
تطهیر باطن و نقش آن در سلوک
از مهمترین آداب ذكر، حضور قلب است. سالك كه از همان آغاز به ذكر و ورد مىپردازد، هر لحظه با اندیشه ها و نیتهایى روبهرو مىگردد كه به سوى او هجوم مىآورند و او را از حضور قلب در حال ذكر باز مىدارند.
عارفان این افكار و نیتها را «خواطر» مىنامند و آنها را مانعى سخت براى سالك مىشمارند و پاكسازى باطن از آنها را شرط اساسى موفقیت در این مرحله مىدانند.
علّامه حسینى تهرانى در این باره گوید:
نفى خواطر عبارت از تسخیر قلب و حكومت بر آنست تا سخنى نگوید و عملى انجام ندهد و تصور و خاطرهاى بر او وارد نشود مگر به اختیار صاحب آن و تحصیل این حال بسى دشوار است از این روى گفتهاند نفى خواطر از بزرگترین مطهرات- پاك كنندههاى- سرِّ و باطن انسان است.
گونه هاى خواطر و القائات در سلوك
صاحبان سلوك آنچه را ناخواسته به قلب سالك وارد مىگردد «خواطر» «القائات» «خطابات» و «واردات» مىنامند. و به چهار گونه تقسیم مىكنند و دو گونه آن را درست و قابل اعتماد و دوگونه دیگر را نادرست مىشمارند:
القائات درست:
1. القائات ربّانى و الهى كه درباره علوم و معارف الهى است؛
2. القائات ملكى و روحانى كه سالك را به كارهاى خیر دعوت مىكند.
القائات نادرست:
1. القائات نفسانى یا هواجس نفسانى كه به خواسته هاى نفسانى فرا مىخواند؛
2. القائات شیطانى یا «وساوس» كه به مخالفت با حق و گناه دعوت مىكند.
با اینكه سالكان دو گونه نخست القائات را درست مىدانند، ولى هرگونه خطورى را در حال ذكر و عبادت جز خاطرات رحمانى و یاد خداى متعال شیطانى به شمار مىآورند.
در سخنى از امام العارفین، علىبن ابىطالب (ع) آمده است:
كُلُما الْهى عَنْ ذِكْرِاللَّهِ فَهُوَ مِنْ ابْلیسَ.
هر آنچه آدمى را از یاد خداى متعال باز دارد از شیطان است.
سالك باید در حال ذكر و عبادت، با یارى گرفتن از خداى متعال و ذكر، هر خاطرى را از دل بیرون سازد، و حضور قلب را در ذكر و عبادت حفظ كند. قرآن كریم در توصیف اهل تقوا گوید:
إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ. (اعراف: 201)
كسانى كه پرهیزگارى مىكنند چون از شیطان وسوسهاى به آنها برسد، خدا را یاد مىكنند، و در دم بصیرت یابند.
روش عارفان شیعه در دفع خواطر در مقایسه با روش صوفیان
صوفیان آغاز به ذكر را پیش از دفع خواطر براى سالكان روا نمىدانند.
آنان تلاش مىكنند با در پیش گرفتن روشهایى، قدرت فكرى و روحى سالكان را بیفزایند تا بتوانند مدتها قلب را از هجوم خواطر باز دارند.
آنان براى این كار به سالكان دستور مىدهند ساعتها با توجّه كامل به نقطهاى از سنگ یا چوب یا صورت اسمى از اسماى الهى چشم بدوزند و هر خاطرى را از قلب برانند.
استفاده از برخى اذكار مانند «یا فعّال» یا «استغفار» را تنها براى دفع خاطر روا مىدانند.
پس از اینكه سالك با این روش براى دفع خاطر قدرت كافى پیدا كرد، او را به ذكر و توجه وا مىداشتند.
در روش ملاحسینقلى همدانى، سالك با ذكر خداى متعال و توجّه به اسمى از اسماى خداوند خواطر را از خود دور مىكند. در این روش سالك پیوسته در یاد خداست و در كنار آن خواطر را نیز از خود دور مىسازد.
طبق این روش شایسته نیست سالك براى تصفیه ذهن و پیدا كردن قدرت روحى مدتها به نقطهاى چشم بدوزد؛ زیرا اگر مرگ او در این حالت فرارسد، در حال غفلت از یاد خدا خواهد بود.
این روش از آموزههاى دینى ریشه مىگیرد؛ زیرا آموزههاى دینى روى تافتن از یاد خداى متعال را در هیچ حالى براى مؤمنان شایسته نمىداند و آنان را در همه احوال به یاد كردن از خداى متعال فرا مىخواند.
یاد خداى متعال را موجب طرد شیطان و دفع خواطر مىداند. اگر سالك در حال ذكر، از خدا غفلت نورزد، از هرگونه آسیبى در امان خواهد بود.
عرفان اسلامى، ص: 182
نام كتاب:عرفان اسلامى
نام مؤلف:سید قوام الدین حسینى