
در طرف دیگر، خواستند مفتضح کنند، خود مفتضح شدند و این جای تعجب ندارد چرا که بر همه عیان است دشمن نقی و طهارت؛ ناپاکی و پلیدی است.
بعد امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
«وَ مَا عَلَى الْمُسْلِمِ مِنْ غَضَاضَةٍ فِی أَنْ یَكُونَ مَظْلُوماً مَا لَمْ یَكُنْ شَاكّاً فِی دِینِهِ وَ لَا مُرْتَاباً بِیَقِینِهِ»؛ تا مادامى كه مسلمان، شك در دینش و تردید در یقینش نداشته باشد مظلوم بودن برایش خوارى و عیب به حساب نمىآید.[1]
به نظر معنای این سخن امام علیه السلام با توجه به مطلب قبلی که فرمودند، این باشد که:
عیب و خواری از آن کسی است که اهل دین و ایمان نباشد و الّا اگر کسی اهل دین و ایمان بود و در آن محکم و استوار گام برمی داشت از خطر خواری در امان است و کسی نمی تواند او را ذلیل و عیب دار نشان دهد چرا که مومن عزیز است به نور ایمان.
قرآن کریم با صراحت تمام می فرماید:
مومنین عزیزند: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُۆْمِنینَ؛ عزت و اقتدار براى خدا و پیامبر او و مۆمنان است.»[2]
الحمدلله که بار دیگر نتیجه یک عمل به ظاهر ضد فرهنگی و اعتقادی علیه شیعه و مقدسات او؛ نتیجه ای عکس بر علیه طراحان و مجریان آن داشت.
و این تحقق همان وعده الهی است که در قرآن کریم فرمود: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقین»[3] قدری تحمل کن که در پایان هر پاراگراف تاریخی که در آن شاهد زورآزمایی حق و باطل هستیم در نهایت حق و حق مداران پیروزند و باطل و باطل گرایان نیست و نابود شده و از حیثیت ساقط میشوند.
پی نوشت:
1. نهج البلاغه، نامه 28
2. سوره منافقون، آیه 8
3. نهج البلاغه، نامه 28
امید پیشگر
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان