صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

موضوع: از ازل تا قيامت

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض از ازل تا قيامت



    محمد جواد مصطفوی


    امضاء


  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    تقديم:
    به روان پاك و مطهّر علماى سترگ ربانىِ كه در راهِ اعتلاى اسلام و تشيّع و دستاوردهاى آن در طول تاريخ پرفراز و نشيب رنج ها كشيده اند; تا تعاليم اسلامى ـ شيعى را به طور كامل و صحيح به نسل هاى آينده برسانند; «العلماء باقون ما بقى الدّهر».
    و به پاسداران ارزش هاى اسلامى كه با خون پاك شان اين دستاوردهاى عظيم را پاسدارى نمودند، خصوصاً دو لاله ى سرخ كربلاى ايران، شهيدان بسيجى; «محسن و ايرج مصطفوى» راه شان پر ره رو باد.
    مقدّمه چاپ چهارم
    سپاس و ستايش خداى يكتا را سزاست كه محبوب دل هاست و يادش مايه آرامش جان ها. معبودى كه روح و فكر انسان در پرتو عبادت و آيات اش منوّر گشته; و فراتر از ديد چشم ها و توصيف زبان ها و پندارهاست.
    آن خدايى كه; بندگان اش را براى فزونى نعمت ها به سپاس گذارى فراخوانده و باب حمد و ستايش را به روى همگان گشوده است. و رستگارى و سعادت را به وسيله حبيب خود محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در آيه آيه قرآن به ما نشان داد. و قطراتى از درياى بيكران معارف آيات اش را با زبان جانشينان معصوم و بر حق پيامبرش (صلوات اللّه عليهم اجمعين) بر ما چشاند، تا بتوانيم راه و رسم عبادت درگاه اش را درك كنيم تا وجودمان را از عشق به معرفت اللّهى لبريز سازيم.
    و درود سلام خداوند بر حكيم فرزانه، فقيه عاليقدر، مجدّد اسلام، بزرگ مردِ ديانت و سياست حضرت امام خمينى(قدس سره) كه با نهضت خود شجره طيّبه اسلام را حياتى ديگر بخشيد. و سلام و درود به رهبر عظيم الشأن انقلاب، خلف صالح آن روح قدس الهى; شهيد زنده انقلاب حضرت آية اللّه العظمى خامنه اى ادام اللّه عزّه الشريف.

    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    كتاب حاضر
    چون اسلام دين كامل و از هر جهت بى عيب و نقص است، برهان قاطع اديان الهى و اتمام نعمت هاى تمامى بشر مى باشد. بدين جهت روح معنويّت در اسلام پزشك واقعى و داروى سريع الأثر هر مرض است. دانشمندان و روان پزشكان غربى نيز در سايه تحقيقات گسترده خود به همان نتايج رسيده اند. در اين تحقيقات، كه مكرراً در رسانه ها نيز پخش شد مى رسانند كه: عبادت و برخوردارى از ايمان محكم، تمام هيجان هاى روحى و امراض جسمى را برطرف مى كند... . چون عبادت، راز آفرينش است و آثار و فوايد آن در سعادت دنيا و آخرت انسان در آيات و روايات و سخن بزرگان به روشنى آمده است.
    مؤلف نيز طبق اداى وظيفه ـ بعد از استقبال بى نظير علاقه مندان اين گونه مباحث كه در چندين چاپ گذشته با ارسال پيشنهادات و انتقادات سازنده خود مشوّق ما بودند ـ كوشيده است در پرتو كلام خدا و معصومين(عليهم السلام) و با توجّه به دستاوردهاى علمى روز، در زمينه مسائل و چگونگى شناخت واقعى انسان و عوالم به وجود آورنده آن تحقيقى گسترده و مستدّل داشته باشد. هم چنين توفيقى حاصل شد تا بتواند به اصلاح متن و نواقص كتاب بپردازد. چون طى ساليانى كه با كتاب و كتاب خوانى آشنايى داشتم، هميشه كمبود چنين مباحثى رنج ام مى داد كه چرا انسان از عوالم به وجود آورنده خود آشنايى كامل نداشته باشد؟! و نسبت به خود بيگانه باشد و گمشده واقعى خود را كه همان انسانيّت انسان و آدميّت آدم است نيابد. به طورى كه امام على(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد:
    عَجَبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُّ ضالَّتَهُ وَ قَدْ اَضَلِّ نَفْسَهُ فَلا يَطْلُبُهُ; (1)
    در شگفتم از آن كسى كه دنبال گمشده خود مى رود و براى يافتن آن به جستوجو مى پردازد. ولى خود را گم كرده، ]در حالى كه [ براى يافتن آن گامى بر نمى دارد.
    و در جاى ديگر امام(عليه السلام) هشدارى جدّى در آگاهى به خويشتن مى دهد و زنگ خطرى را به صدا در مى آورد، كه:
    اى بندگان خدا! از هم اكنون به هوش باشيد، هنوز زبان ها آزاد است و بدن ها سالم و اعضا و جوارح و محل رفت و آمد وسيع و مجال آن بسيار است. به هوش باشيد پيش از آن كه فرصت از دست برود و مرگ فرا رسد... .(2)

