ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليهم السلام
قالَ الامام محمد تقي عليه السلام :
وَحَقيقَةُ الاْدَبِ:اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ،وَتَجافى خِصالِ الشَّرِ
حقيقت ادب و تربيت عبارت است از: دارا بودن
خصلت هاى خوب ،خالى بودن از صفات زشت و ناپسند.






| ❤ |
ويژه نامه شهادت مظلومانه جواد الائمه عليهم السلام
قالَ الامام محمد تقي عليه السلام :
وَحَقيقَةُ الاْدَبِ:اِجْتِماعُ خِصالِ الْخيْرِ،وَتَجافى خِصالِ الشَّرِ
حقيقت ادب و تربيت عبارت است از: دارا بودن
خصلت هاى خوب ،خالى بودن از صفات زشت و ناپسند.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-11-2010 در ساعت 03:27
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), مدير محتوايي (04-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ویژه نامه رحلت پیامبر اکرم (ص) ۩ هجرت خورشید...
- ویژه نامه شهادت مظلومانه امام جواد علیه...
- ویژه نامه شهادت مطلومانه نبی رحمت و رافت...
- ویژه نامه شهادت حضرت محسن بن علی(ع) و ایام...
- ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام...
- ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم(ع)* آزاده...
- همسفر خورشید {ویژه نامه وفات حضرت خدیجه (س)
- ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم علیه السلام {...
- ۩•*•۩ هجرت خورشید {سوگنامه وفات جانگداز...
- ۩ ╫ ۩ ╫ ۩ ويژه نامه رحلت جانسوز خاتم...






| ❤ |
![]()
بار دیگر عالمــــی غمخــــــــانه شـــــــــد
غــم فـــــــزا از ناله جانانـــــــــه شـــــــد
در عـزای نـــــــور چشــــــــــم احمـــــــدی
غـــــــرق ماتـــــم شـــــــد جهان سرمدی
قلزم كون و مكــــــان آمــــد به جــــــــوش
میرسـد بر گـوش دل ، بانگ ســــروش
شد پریشـــــان خاطــــــــر بدر الدجـــــــــی
آن سمــــــی مصطفــــــی ، پـــور رضـــــا
آن جـــواد جـــــــــود رب العالمـــــیــــــــن
شد مشــــــوش خاطــرش از زهر كیـــــن
در جوانــــــی شــــد خــــزان گلــــــــزار او
زرد گشتـــــــه چــــــهـــــــره گلنــــــار او
همســـرش ظلم و ستــــــم بنیــــاد كـــــــرد
بهر قتلش هر زمــــــان امــــــداد كــــــرد
بـــــــود در خانـــــــــه ولــــــی كائنـــــــات
در تلاطــــم ، كشتــــــی بهــــــر نجــــــات
ز آه جانسوزش دل زهــــــــرا شكســـــــــت
در به رویش، مشــــــــرك ملعونه بســــــت
هر چه گفت از زهــــــــــر قاتل سوختــــــم
شمع جان در نار جـــــــور افروخــــــتــــم
هیچكس غیـــــر از خدا یــــــــادش نكـــــرد
گوش بر افغـــــــــان و فــــریادش نكــــرد
عاقبـــــــت با لعل عطــــشان ، داد جـــــان
همچــــــــو جــــــدش بر لـــــــب آب روان
رخـت بســــــت و رفـــــــت از دار فنــــــا
شد جهـــــان در ماتمـــــــــش ماتم سرا
قطره، جسم اطهـــــرش عریــــان نبــــود
اهل بیتش بی ســر و سامـــــان نبــــــــود
بی كفن جسمش نشد پنهــــــــــان به خاك
جسمش از خنجر نگشته چــــاك چــــــاك
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:30
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), مدير محتوايي (04-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
![]()
«ألسَّلامُ عَلَيکَ يااَباجَعفَرٍمُحَمَّدَ بنَ عَليٍّ البَرَّالتَّقِیَّ»
شهادت مظلومانه پاره تن حضرت علي بن موسي الرّضا
عليهم السلام٬ باب المراد عالمين ٬جـوادالأئـمـه،
حضرت امام محمّد تقي عليهالسلام را به محضر مقدّس
و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکري و تمامي
شيعيان و محبّان آن حضرت تسليت و تعزيت عرض مي نمائيم
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:18
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), مدير محتوايي (04-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
لوح مقدرات به هم خورده خاک است؛ آسمان در هم پیچیده است؛
ستارهای روشن نیست؛ ماه، در سوی دیگر آسمان فرو ریخته است؛
شیطان، پشت درهای بسته نامردی، زهر در کاسه میریزد.
