد.
اين چهار ميثاق بسيار کاربردي هستند و فقط کافي است سعي کنيم آنها را اجرايي کنيم. تلاش براي آلوده نکردن زبان و هدر ندادن وقت براي صحبت در مورد ديگران کار سختي نيست و سعي در نيالودن زبان به دروغ و نيز سعي بر اينکه زود قضاوت نکنيم و به افراد مقابلمان فرصت دفاع از خود بدهيم و پيش از دفاع محکومشان نکنيم و از تعارف و رودربايستيهاي بيهوده دوري کنيم تا
بعد مجبور به ساختن و پرداختنهاي پردردسر نشويم و در نهايت هميشه بيشترين تلاش در حد وسعمان، چرا که خداي فرموده است که آدميان را به اندازه توانشان بازخواست ميکند. به راستي تاکنون به اينکه حد واقعي قدرت و توان شما چهقدر است، فکر کردهايد؟




نقل قول
