





| ❤ |
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-03-2026 در ساعت 20:02
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ویژه نامه های دهه سوم ماه مبارک رمضان...
- تصاویر متحرک ویژه دعای روز شانزدهم ماه مبارک...
- آلبوم تصویری از ماه مبارک رمضان در نقاط...
- ویژه نامه های دهه دوم ماه مبارک رمضان...
- ▐♦♥♦░♦♥♦▌ دعای قرآن به سر گرفتن در شب های...
- نکاتی برای ورود به ماه مبارک رمضان
- روزه چیست؟
- نماهنگ زیبای « مناجاتی » - با زیر نویس فارسی...
- پیامک و دل نوشته ها ی شما خوبان ویژه ی شبهای...
- یک روانشناس مطرح کرد: تاثیر روزه بر کاهش...






| ❤ |
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 02-03-2025 در ساعت 21:30
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
حدیث رمضان
قال الصادق عليه السلام:
انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله
دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 02-03-2025 در ساعت 21:59
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو ! ماه نو! از مات درودی و سلامی
ماه نو! ماه نو! امسال به پیمانه چه داری؟
پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی
ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست
چه شب واقعه جوشی! چه شب آینه فامی!
ماه نو! ماه نو! امسال مرا نور بیاموز
تو که در مهر امامی - تو که در سوز تمامی
ماه نو! در پی تفسیر نویی از رمضانم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی
رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست
نه تو را نان حلالی - نه مرا آب حرامی
در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم
آه - آیینه در آیینه - عجب حسن ختامی!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
دعا و اعمال روز اول
در آن چند عمل است:
اوّل غسل كردن در آب جارى و ریختن سى كف آب بر سر
كه باعث ایمنى از جمیع دردها و بیماریها است در تمام سال .
دوّم كفى از گلاب بر رُو بزند تا از خوارى و پریشانى نجات یابد و
قدرى هم بر سر خود بزند تا در آن سال از سرسام ایمن شود .
سوّم دو ركعت نماز اوّل ماه و تصدّق را به عمل آورد .
چهارم دو ركعت نماز كند در ركعت اوّل حمد و اِنّا فَتَحْنا
و در ركعت دوّم حَمْد و هر سوره كه خواهد بخواند
تا حق تعالى جمیع بدیها را در آن سال از او دور گرداند
و در حفظ خدا باشد تا سال آینده.
نماز شب اول ماه مبارک رمضان:
چهار رکعت نماز ، هر رکعت یه مرتبه حمد و پانزده مرتبه توحید .
ثواب :
حضرت علی (ع) : کسی که این نماز را بخواند خدای تعالی عطا کند
ثواب راستگویان و شهداء ، و تمام گناهان او را بیامرزد
و روز قیامت از رستگاران باشد .
نماز روز اول ماه مبارک رمضان :
این نماز دو رکعت است که در رکعت اول سوره حمد و سوره فتح
و در رکعت دوم سوره حمد و هر سوره ای که خواست می خواند .
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
سلام، ماه خدا!
بر بام های این همه فراوان، هلال نو رسیده، سوسو می زند
و صدای آسمان، در دل ها فراگیر می شود:
ای اهل زمین! ماه خدا فرا رسید.
همه برمی خیزند و پیراهن ها را از سکوت یک ساله می تکانند.
سجاده ها را از سر می گیرند...قرآن ها، از نو متولد می شوند.
سفره ها رنگ دیگر می گیرند؛
رنگ بزم خداوندی؛ رنگ تبرک بی دریغ، رنگ مائده های آسمانی.
دل های وضو گرفته، نفس زنان، به درگاه رحمت می آیند:
خداوندا! تمام معبرها را در انتظار رسیدن رمضانِ تو،
آب و جارو کرده ایم.
شاهد باش که با آغوش شوق، در به رویش می گشاییم؛
پس سفره های دست هایمان را خالی نگذار.