آسمان در خویش مچاله میشود از اندوه؛ خاک، تاب نمیآورد؛
واپسین لحظاتِ نفس کشیدنِ بغداد است در هوایی که مولا در آن
نفس میکشد.جوانیاش را ملائک به نوحه نشستهاند.
طنین توطئه، خواب تاریخ را میآشوبد، حقیقتی ویرانه
بر دیوارها سرگذاشته، های های میگرید.
رنجی نزدیک کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده
تا جوانترین ستاره دنبال دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند
حالتِ محزون خاک، ملائک را به زاری نشانده است.
ثانیهها، پُرشتاب میگذرند، پاییز بر پنجرهها پنجه میکشد،
چشمهای شیطان، نزدیک و نزدیکتر میشود
دستها و کاسه زهر تو را با زهر سیراب کردهاند.
صدای رفتنت را ملکوتیان، نزدیک حس میکنند.
رفتهای و آفتابی از خاک رو گرفته است،
غمی سرشار در رگهای زمین میجوشد.
نبودنت را بر سر میکوبیم. سالهای سال میگذرد؛ ا
ما هنوز صدای گامهایت را میشنویم
که در کوچههای آسمان قدم میزنی
جوانیات را، بیست و پنج سالگیات را.
کبوترانه بال گرفتهایم بر گنبد و گلدستههایت.
گذشتهای و زمان، شرمگین به دور دستِ نگاهت چشم دوخته است.
«بغداد»، دست و پا در شوره زار اندوه میزند
بیهوده.باد از هوای حادثه، بوی توطئه میآورد
و همچنان کائنات سیاه پوش تواَند.
«شبِ بدی ست نفسها به خاک افتادهست
و ماه بادیه حتی به خاک افتادهست
زمین مدار نخواهد شناخت بعد از این
چه آتشی ست که در خوابِ خاک افتاده است»
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:34
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), مدير محتوايي (06-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
نگاهي به زندگي حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع)
امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد .
مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است .
امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . "
از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد .
رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود .
مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود .
مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد .
باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت .
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:13
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), مدير محتوايي (06-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
۩ دوران امامت
امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. امام جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت.
۩ امام در بغداد
پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد.
۩ سفر حج
امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد.
امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:07
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
۩ جایگاه امام نزد خدا
امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت وبهرهمندی از موهبت الهی ازجایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی که بهرهای ازشناخت امام دارند برخوردار است.
اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت وصداقت و نورانیت امامان شیعه پیوسته نقشههای دشمنان را خنثی و بیتأثیر میساخته است و در برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیروجود پر برکت آنان قرار میگرفتهاند.
۩ ازدواج
امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوصبهخود،در برخورد با حاکم ستمگر عباسی،مامون، که قاتلپدرش امام رضا علیه السلام بود به گونهای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را درانتخاب او برای ازدواج با دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))میدید.
در دورانزندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است.
۩ دوران امامت تا شهادت
همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادرامام هادی علیه السلام است.
امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر بابهرهمندی ازعلومو معارف ناب توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنههای مختلف، گوشههایی از اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش گذاشته است.
دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است ازبرگهایی زرین ازمکارم اخلاق،مناقب و معجزات،استجابتد عاها، ارتباط متواضعانه، صمیمانه وهمدردی با اصحاب و یاران است.
زندگی پربرکت امام جواد بانقشه معتصم،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آنحضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظمدرکاظمینبهخاک سپرده شد.
سخنانبه یادگار مانده از حضرت جواد علیه السلام در موضوعات مختلف هر یک به صورت مشعلی فروزان تا ابدیّت فراسوی راه انسانها میدرخشد و در بزرگراه کمال و سعادت، حقرا روشنی می بخشد. سخنان آن حضرت درباره جد گرامیاش،رسول خدا صلی الله علیه و آله، و مادرش،حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، و پدرش حضرت رضا علیه السلام نشانگر محبت و علاقه عمیقآن حضرت به این بزرگان می باشد.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:04
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), مناجات**انتظار سبز مهدوی** (06-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
۩ خبر از شهادت
مردی که باامام جواد علیه السلام برادر رضاعی بود (یعنی امام جواد علیه السلام و این شخص هر دواز یک خانم شیر خورده اند) می گوید: ز
مانی در خدمت امام هادی علیه السلام بودم که فردی که کنیه اش ابو ذکّریا بود و مسئول مراقبت ازامام هادی علیه السلام بود و به او مطالبی می آموخت او هم حضور داشت، در همین صحنه که امام هادی علیه السلام از روی لوحه ای برای ابو ذکریا در حال خواندن بود ناگهان حضرت هادی علیه السلام به شدت شروع به گریستن کردند،
ابو ذکریا پرسید: چرا گریه میکنید؟
امام هادی علیه السلام پاسخی ندادند پس از آن امام هادی علیه السلام که به داخل و اندرون منزل تشریف بردند فریاد و صدای گریه از داخل منزل بلند شد،آنگاه امام هادی علیه السلام خارج شدند و از علت گریه اش پرسیدیم حضرت فرمود: الانپدرم از دنیا رفت.