    به هرحال مقصود واقعى هر نوشتار القاى تفكرى است كه نشأت گرفته از يك پديده انحصاريى به نام مغز مى باشد، كه چگونگى دريافت هاى فرد را به منصه ابتكار و ظهور مى رساند. كه در اين زمينه از هنرها و شگردهاى مختلف بهره مند مى شود، تا اثرگذارى تراوشات ذهنى اش را بيشتر كند. و اهدافى را كه از پيش طرح نموده - نفياً و اثباتاً - به آن برسد.
    با چنين اوصاف، كتاب ارزشمند و خوب كتابى است كه در مسير رساندن سعادت واقعى افراد يك جامعه داراى تعاليم پاك و اسلوب روان باشد. و نبايد از اذهان دور نمود كه انسان در دنياى مادى با پيشرفت علوم (تكنولوژى)، به طور خودكار در مسيرى قرار گرفته كه متأسفانه اصالت هر فرد فقط درگروِ بُعد اقتصادى آن جامعه محاسبه مى شود. و در نظام هاى مادى با ارائه نمودهاى تمدن و متمدن بودن تمام مظاهر انسانى را زير سؤال مى برند. و با ترفندهاى پيچيده و حربه هاى كارى و با برنامه ريزى مدّون مسيرى در طول زندگى افراد قرار مى دهند كه از بدوِ تولّد تا مرگ، تعقلى در معنويّت نداشته باشند. تا كسب قدرت متعالى را براى افراد يك جامعه مضرّ اعلام دارند. و اگر هم به مبدأ و معادى معتقد باشند با ارائه استدلال هاى بى مغز و بعضاً پوچ آن را كِسل كننده مى دانند. و چه بسا در تبليغ آن بسيار كوشا هستند.
    در اين برهه از زمان، خداوند بر ما منّت نهاد كه قدرشناس علماى سترگ ربانى خود باشيم، چرا كه تعاليم غنى اسلامى - شيعى را با واقعيّت هاى روان كه نشأت گرفته از قرآن و احاديث معصومين(عليهم السلام) و قابل ادراك تمام ذهن ها از خرد و كلان است، بدون هيچ كم و كاستى در اختيار ما گذاشتند، تا همگان را به خداجويى و معنويّت كه اعتلاى روح و بشاشيّت جسم است هدايت كنند.
    اهميّت تحرير
    همان طور كه براى يك زندگى متعادل، جسم در همه حال احتياج به غذاى مقوّى دارد تا در مقابل هجوم امراض و ميكروب ها ايستادگى كند، روح هم در تمام حيات مادى احتياج به غذاى مقوّى و روح بخش دارد، تا در مقابل امراض كسل كننده مقاومت كند. و براى هر بيمارى روحى ـ معنوى داراى حجّت قاطع باشد; زيرا بشاشيّت جسم نيز اتّكاى به روح متعالى است. و اين امكان پذير نيست، مگر تمسك جستن و پايبند بودن به معنويت و ايمان به يك قدرت متعالى و برتر.
    جالب است به اقرار و اعتراف يكى از دانشمندان غربى كه امروزه به خلأ ايمان و معنويت در جوامع پى بردند و مكرر در رسانه ها چاپ و پخش شد توجه كنيم، او مى گويد:
    ايمان يكى از قوايى است كه بشر به مدد آن زندگى مى كند و فقدان كامل آن در حكم سقوط بشر ]در جهان هستى [ است.(3)
    ويا مى گويند:
    كسانى كه مرتباً به كليسا مى روند، كم تر دچار افسردگى يا بيمارى فشار خون مى شوند. بيستو چهار سال پيش، وقتى كه هفته نامه آمريكايى «تايم» در گزارشى به ظاهر انتقادى زير عنوان «احياى فرقه گرايى مذهبى» نوشت: «توسل به دعا و شفاى الهى هميشه گزينشى اساسى در برابر طب جديد بوده است. و شفاى روحانى ارمغانى است كه در كتاب مقدس مدام به آن اشاره مى شود. و بسيارى از قديسين اعتبار خود را با معجزه اى در درمان بيمارى هاى بى درمان كسب كرده اند». شمار زيادى از دانشمندان و پزشكان امريكايى برآشفته اند و به اعتراض نوشتند: تهيه چنين گزارش هايى، به هر بهانه ممكن، دامن زدن به خرافه پرستى در ميان مردم است.