سودابه مهیّجی
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
نکات کلیدی جزء اول قرآن کریم
فراز اول: ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ(2) الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(3) وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ(4- بقره)
تنها متقین هستند که از قرآن بهره می برند
در آیه دوم سوره بقره، خداوند متعال قرآن را مایه هدایت متقین معرفی می کند ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ با اینکه این کتاب برای هدایت تمام انسانها نازل شده است(3)؛ اما چون تنها متقین هستند که به رهنمودهای آن گوش می دهند و از آن بهره می برند؛ پس صحیح آن است که بگوییم: قرآن تنها همین گروه را هدایت می کند(4) و دیگران چون گوش و چشم به روی قرآن بسته اند، بهره ای از هدایتگری آن نمی برند و حتی در مواردی زیان هم می بینند.(5)
پنج ویژگی نجات بخش در متقین
آنچه باعث می شود تا متقین از قرآن بهره مند شوند پنج خصلت است که آنها با تکیه بر فطرت پاک خدادی صاحب آن شده اند(6) آن پنج خصلت عبارتند از: به نادیدنی هایی که وحی از آن خبر می دهد ایمان دارند (یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ)، داشتن ارتباط با خدا (یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ)، بی هیچ چشمداشتی از هر آنچه که خدا روزی آنها کرده است به دیگران انفاق می کنند (ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ)، به آنچه که بر تو و پیامبران پیش از تو وحی کردیم ایمان دارند (یُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ) و به جهان پس از مرگ، ایمان دارند و هرگز آن را فراموش نمی کنند(7) (بِالاَْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ)
فراز دوم: وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ (45- بقره)
در سختی ها و مشکلات زندگی از صبر و نماز مدد بگیرید
استعانت یعنى کمک خواستن و این وقتى است كه انسان به تنهایى نتواند مشکلی را كه پیش آمده بر وفق مصلحت خود برطرف سازد. خداوند متعال فرمود: اِسْتَعِینُواْ بِالصَّبرِْ وَ الصَّلَوةِ؛ در سختی ها و مشکلات خود از صبر و نماز كمك بگیرید که این دو، بهترین وسیله براى پیروزیند؛ چون صبر در هر بلا و حادثه عظیمى آن را كوچك و ناچیز ساخته و نماز هم كه توجه به خدا و پناه بردن به اوست، روح ایمان را زنده مىسازد و به آدمى مىفهماند كه به جایى تكیه زده كه ویران شدنی و از هم گسستنى نیست.(8)
در برخی روایات، روزه به عنوان مصداقی برای صبر معرفی شده است که افراد می توانند برای پیروزی بر مشکلات خود از آن کمک بگیرند.(9)
فراز سوم: أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَن یَفْعَلُ ذَالِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْىٌ فىِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُرَدُّونَ إِلىَ أَشَدِّ الْعَذَابِ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَََ (85- بقره)
برخورد گزینشی با دین محکوم است
خداوند متعال در این آیه با ذکر نمونه ای از برخورد گزینشی با دین، این عمل را به شدت محکوم کرده و آن را موجب خفت دنیا و عذاب آخرت معرفی می کند.
در این مثال، عده ای مورد عتاب الهی قرار می گیرند که مردم بی گناه را می کشتند و از خانه و کاشانه شان آواره می کردند و توجهی به دستور دین در حرام بودن این کار نداشتند در عوض فدیه دادن و آزاد کردن اسیرانشان که این هم دستور دین است را چون به نفعشان بود تمام و کمال قبول داشتند و به آن عمل می کردند. قرآن کریم با بیان این نمونه به تمام کسانی که ملاک عمل کردنشان به دین، خواهش ها و خوشایندهای نفسانی آنهاست هشدار داده و ضمن منع آنها از چنین برخورد سلیقه ای با دین، همگان را از عواقب دنیایی و عذاب اخروی آن بر حذر می دارد.