ما گفتیم: از کجا متوجه شدید؟ حضرت فرمود: از عظمت وجلال پروردگار در وجود من حالتی پیدا شد که سابقه نداشت من با این تغییر حال متوجه شدم که پدرم از دنیا رفته است، کسانی که در این ماجرا وجود داشتند می گویند ماتاریخ این حادثه را در نظر گرفتیم و روز و ماه آن را بخاطر سپردیم پس از آن معلوم شد که امام جواد علیه السلام همان روز از دنیا رفته است.
بحار الانوار، ج 50، ص 2، شماره 3.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:09
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
۩ تجسم صلابت
امام جواد(ع) با دو خلیفه عباسى یعنى مامون و معتصم معاصر بود. مامون مكارترین خلفاى عباسى است. او كسى است كه براى كسب پیروزى نهایى بر اندیشه شیعه، بسیار كوشید.
هدف نهایى مامون از تشكیل مجالس مناظره با امامان شیعه، شكست آنان و در نهایت سقوط مذهب تشیع بود. مامون گفت: نزد من هیچ چیز از كاهش منزلت وى (امام رضا علیه السلام) محبوب تر نیست.
در چنین عصرى امام جواد(ع) قاطعانه و با صلابت در برابر انحرافها، كجروىها، توهینها و دیگر حیلهها ایستاد. این مقاله نمونههایى از قاطعیت و صلابت امام جواد(ع) را گرد آورده است.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:10
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)






| ❤ |
1- امام جواد و انتقام از قاتلان حضرت زهرا علیها السلام
همه امامان شیعه در برابر ستمى كه درباره حضرت زهرا(س) انجام شد، حساس بودند و به مناسبت هاى مختلف خشم خود را از این قضیه ابراز مىكردند.
زكریا بن آدم مىگوید: خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم كه امام جواد(ع) را پیش او آوردند. سن آن حضرت از چهار سال كمتر بود.
حضرت جواد(ع) دست هایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان بلند كرد و در فكرى عمیق فرو رفت.
امام رضا(ع) فرمود: جانم به فدایت؛ چرا در فكرى؟ امام جواد(ع)
فرمود: به آنچه درباره مادرم، زهرا(س) انجام شد، مىاندیشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه اگر دستم به آنها برسد، ریشهشان را بركنم.
2- مبارزه با لهو و لعب
مامون هنگام تزویج دخترش، مجلسى ترتیب داد و از مطرب و آوازخوانى به نام (مخارق) دعوت كرد تا امام را بیازارد.
مخارق به مامون گفت: اگر ابوجعفر كمترین علاقهاى به امور دنیوى داشته باشد، مقصود تو را تامین مىكنم. پس در برابر امام جواد(ع) نشست و با صداى بلند شروع به نواختن عود و آوازخوانى كرد.
امام به او و اطرافیانش هیچ توجه نكرد. بعد از مدتى سكوت سربرداشت و به مخارق فرمود:
از خدا بترس! در این لحظه، ناگهانعود از دست وى افتاد و دستش فلج شد.
وقتى مامون سبب فلج شدن دست را از او پرسید، گفت:
زمانى كه ابوجعفر(ع) فریاد بركشید، چنان هراسان شدم كه هرگز به حالت عادى باز نمىگردم.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 26-10-2011 در ساعت 23:12
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*آیه های انتظار* (27-10-2011), parsa (09-11-2010), محب الحسین (07-11-2010), نوای عشق (07-11-2010), نازنین مریم * لحظه هاي سبز * (05-11-2010), نرگس منتظر (05-11-2010), توحید صمدی (06-11-2010), خادم کریمه اهل بیت (27-10-2011), خادمه زینب کبری(س) (05-11-2010), صافات (07-11-2010), عاشورا* خادمه چشم براه گل نرگس* (05-11-2010)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)