    بار ديگر همان هفته نامه گزارش مستندى زير عنوان «ايمان و شفا» تهيه كرده است، كه نشان مى دهد شمارى از دانشمندان و پزشكان به قدرت ايمان مذهبى در درمان بيماران اعتقاد پيدا كرده اند.(4)
    هم چنين يك محقق كانادايى، اعتقاد به حيات پس از مرگ را موجب طولانى شدن عمر انسان مى داند. نتيجه مطالعه اى در كانادا حكايت از آن دارد كه اعتقاد به حيات پس از مرگ موجب طولانى شدن عمر انسان مى شود. دكتر «چاندراكانت شاه» پزشك و استاد دانشگاه تورنتو معتقد است يك پنجم مرگ و ميرهاى كانادايى يان يا 43 هزار مورد در سال با ضعف باورهاى روحانى و معنوى در ارتباط است.
    او گفت: اعتقادات روحانى موجب كاهش اضطراب شده، روش زندگى سالم را بهبود بخشيده، و موجب افزايش ارتباطات اجتماعى مى گردد.
    او معنويت را نه تنها در اعتقاد به خداوند و يا مشاركت در برنامه هاى مذهبى سنتى، بلكه در باورها، ارزش ها و رفتارهايى مى داند كه موجب توجه فرد به موقعيتش در جهان هستى و ارتباط وى با يك قدرت برتر و محيط اجتماعى ـ مادى او مى گردد.(5)
    همگان معترفيم كه، عدم شناخت روان و عوالم خلقت انسان، چه بسا ضعف ايمان به مبدأ و معاد و بى بند و بارى در جامعه را به ارمغان مى آورد. چون روان (روح) آدمى در شرايط عادى نيز تحت تأثير ممكنات و غير ممكنات محيط و جامعه است و در مقابل هجوم امراض مختلف روحى از قبيل: شك و ترديد، پوچى و بى هويّتى، پژمردگى و... قرار مى گيرد و مسلماً جسم را نيز عليل و بيمار مى كند.
    كتاب « از ازل تا قيامت» توانسته در دو فصل مجزا به سعادت واقعى افراد و چگونگى عوالم خلقت انسان به طور اجمال پردازش داشته باشد; و با يك تحقيق انسان شناسى، با در نظر گرفتن بعد اعتقادى - اخلاقى و اجتماعى كه گسترده ترين بحث ها را در بردارد به شناخت عوالم ششگانه انسان بپردازد، كه دير باز مورد علاقه همگان بوده است; تا سؤالات هميشگى افراد را در طول تاريخ كه: از كجا آمده ام؟ آمدن بهر چه بود؟ و به كجا مى روم؟ پاسخ منطقى دهد. تا مشتاقان كسب معارف الهى و تعاليم اسلامى - شيعى از اين پل ترقّى كه إن شاءَ الله: «الايصال الى المطلوب» واقع گردد، استفاده نموده و به واقعيت و اصالت اصلى خود كه همان هويّت انسانى است برسند.
    و به جرأت مى توان گفت: عمده ترين و مؤثرترين عوامل تربيتى يك جامعه متعالى و رو به رشد شناساندن مبدأ - تعالى - و معاد و سرنوشت انسان است، كه بنا به اهميت اين بحث خداوند در چندين آيه به آن اشاره مى كند و مى فرمايد:
    أَفَحَسِـبْتُمْ أَنَّما خَلَـقْناكُمْ عَـبَثاً وَأَنـَّكُمْ إِلَيْنا لا تُـرْجَعُونَ; (6)

    آيا چنين پنداشتيد كه ما شما را بيهوده و عبث آفريده ايم و هرگز به ما رجوع و بازگشتى نخواهيد كرد.
    به نظم در آوردن و به نظم شنيدن چنين مباحث دل نشين لطف ديگر دارد، آن جا كه شاعر پرآواز مى سرايد:
    روزها فكر من اين است همه شب سخنم *** كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
    زكجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ *** به كجا مى روم آخر ننمايى وطنم!
    مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك *** چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم
    من به خود نامدم اين جا كه خود باز روم *** آن كه آورد مرا باز برد در وطنم
    آرى! هر چه انسان به شناخت خلقت و عوالم به وجود آورنده خود بيشتر تحقيق كند، به ناتوانى و ضعف جسمى خود در مقابل قدرت لايزال پروردگار مقرّخواهد بود. آنگاست كه پيشانى را با معرفت برخاك نهادن و كرنش و سپاس گزارى را آگاهانه به جا آوردن، لذتِ دنيا و حيات جاويد را خواهد چشيد، كه اين اوّلين قدم عارف بودن به حق پروردگار عالم مى باشد. كتاب از ازل تا قيامت در اين راستا بليغ است. چون از امام صادق(عليه السلام) پرسيدند كه بلاغت چيست؟ امام(عليه السلام) فرمودند:
    هر كس چيزى را بداند، با كم ترين سخن بيان كند. و شخص را از آن جهت بليغ (رساگو) نامند كه با كم ترين كوشش به نياز خود مى رسد و مقصود خويش را ادا مى كند.(7)
    در اين باره بهتر است اهميّت تحرير كتاب از ازل تا قيامت را به عهده خوانندگان عزيز كه عمدتاً قشرهاى جوان و تحصيل كرده هستند واگذاريم. اگر چه كتاب « مالايُدْرَكُ كُلُّهُ لايُترَك كُلُّه» را در بر دارد، اين شامل تمام نوشتار مى باشد، ولى « لاتُـكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّ وُسْعَها» (8) مصداق نگارنده است.
    در پايان بر خود لازم مى دانم از زحمات بى شايبه مسؤوليت محترم انتشارات نبوغ كه در كيفيّت چاپ و پخش به موقع اين اثر تلاش فراوان نمودند، و هم چنين از همه عزيزانى كه به هر نحوى در چاپ و نشر اين اثر قدم صادقانه برداشته اند، تقدير و تشكر كنم.
    پس خدايا!
    عبادت درگاه ات را نصيبمان، راز بندگى ات را مسلكمان، عارف بودن به حقّ ات را دانشمان، و رهايى از تمام گناه هان و مهلكات دنيوى را آرزومان و در همه حالْ ذكر نام ات را توفيق مان عنايت فرما.
    قــــم
    محمّد جواد مصطفوى
    پاييز 1379