به تعبیر دیگر اثر ایمان و تسلیم، آنجا ظاهر مىشود كه قانونى بر ضد منافع شخصى انسان باشد و آن را محترم بشمارد وگرنه عمل به دستورات الهى در آنجا كه حاف0منافع انسان است، نه افتخار است و نه نشانه ایمان و لذا همیشه مىتوان از این طریق، مؤمنان را از منافقان شناخت؛ مؤمنان در برابر همه قوانین الهى تسلیمند و منافقان طرفدار تبعیض.(10)
متاسفانه کم نیستند کسانی که از مجموع بایدها و نبایدهای دین، تنها بخشی را قبول داشته و به آن عمل می کنند که نفعی به حال دنیایشان داشته باشد؛ روزه را می گیرد چون به رژیم و تناسب اندام او کمک شایانی می کند ولی حجاب را قبول یا چندان توجهی به آن ندارد زیرا مانع از جلوه گری او در کوی و برزن است.
در فرهنگ قرآن، انسان سعادتمند کسی است که تمام باید ها و نبایدهای دین را به چشم نسخه ای شفا بخش از یک پزشک زبردست می بیند که عمل دقیق و کامل به آن، ضامن سلامت اوست.
فراز چهارم: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَ سَعَى فىِ خَرَابِهَا أُوْلَئكَ مَا كاَنَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائفِینَ لَهُمْ فىِ الدُّنْیَا خِزْىٌ وَ لَهُمْ فىِ الاَْخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(114- بقره)
وای بر آنان که مساجد را خراب می کنند
در این آیه شریفه، کسانی که نمی گذارند در خانه های خدا، نام او یاد شود و همتشان را صرف تخریب مساجد می کنند جزء ستمکارترین افراد شمرده شده اند. بر اساس شأن نزولی که برای آیه گفته شده(11)، منظور از تخریب مسجد، ویران کردن آن با کلنگ و سایر ابزار های تخریب و انهدام است؛ درست مانند کاری که آل سعود و آل خلیفه با مساجد بحرین کردند و یا همانند جنایتی که مزدوران آنها در مورد مسجد و بارگاه سامراء روا داشتند.
سپس مىفرماید: مسلمانان و موحدان جهان باید آن چنان محكم بایستند كه دست این ستمگران از این اماكن مقدس كوتاه گردد و احدى از آنان نتوانند آشكارا و بدون ترس و وحشت وارد این مكانهاى مقدس شوند.
مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه چنین گزارش می دهد: مشركان مكه نیز با منع پیامبر اسلام ص و مسلمانان از زیارت خانه خدا عملا به سوى خرابى این بناى الهى گام برمىداشتند.(12) بر این اساس می توان گفت کسانی که با متروک گذاشتن مسجد به نوعی باعث تخریب آن می شوند نیز گرفتار خواری دنیا و عذاب شدید آخرت خواهند شد.
فراز پنجم: وَ مَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ (130- بقره)
احمق کیست؟
در فارسی، سفیه به کسی گفته می شود که بیعقل، کمخرد، سادهلوح، کودن یا همان احمق باشد. این معنا در عرف جامعه به کسی اطلاق می شود که در مناسبات اجتماعی خود بسیار ضعیف تر از دیگران بوده یا به طور کلی از انجام آن ناتوان باشد؛ اما در فرهنگ قرآن، بی عقل کسی است که از کیش ابراهیم علیه السلام که همان آیین توحید و خداپرستی است روی برگرداند.
قرآن کریم اعراض از صراط مستقیم و دین را حماقت محض می داند؛ دینی که در هر عصری تعریف خاص خودش را دارد. هر چند محورهای اصلی دین همیشه ثابتند و بی تغییر؛ اما فروعاتی هم هستند که بسته به شرایط مردم و زمان، متغیرند؛ بنابراین منظور از دین در زمان کنونی همان است که خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله آن را تعلیم کرد و امامان معصوم علیهم السلام پس از او آن را تبلیغ و ترویج دادند.
بر این اساس، هر کس به هر اندازه که از این جاده دین، خارج شود به همان اندازه بی عقل است و احمق. در این معادله قرآنی، میزان بهره هوشی یا نوع مدرک تحصیلی کاملا هیچ نقشی ندارد؛ بلکه شاخص بهره عقلی میزان عبودیت است و بس.
