ميتوان گفت كه اين ابليس است كه همه انسانها را گمراه ميكند و هم ميتوان گمراهي را به ياران و لشكريان او نسبت داد و چنانچه روشن شد هم ميتوان منشأ گمراهي را به خود انسانهاي گمراه گشته نسبت داد چرا كه
خود آنها به اختيار خود پيروي شياطين را نموده بودند چرا كه آنها بين راه خير كه از طريق ملائكه به انسانها الهام ميشود و راه شر و پليدي كه از طريق شياطين وسوسهگر القاء ميگردد داراي قدرت انتخاب است و تصميم نهايي متوجه خود انسان است
البته اين شايان توجه است كه انسان در ابتداي امر ممكن است به سختي به فرمان شياطين گوش دهد ولي كم كم به فرمان او توجه نمود و گمراهي در او عميقتر گرديد بيشتر به فرمان شياطين توجه مينمايد و گمراهي او بيشتر ميگردد و به گونهاي كه خود از ياران و لشكريان ابليس گشته و مشغول گمراهي ديگران ميشود. ما در اينجا به همين جواب مختصر بسنده ميكنيم و براي واضح شدن بيشتر بحث شما را به منابع زير ارجاع ميدهيم.
1. علامه طباطبائي، تفسير الميزان، ج 7، ص 442 تا 445 و نيز ج 8، ص 47 تا 55، انتشارات اسلامي، قم.
2. مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه،ج 1، ص 190 تا 195 و ج 18،ص 72، انتشارات هدف، قم.
در پايان از اينكه پاسخ سؤال شما قدري به تأخير افتاد عذر ميخواهيم اميدواريم كه از مختصر جواب ما قانع شده باشيد ما منتظر سؤالات بعدي شما هستيم.
[1] . آيت الله مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، ج 1، ص 192، نشر دارالكتب الاسلاميه،چاپ 22.
[2] . ترجمه تفسير الميزان، ج 20، ص 360، نشر دفتر انتشارات اسلامي، چاپ پنجم.
[3] . سورة مباركه اعراف، آيه 11.