    پى‏نوشتها:
    1) آمدى، عبدالواحد، غررالحكم، ص 495.
    2) فيض الاسلام، على نقى، نهج البلاغه، خطبه 196.
    3) ويليام جميز، پدر روان شناسى جديد و استاد فلسفه در دانشگاه هاروارد، الكسيس، كارل، آئين زندگى، ص 155.
    4) برگرفته از مقاله «دريچه اى به آن سو» مجله شماره 2 دريچه.
    5) روزنامه جمهورى اسلامى، شنبه 10/2/79.
    6) مؤمنون (23) آيه 115.
    7) حكيمى، محمدرضا و برادران، الحياة، ج 1، ص 131، به نقل از تحف العقول، ص 264.
    8) بقره (2) آيه 233.




    امضاء


  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فصل اوّل : عارف به حقّ پروردگار باشيم


    شناختى ديگر


    در عصر حاضر استعمارگران كهن در تدوين برنامه هاى حكومتى ـ سياسى ملل مختلف، رمز سعادت ملل جهانى را در پيشرفت «تكنولوژى» مى دانند. در اين راستا قوانينى در چارچوب حقوق سياسى و اجتماعى مردم با پشتوانه ى «تكنولوژى» وضع نمودند. و انتظار طراحان و مصوّبين آن اين است كه; با اعمال فشارهاى اقتصادى، سياسى، نظامى و روانى قوانين وضع شده را جز اهداف لاينفك همه ملل بشمارند و قدرت تك قطبى را به آنها بقبولانند. و همه عالم و آنچه در اوست در مسيرى سوق دهند تا هادى انسان ها در دو بعد سياسى و اقتصادى باشند. و نظريه آن متفكّر تاريخى كه معتقد بود: «بشر حيوانى اجتماعى ـ سياسى است»(1) را سرلوحه امور خود قرار دهند و تكاليف اجتماعى افراد را خود در دست بگيرند.
    زيرا بُعد اعتقادى ـ معنوى انسان ها را يك روش قديمى و سنتى مى پندارند، و دلايلى ارايه مى دهند كه علت عقب ماندگى بعضى از امّت ها به خاطر پايبندى و گرايش مسلم آنها به عقيده است.
    همه افراد در هر جامعه اى و در هر شرايطى به كليّت قانون و چگونگى پيشرفت مى انديشند، تا بتوانند خواسته ها و آرزوهاى خود را به تحقق برسانند. ولى افكار و فرهنگ غلط استعمارگران در طول تاريخ بشر اين بود كه هميشه طبقات جامعه اى را در صعود قلّه رفيع پيشرفت پايين نگاه داشته شوند. و از استعدادهاى بالقوه ى آنها استفاده نگردد تا مورد بهره برى بيشترى قرار گيرند. چنان چه نتايج استعمار و استثمار را هر روز در ميان دولت ها و ملّت هاى مستقل در دنياى كنونى شاهديم.
    با اين كه انسان هاى آزادانديش در طول قرن ها بودند كه عقيده داشتند، حيطه ى فعاليّت انسان ها از ابتداى خلقت محدود نبوده و جامعه اش هر روز نسبت به گذشته شكوفاتر شده و نسبت به نوآورى و پيشرفت صنعت «تكنولوژى» و بازنگرى قانون اساسى شان در سرلوحه امور جامعه خود معترف اند. و در اين مسير رنج هاى بسيار كشيده شد. و در نهايت اميدوار بودند كه افراد يك جامعه در گروِ پيشرفت قانون و امنيت در آرامش روحى و جسمى به حيات خود ادامه دهند. و لذا هر روز با افكارى بكر و اهدافى تازه در عرصه صنعت و تكنولوژى قدم گذاردند، تا بتوانند آنچه را كه به طور كلى مسكّن جسم و روح است بيابند و در حيطه ى قدرت خويش گيرند. تا از مهلكات اجتماعى نجات يابند.
    سؤالى مطرح مى شود كه: آيا پيشرفت صنعت «تكنولوژى» در تمام علوم به نحوى كه همگان از آن بهره برند مى تواند آرامش روحى و جسمى افراد يك جامعه را تأمين كند؟
    جواب اين سؤال خود متضمّن سؤالات ديگر است كه امروز در علوم مختلف از قبيل: سياسى، اقتصادى، حقوقى، اجتماعى و... به ظرافت آن پرداختند و هر كدام به مقتضاى بهره گيرى از آن پاسخ داده اند، و به نحوى به شرح و تفصيل از چگونگى بهرهورى صنعت پرداخته اند و سعى در گسترش آن دارند. مثلا، علم سياست در دنيا كنونى كه حرف اوّل و مادر علوم روز است و در سر فصل تمام دولت ها و حكومت ها قرار مى گيرد، تداخل قابل ملاحظه اى در علوم انسانى و حقوق اجتماعى كرده و آن را تحت شعاع قرار داده. و يا گاهى سياست با علم اقتصاد ادغام شده و علوم اجتماعى را تحت شعاع قرار مى دهد. و يا رابطه ى «حقوق و اقتصاد سياسى كه از علوم وابسته به يكديگرند، بر خلاف آن چه بعضى ادعا مى كنند نه در كاوش هاى اقتصادى مى توان به قواعد حقوقى بى اعتنا ماند و نه در وضع و اجراى قوانين ممكن است عوامل اقتصادى را ناديده گرفت.
    پديده هاى حقوقى و اقتصادى در يك ديگر اثر متقابل دارند. براى مثال، همان گونه كه وضع توليد و توزيع ثروت در چگونگى قواعد مربوط به مالكيت اثر دارد، قوانين ناظر به حدود اختيار مالكان و تنظيم روابط آنها نيز در مقدار و كيفيّت توليد مؤثر است.
    دانشمند اقتصادى كه مى خواهد بهترين راه را براى ازدياد توليد و عادلانه ترين شيوه ى توزيع ثروت بيابد، ناچار بايد قواعد حقوقى را كه بر اين امور حاكم است بداند و مقررات بيع و تقسيم و اجاره را، كه وسيله ى انتقال و بهره بردارى از امور است، بشناسد».(2) هم چنين بقيّه علوم روز و ارتباط آنها با تكنولوژى را مى توان قياس كرد، كه بايد گفت: آيا تداخل علوم و پيشرفت آنها مى تواند گره از مشكلات روحى و جسمى افراد يك جامعه بگشايد؟
    در قرن نوزدهم و بيستم ـ و الآن كه مقارن با قرن بيستو يكم در سال 2000 هستيم ـ اوج پيشرفت انسان در عرصه مجهولات علمى بوده و هنوز پاسخ فطرى و الهامات روحى آدمى بى جواب مانده است. و در علوم مختلف روز تحقيقى كه بتواند به فطرت آدمى و به الهامات روحى او پاسخ مثبت دهد نيافتيم.
    و اين مباحث داراى عواملى است كه در سطور بعدى خواهد آمد.