با این تحلیل، وضعیت آن کشیش قرآن سوز و آنان که دست به قلم بردند و کاریکاتورها کشیدند و نیز به ظاهر فرهیختگانی که با شریعت بیگانه اند کاملا روشن می شود؛ چرا که ارزش انسان به عقل اوست و اینها از عقل بهره ای ندارند.
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: عقل چیست؟ فرمود: مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ؛ آن چیزی است که خداوند رحمان با آن عبادت می شود و بهشت با آن به دست می آید.(13)
حرکت، سرعت، سبقت
فراز اول: فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ (148- بقره)
توصیه قرآن کریم در انجام امور خیر و عمل صالح، ابتدا حرکت است(1) و بعد سرعت است(2) و سپس سبقت.
حرکت، همان عمل کردن به کارهای خیر است که تمام عبادتهای مستحب و واجب را در بر میگیرد و متصف شدن به فضایل اخلاقی را شامل میشود.
سرعت در این امور هم به این است که هرگاه زمینه انجام آن فراهم شد، بدون فوت وقت آن کار عملی شود. امام باقر علیهالسلام مرتب سفارش میکردند: «إِذَا هَمَمْتَ بِخَیْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا یَحْدُثُ» هنگامی که تصمیم به کار خیری گرفتی فوراً آن را انجام بده و آن را به بعد موکول نکن؛ چون نمیدانی بعد چه میشود.(3)
سبقت که به معنای پیشی گرفتن است به دو صورت واقع میشود یکی در اصل انجام است که فرد از دیگرانی که آنها نیز داوطلب آن کار خیر هستند پیشی گرفته و مثلاً زودتر از آنها دست به جیب شده و مشکل نیازمندی را به میزان توان خودش برطرف میسازد. دیگری سبقت در کمیت آن کار خیر است؛ به این شکل که فرد از دیگرانی که آنها هم عامل به کار خیر یا دارای فضیلت اخلاقیاند گوی سبقت را ربوده و از آنها متواضعتر، صبورتر و مانند آن است.
قرآن کریم چنین مؤمنانی را به مقام قرب الهی بشارت میدهد و میفرماید: «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ*أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُونَ»(4)
آنچه که ما با آن امتحان میشویم؟
فراز دوم: وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشیَْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ(155- بقره)
جهان، صحنه آزمون الهی است. کسی وارد بهشت نمیشود مگر آنکه با موفقیت این آزمونها را که پیشینیان هم به آن آزموده شدند یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و سربلند بیرون آید. در همین سوره میخوانیم: أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتهُْمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ (214- بقره) آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید بی آنکه حوادثی همچون حوادث سخت گذشتگان به شما برسد؟ همانها که شدائد و زیانهای فراوان به آنها رسید.
آیه مورد بحث به شکلی جزئیتر به آن ناملایمات پرداخته و با بیان دقیق ترآسیبهایی که برای امتحان بشر، همواره در زندگی او رخ میدهند را بیان میکند: «به طور قطع ما همه شما را با اموری همچون ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کم شدن فرزندان(5) یا میوهها(6) آزمایش میکنیم.» آنان که در این آزمایشها صبر سازنده، پیشه ساختند؛ اهل هدایتند و درود و رحمت الهی روزی آنها میشود.(7)
سنتهایی که کورکورانه تکرار میشود
فراز سوم: وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ کاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیًْا وَ لَا یَهْتَدُونَ(170- بقره)
این آیه، رفتار کسانی که کورکورانه از سنت گذشتگان خود پیروی میکنند را خطایی بس بزرگ می شمارد و برای بیدار کردن وجدان خفته آنها چنین میگوید: اگر نیاکان آنها دانشمندان صاحب نظر و افراد هدایت یافتهای بودند جای این بود که از آنها تبعیت شود؛ اما وقتی آنها مردمی نادان و بی سواد و موهومپرست بودند پیروی آنها چه معنایی خواهد داشت؟ آیا این کار، مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست؟!(8)
تنها تقلید و تبعیتی که عقل میپذیرد و نقل دستور میدهد(9) تقلید جاهل از عالم است. مانند تبعیت بی چون و چرایی که بیمار نسبت به دستورات پزشک دارد یا تبعیتی که جاهل به احکام شرعی از سخنان عالم به احکام شرعی دارد.
