يادمان باشد که ما :
آفريده شده ايم براي سبز انديشيدن، زيبا گفتن و خوب شنيدن.
«حجاب تاج بندگي زن مسلمان در هر زمان و شرايط بوده که تضمين کننده ي سلامت و آرامش رواني، استحکام پيوند خانوادگي، ارزش و احترام زن در جامعه مي باشد.»
پوشش يا حجاب، به صورتي که زيبائيها و زينت زن را بپوشاند و او را از چشم چراني مردم هرزه و بي تربيّت، و آلودگان به شهوت حيواني، و حالات شيطاني حفظ کند دستوري قرآني، و قانوني الهي، و تکليفي انساني، و برنامه اي اخلاقي است. حجاب و پوشش اسلامي که بهترين نوع آن چادر است، چادري که يادگار منبع عصمت و عفّتي چون فاطمه (س) است، هيچ مانعي در راه دانش طلبي و رشد و کمال زن ايجاد نمي کند، بلکه او را از بسياري خطرات و دامهايي که حيوان صفتان در راه زيبارويان، و دختران و زنان جوان قرار داده اند حفظ مي کند، و پاکدامني و سلامت و عفّت او را براي شوهرش يا اگر ازدواج نکرده براي مرد آينده اش محفوظ مي گذارد... زن در عين حجاب داشتن، مي تواند مدارج تحصيلي، و طريق کمالات و فضائل را بپيمايد، و اينکه حجاب مانعي براي او در راه رشد و ترقّي است، وسوسه اي شيطاني، و القاء فکري غلط از جانب استعمارگران غارتگر، و دزدان ناموس و هرزه هاي کشور هاي غربي و شرقي است. گرمي خانواده ها، استحکام رابطه زن و شوهر، تداوم زندگي، آرامش قلوب مردان، ثبات دلبستگي و عشق و علاقه مرد به همسر قانوني و شرعي خود، برپائي خانه و خانواده، پا بر جائي اعتماد و اطمينان مرد به زن، همه و همه مرهون پوشش و حجاب زنان مملکت است، و اينکه مردان، زيبائي چهره و زينت و زيور زناني غير از زن خود را نبينند... امير المؤمنين(ع) خطاب به حضرت مجتبي(ع) و در حقيقت به تمام مردم فرمودند: محرم نامحرمي را جداً مراعات کن، زيرا اين برنامه براي تو و همه ي زنان نامحرم مصونيّت از افتادن در خيال گناه و خود گناه است.1
مقنعه، جلباب و عبا عناويني است که در آيات و روايات براي پوشش زن بکار رفته. زن بايد خود را بنده حق بداند، و نمک حق را نسبت به خود رعايت کند، و رعايت نمک منعم و مالک حقيقي، و ربّ واقعي به اين است که از عظمت او حساب ببرد، و به قيامت و محاکمات او توجّه داشته باشد، و با تمام وجود از فرمانهاي حضرتش که در قرآن، و در زبان انبياء و امامان آمده پيروي کند تا خود و خانواده و جامعه اش از مضرات بد حجابي و بي حجابي در امان بماند.2
1- استاد حسين انصاريان، نظام خانواده در اسلام، چاپ دوازدهم، ص 265، به نقل از علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 77، ص 214. 2ـ استاد حسين انصاريان، نظام خانواده در اسلام، چاپ دوازدهم، ص 261.








نقل قول