    امضاء


  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بعد اعتقادى امّت ها


    امّت ها در تمام اديان الهى يك وجه مشتركى دارند و آن يكتاپرستى و توحيد است.(3) كه در آن نقطه اتصال، امّت ها داراى يك قانون كلى مى باشند كه آنها را پايبند به دين و مذهب مى كند. و انسان هايى كه در چارچوب قوانين و رعايت حقوق الهى به مقامات عاليه و رستگارى مى رسند و آثار و آداب پيامبران شان را كه مبلّغين راستين الهى در ميان ملل مختلف بودند در سينه ها محفوظ دارند و گاهاً نصب العين قرارمى دهند، تا بعد اعتقادى و عبادى آنها نيز در ميان امت ها و اجتماع نوين شان پيوسته مشهود بماند.
    و در طول تاريخ و در هر جامعه اى افرادى كه به عنوان الگو و هادى بشريّت كه همان بعد اعتقادى و تقرّب الى اللّهى مردم را تقويت و شكوفا كنند وجود داشت، تا آنها را در مسير اعتقادات حفظ نمايند، و طورى به مشكلات و الهامات روحى مردم پاسخ مى دادند كه بعضاً پيشوايان خود را خدا مى خواندند و كفر مىورزيدند.(4) در اين مسير كوشش رهبران و پيشوايان دين فقط حفظ مردم از مهلكات فردى و اجتماعى بود، تا از اعتقادات دينى پيامبران و گرايش بيشتر مردم به آداب و سنت هاى آنها، پايبند بماندند. و آيندگان نيز در حفظ ارزش هاى رسالت يك پيامبر ارج نهند. و با اصول و احكام همان پيامبر دم ساز باشند تا به عافيت دينى و در نهايت به اوج معرفت اللّهى برسند.

    امضاء


  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بُعد اعتقادى و بيان تفكّر دينى امّت هاى گذشته در تمام كتب الهى خصوصاً قرآن كريم به فراوانى بيان شده، تا همگان از آنها به عنوان يك دستورالعمل الهى ـ دينى به صورت قانون مدّونى نمودار نمايند و در عمل نمودن به آن جدّى باشند، تا در مقابل اشاعه هرج و مرج و فساد اجتماعى سدّ مستحكمى بسازند.
    چون بحث الهام گرفته از كتاب آسمانىِ قرآن كريم و روايات ائمه معصومين (عليهم السلام) است، مى توان گفت كه خداوند و اولياى الهى در بعضى از موارد شاه راه هاى اتصال به معبود را طورى تنظيم كرده اند كه براى همگان قابل قبول است و پذيرش آن نيز مقبوليّت عامه دارد. چون قوانين وضع شده در قرآن كريم بدون تحريف و براى همگان تسليم محض مى باشد ـ بر خلاف كتب اديان ديگر كه از طهارت و تعريف مصون نمانده و تحريفاتى فراوان و خدشه اى بس عميق در بردارند.