غیر از این را نه عقل میپذیرد و نه نقل اجازه میدهد؛ مانند پیروی جاهل از جاهل یا عالم از جاهل. کاری که مصداق این نوع تقلیدها باشد از نظر قرآن مردود است و داشتن عناوینی مانند میراث فرهنگی هم نمیتواند رنگ صحت و حقیقت به این پیروی غلط و باطل بزند؛ خواه این کار بت پرستی باشد، خواه چهارشنبه سوری.
تقوا مهمترین اثر و شاخص قبولی روزه
فراز چهارم: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلیَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(183- بقره)
بنا بر نظر علامه طباطبایی (ره)(10) این آیه مقدمه ایست برای اعلام حکم وجوب روزه که در دو آیه بعد(11) میآید. آنچه در این آیه آمده و از اهمیت بالایی هم برخوردار است بیان اثر روزه است.
عبارت لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ که در پایان آیه آمده است در حقیقت اشاره به اثری است که روزه بر روح و جان آدمی میگذارد. تقوا به زبان ساده، یعنی حالتی در انسان که او را از گناه باز دارد. تقوا همان حال خوشی است که روزه داران ماه خدا آن را در ایام پایانی ماه رمضان به خوبی احساس میکنند. حال خوشی که انسان رغبتی به گناه نداشته بلکه از آن متنفر است و در عوض به عبادات، خصوصاً قرائت قرآن و خواندن دعا بسیار رغبت دارد.
نکته دیگر اینکه این اثر، ملاک خوبی برای نمره دادن به روزه است. هر کس به خود مراجعه کند و با توجه به تأثیری که روزه در تقوا سازی او داشته است به روزه خود نمره دهد و بداند که این کار، عمل به توصیه امیرالمؤمنین علیهالسلام است که فرمود: حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عملکرد جان خود را محاسبه کنید قبل از آنکه در قیامت آن را به حساب کشند.(12)
دو شرط مهم در اجابت دعا
فراز پنجم: وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنیِّ فَإِنیِّ قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ (186- بقره)
هنگامی که بندگانم از تو سراغ مرا میگیرند، همانا من نزدیکم؛ دعای دعا کنندهای که مرا بخواند اجابت میکنم. در این آیه، خداوند متعال با مقید کردن وعده اجابت به «إِذا دَعانِ»، دو شرط مهم در دعا را به ما گوشزد میکند:
یکی اینکه دعا باید حقیقتاً دعا باشد. «أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» مانند آن است که بگوییم: عالم را احترام کن در صورتی که عالم باشد. این جمله یعنی آن عالمی را احترام کن که حقیقتاً عالم باشد و به علم خود عمل کند. جمله إِذا «دَعانِ» نیز میفهماند که وعده اجابت در مورد دعایی است که حقیقتاً دعا باشد یعنی قلب دعاکننده آن با زبانش موافق باشد؛ چون دعای حقیقی آن دعائی است که قبل از زبان سر، زبان قلب و فطرت که دروغ در کارش نیست آن را بخواهد.
دوم اینکه فرمود «دَعَانِ؛ مرا بخواند». دعایی وعده اجابت دارد که دعاکننده واقعاً آن را از خدا بخواهد؛ پس اگر کسی به زبان، خدا را خواند و در دل، امیدش به اسباب عادی و امور وهمی بود چنین کسی خدا را به دل نخوانده و شرط اجابت دعا را رعایت نکرده است.(13)
ورود ممنوعهای الهی
فراز ششم: تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ مَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الظَّالِمُونَ(229- بقره)
این فراز در پایان آیهای قرار دارد که خداوند متعال تعدادی از احکام الهی را در آن بیان کرده و در نهایت فرموده است: اینها حدود و مرزهای الهی است؛ از آن تجاوز نکنید و آنها که از آن تجاوز میکنند ستمگرند.
در این آیه تعبیر لطیفی درباره قوانین الهی به چشم میخورد و آن تعبیر به «حد» و «مرز» است. بر این اساس، در میان کارهایی که انسان میتواند انجام دهد یک سلسله مناطق ممنوعهای وجود دارد که ورود در آنها فوقالعاده خطرناک است. خداوند متعال با قوانین و احکام این مناطق را مشخص کرده و بسان علائمی هشدار دهنده انسان را از ورود به آن منع میکند. بنابراین کسی که معصیت کرد و به این قوانین بی اعتنایی نمود در حقیقت با تجاوز از حد و مرز الهی خود را به دست خود به هلاکت انداخت و بدبخت کرد.(14)
با توجه به این اصل است که در آیه 187 همین سوره میبینیم که حتی از نزدیک شدن به این مرزها هم نهی شده است تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها؛ زیرا نزدیکی به این مرزها، انسان را بر لب پرتگاه قرار میدهد و نیز در روایات وارده از طرق اهل بیت علیهم السلام میخوانیم که از موارد شبههناک نهی فرمودهاند و گفتهاند: این کار در حکم نزدیک شدن به مرز است و چه بسا با یک غفلت انسانی که به مرز نزدیک شده گام در آن طرف بگذارد و گرفتار هلاکت و نابودی شود.(15)
دو جور دعای متفاوت
فراز هفتم: فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فیِ الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فیِ الاَْخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ(200) وَ مِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فیِ الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فیِ الاَْخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ(201) أُوْلَئکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُواْ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الحِْسَابِ(202- بقره)
بر اساس این بخش از آیات، درخواستهای قلبی مردم از خداوند متعال به دو دسته کلی تقسیم میشوند. دسته اول درخواستهایی اند که فقط به دنیا ختم میشوند و کاری به آخرت ندارند؛ یعنی کسی که چنین میخواهد برایش مهم نیست که آیا این خواسته او برایش بهشت میسازد یا جهنم؛ او پول میخواهد و حلال و حرامش برایش مهم نیست. وعده خدا به این عده بی نصیبی از نعمتهای آخرت است.
دسته دوم درخواست کسانی است که با نگاه به آخرت از خدا طلب میکنند. برای اینها مهم است که مطلوبشان چه تأثیری در قیامت آنها خواهد گذاشت از این رو درخواست خود را با قید حسنه از خدا میخواهند. وعده خدا به این گروه بهره مندی از نعمتهای بهشت است.(16)
جنگ تا کی ادامه خواهد داشت؟
فراز هشتم: لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (217- بقره)
شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که این جنگ افروزی های دشمنان بر علیه اسلام و مسلمانی از هر دو نوع، نرم و سخت یا گرم و سردش تا به کی ادامه خواهد داشت؟ آیا این نظریه درست است که اگر ما دست دوستی به سوی آنان دراز کنیم و بر سر میز مذاکره به هم لبخند بزنیم و در مقابل دوربینهای خبری دست یکدیگر به محکمی بفشاریم این فشارها بر داشته میشود؟
پاسخ به این سوال نیاز به فرضیه سازی و تحلیلهای آنچنانی ندارد؛ همین آیه مورد بحث به روشنی و صراحت فوقالعاده ای پاسخ را بیان میکند کهای مسلمانان بدانید جنگ دشمن با شما پایانی ندارد؛ هدف دشمن، گرفتن دین شماست و او به کمتر از این راضی نیست(17)؛ البته اگر بتواند. پس باید به هوش بود و فریب دستهای مخملین و حرفهای رویایی او را نخورد.