    امضاء


  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نگرشى در دو دين يهوديّت و مسيحيّت


    بُعد اعتقادى و مواعظ مربوط به كتاب هاى اديان گذشته در حال حاضر به ما اين را مى فهماند كه امّت ها و پيروان امروز انبياى سلف نسبت به احكام و آداب پيامبران دينى ـ اعتقادى خود چه قدر بى اعتنا هستند. كه فقط عنوان موسوى و عيسوى بودن را به يدك مى كشند. و خودشان را به نام يهود بنى عمى يا يهود بنى موآب(5) و... معرّفى مى كنند.
    يا وقتى كه آداب و احكام فرقه هاى مختلف مسيحيّت را بررسى مى كنيم، مى بينيم آن چنان دخل و تصرّف در كتب دينى خود كرده اند كه جز شرك به خدا نمى يابيم. و هيچ عقل سليمى در هيچ زمانى آن آداب كذايى را نمى پسندد. و جالب توجّه اين كه، خود نسبت به قوانينى كه وضع كرده اند آن قدر بى اعتنا هستند كه در نهايت در دنياى كنونى هرج و مرج دينى ـ مذهبى و فساد اجتماعى را شاهد هستيم، كه عدم ثبات اعتقادى و عبادى را در غرب به ارمغان آورده است. و آنقدر محو در غرايز جنسى و تجمّلات مادى شدند، كه هرگز پايبند به اصول اعتقادى ـ معنوى خود نيستند.
    به فرض اين كه متّقى نيز باشند، به برپايى چند عيد و روزهاى فردى را به عنوان روز عبادت در كنسيه ها و كليساها جمع شدن اكتفا مى كنند. كه به طور كلى مى توان گفت:
    اصول اعتقادى ـ معنوى در دو دين يهودى و مسيحى مرده و يا اگر هم باشد خيلى كم رنگ و بدون انگيزه مى باشد. و معمولا نيازهاى روحى و اسلوب معنوى شان كه آنها را به سوى تعالى سير دهند خلاصه مى شود به استغناى عبادى كه ـ در معابد با روش خاصى انجام مى گيرد ـ و اين خود عدم تفكّر دينى و اصالت معنوى شان را مى رساند.

    امضاء


  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به هر حال پايبندى آنها به توحيد و يكتاپرستى و حفظ بعضى از آداب و سنن پيامبران شان يك امر فطرى بالقوّه است، كه خداوند در ذات همگان به وديعه گذاشته، و بيدار نمودن و شكوفا شدن آن احتياج به يك الگو، رهبر و پيشوا دارد، كه خود مبرّا از هر گونه پليدى و كج انديشى باشد، كه متأسفانه در تمدّن غرب ديده نمى شود. و اگر هم باشند در چارچوب برنامه هاى سياسى ـ اقتصادى روز قابل بروز و معرفى نيست.
    قابل قياس نيست، آنچه را كه تفاوت راه است، از اصول اعتقادى تمدّن غربى امروز با مسلك دينى پيامبران شان كه از طرف خداوند به راهنمايى آنان مبعوث شده بودند. در اين راستا امام على (عليه السلام) براى شناساندن اصول اخلاقى و معنوى يهود و عدم رعايت آنها به اين اصول در خصوص برگزيده آياتى از تورات مى فرمايد:
    من از تورات دوازده آيه برگزيدم و به عربى بازگرداندم و روزانه، سه نوبت در آنها مى نگرم:
    آيه اوّل: اى آدمى زاد! تا آن هنگامى كه در تحت قدرت و سلطنت من هستى، از شكوه هيچ كس پروا مكن و بدان كه قدرت و سلطنت من بر تو هميشگى و جاويدان است.
    آيه دوّم: اى آدمى زاد! تا آن گاه كه خزينه ها از ارزاق پُردارم، از نرسيدن روزى خويش نگران نباش و بدان كه خزاين من پيوسته پر خواهد ماند.