مگر آنکه دست از دشمنی بردارد و بر تمام قراردادهایی که بین دو طرف بسته میشود به واقع پایبند باشد(18)؛ اینجاست که جنگ خاتمه یافته اما بیداری و حفظ آمادگی ادامه مییابد.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-03-2025 در ساعت 04:14
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
روز اول: بیداری
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى
وقیام وعبادتم در آن قیام شب زنده داران
و بیدارم نما در آن از خواب بى خبران
و ببخش به من جنایتم را در این روز اى معبود جهانیان
و در گذر از من اى بخشنده جنایات كاران
![]()
نشانه های غفلت
1- پند نگرفتن از حوادث دنیا:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
«غافلترین مردم کسی است که از دگرگونیهای دنیا پند نگیرد» (1)
2- بیهوده گذراندن عمر:حضرت علی علیه السلام فرمود:
«تضییع عمر در راهی که موجب نجات انسان نمیشود،
برای غفلت کفایت میکند.» (2)
3- سرگرمی (بیفکری):لقمان به فرزندش گفت: غافل سه نشانه دارد:
سرگرمی، حواس پرتی، فراموشی.» (3)
نتایج غفلت:1- نادانی:
حضرت علی علیه السلام:«غافل نادان است.» (4)
امام باقر علیه السلام:
2- قساوت قلب:
«از غفلتبپرهیز، زیرا در آن قساوت قلب است.» (5)3- هلاکت:
حضرت علی علیه السلام:
«کسی که غفلتش طولانی شد، زود هلاک میشود.» (6)
4- مردن قلب:
حضرت علی علیه السلام:
«کسی که غفلتبر او غلبه کرد قلبش میمیرد.» (7)
5- از دست دادن بصیرت:حضرت علی علیه السلام:
«ادامه غفلت بینش را کور میکند.» (8)
6- خسران:قال علی علیه السلام:
«کسی که نفس خویش را محاسبه کند، سود برد و آنکه
از آن غفلت ورزد زیان بیند.» (9)
عوامل غفلت
1- اموال و اولاد:
قرآن کریم میفرماید:
«ای اهل ایمان! مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کند.» (10)
2- امکانات رفاهی:
قرآن کریم میفرماید:
«کافران متمتع به نعمتهای دنیا گردیدند تا آنکه از فرط سرگرمی
به دنیای فانی، ذکر و قرآن تو را فراموش کردند» (11)
3- فزونی طلبی:
«الهکم التکاثر ؛ بفریفتشما را فزونی جستن.» (12)
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
خدایا! دوباره به آغاز لحظه های تبرک رسیدم؛
به آغاز سی روز مهربانی که قرار است مدام کنار تو بنشینم
و نزدیک تر از همیشه، دوستت بدارم و دوستم بداری.
دوباره با تو بر سر میعاد آمده ام،
بر سر وعده روزهای پرهیز و ایمان.
دوباره از امشب، دلداده سحرگاه می شوم
و غروب های دل انگیز را بی تابانه به پیشواز می روم.
دوباره ستاره های سحری را قدر می دانم
و نفس های تبرک سپیده دم را غنیمت می شمارم.
دوباره به تو سلام می گویم، از فراز بام روزه ها و روزهای عشق؛
از فراز ارتفاع خویشتن داری و خداخواهی.
دوباره بال و پرم مشتاق تر و پرنده تر،
مرا به سمت و سوی تو می آورند
و از عمق پایین دست زمین، رهایم می کنند.
من این آغاز دوباره را
به درگاه تو، سپاس می گویم.
![]()
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
ای خدای مسلمین و مؤمنین
وی تو خلاق سموات و زمین
كن مقرر صوم ما را در جهان
با شرافت چون صیام صائمین
گرچه قابل نیست كاید در عداد
در شمار روزههای كاملین
لیك از راه تفضل كن قبول
كن حسابش در عداد قابلین
هم قیام ما به شبها و سحور
قابل افتد چون قیام قائمین
اندر این ماه مبارك یا روف
حاجت ما مردم زار و حزین
این كه خواب غفلت از ما دور كن
كن تو بیدار از نیام غافلین
چشم و هوش و گوش ما را باز كن
تا كه باشیم از گروه ذاكرین
هم بیامرز ای خدایا از كرم
جرم و تقصیر عموم مذنبین
خاصه از این عبد سر تا پا گناه
حق جاه حضرت سلطان دین
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)