    امضاء


  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آيه سوّم: اى آدمى زاد! تا آن زمان كه مرا توانى يافت، به كس ديگر دل مبند، و بدان كه هر وقت مرا جويا شوى، نيكوكار و نزديك به خود خواهى يافت.
    آيه چهارم: اى آدمى زاد! به حقّ خود سوگند كه من دوست دار توأم، پس به حقّى كه بر تو دارم، سوگندت مى دهم كه دوست دار من باش.
    آيه پنجم: اى آدمى زاد! تا آن وقت كه هنوز از صراط نگذشته اى، از خشم من ايمن منشين.
    آيه ششم: اى آدمى زاد! همه چيز را به خاطر تو آفريدم و تو را به خاطر عبادت خود، پس مبادا كه در اين راه آنچه براى تو آفريده ام از آن درگذرى.
    آيه هفتم: اى آدمى زاد! تو را از خاك و پس از آن نطفه و علقه و مضغه ساختم و آفرينش تو مرا رنجى و دشوارى نداشت، اينك مپندارى كه از رساندن قرص نانى به تو رنج و دشوارى دچار شوم.
    آيه هشتم: اى آدمى زاد! محض خاطر خويش ـ كه خيلى ضعيفى ـ بر من آشفته مى شوى، ليكن به خاطر من بر خود خشمگين و آشفته نمى گردى.
    آيه نهم: اى آدمى زاد! روزى تو بر من واجب است. و مرا نيز بر تو فرايض است. ليكن ـ آگاه باش ـ اگر در انجام فرايض نسبت به من سرپيچى كنى من آن نيستم كه از فرايض و عهد خويش سرباز زنم.
    آيه دهم: اى آدمى زاد! هر كس تو را براى خودش مى خواهد، امّا من تو را براى خودت مى خواهم، پس از من مگريز.
    آيه يازدهم: اى آدمى زاد! اگر به آنچه كه روزى ات كرده ام، راضى و خشنود باشى، جان و تن خويش را در آسايش و راحتى نهاده اى و انسان سزاوار و ستوده اى هستى. ولى اگر به قسمت من رضايت ندهى، چنان دنيا را بر تو مسلط سازم كه [ همانند ] چوپان حيوان وحشى يابد و در بيابانى حيران و سرگردان گردى و به هر حال بر فزون از آنچه روزى مقسوم تو كرده ام دست نخواهى يافت كه انسانى بس ناسزاوار و ناشايسته اى.
    آيه دوازدهم: اى آدمى زاد! هرگاه در برابر من به بندگى ايستاده اى، چنان باش كه بنده اى خاك سار در برابر پادشاهى شكوه مند ايستاده است. و چنان باش كه در منظر خويش مرا مى يابى، كه اگر تو مرا نتوانى ديد من تو را مى بينم. (6)
    امضاء


  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    July 2023
    شماره عضویت
    17942
    نوشته
    1,160
    صلوات
    513
    دلنوشته
    3
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,032
    مورد تشکر
    969 در 624
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين آيات برگزيده، اعتبار و وثاقت تورات واقعى را مى رساند، كه پيامبر خدا حضرت موسى (عليه السلام) براى هدايت امت اش به ارمغان آورد و رسالت اش را به وسيله ى آن تكميل نمود. ولى متأسفانه امروز به آداب و احكام آن خدشه وارد كرده اند و رنج ها و ناملايمات دوران تبليغ آن حضرت به فراموشى سپرده مى شود. و پيروان اين دين الهى فقط عنوان و شكل ظاهرى كتاب تورات را حمل مى كنند; « مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَل الحِمار يَحمِلُ اَسْفارا... ;(7) كسانى كه مكلف به تورات شدند ولى حقّ آن را ادا نكردند، مانند درازگوشى هستند كه كتاب هايى حمل مى كند، (آن را بردوش مى كشد امّا چيزى از آن نمى فهمد)... .»
    و يا رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد:
    در كتاب تورات پنج سخن است كه سزاوار است، به آب طلا نوشته شود: اوّل; سنگ غصبى در هر خانه اى سبب خرابى آن خانه است; دوّم; آن كس كه از روى ظلم و ستم غلبه مى كند، مغلوب است; سوّم; كسى كه گناه بر او پيروزى و غلبه يافته پيروز نيست; چهارم; كم تر حق خدا بر تو اين است كه از نعمت اش براى مخالفت با فرمان او كمك نگيرى، پنجم; در صورت تو آب خشكى است كه در وقت سؤال فرومى ريزد، بنگر كه در نزد چه كسى آن را فرو مى ريزى. (8)
    اين گفتار سليم نشانه بى هويّتى دينى و هرج و مرج بودن بعد اعتقادى گروه يهود را مى رساند، كه نهايت تنزل معنويت و ربانيت در دين شان است.

    امضاء


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi