


| ❤ |
مدير اجرايي (02-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- (...◕✿◕◕✿◕ حقوق زن در اسلام و مقايسه ى آن...
- (...◕✿◕◕✿◕ سیمای زن در اسلام ◕✿◕◕✿◕...)
- خروج از منزل بدون اذن شوهر از منظر قاعدهی...
- (...◕✿◕◕✿◕ الگوي دادخواهي براي زنان ...
- زن، خانه و خانواده در کلام و سیره پیامبر...
- (...◕✿◕◕✿◕ در قرآن زن برتر است یا مرد؟ ...
- (...◕✿◕◕✿◕ قیم بودن مرد بر زن در قرآن ...
- گذری بر جایگاه زن در قرآن کریم
- (...◕✿◕◕✿◕ «المرأة المسلمة و تحدّیات...
- منزلت زن از منظر قرآن



| ❤ |
قسمت اول
اشاره - مرضيه فرقاني رامندي
خانواده ركن اساسي اجتماع بشري است. اسلام به اين ركن اساسي توجه خاصي دارد تا آنجا كه شارع مقدس با توجه به تواناييها، فطرت دروني، نيازهاي بشر و مصلحت عمومي، قوانيني را براي سعادت افراد مقرر كرده است كه پس از قرنها همچنان اين احكام پا برجا و پوياست. خداوند براي هدايت بشر، انسانهاي كامل را اعم از مرد و زن الگو قرار داد تا مسير رشد و هدايت براي انسانها آشكار گردد. بايد توجه داشت كه قوانين به تنهايي نميتوانند آرامش و سعادت خانواده را تأمين كنند؛ آنچه در خوشبختي خانواده بيشتر از قانون مؤثر است، اخلاق زوجين ميباشد. زن و شوهر بايد با صفا و صميميت و وفاداري در كنار هم زندگي كنند و از كمك به يكديگر دريغ نورزند و اصول گذشت و فداكاري، روحيه ايثار و احسان را بر خانواده حكم فرما سازند تا اين كانون همواره سعادتمند باقي بماند، اما اگر زوجين همواره بر سر حقوق و تكاليف قانوني خود نزاع كنند و هر روز براي رفع اختلافات به مقامات قضايي رجوع نمايند، بيشك نميتوانند با آرامش و سعادت زندگي كنند.
مدير اجرايي (02-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
باید توجه داشت که نظر علامه در تفسیر آیه 34 سوره نساء، قیمومیت نوع مردان بر نوع زنان است؛ البته در جهات عمومی که با زندگی هر دو طایفه ارتباط دارد... که عبارت است از مثل حکومت و قضا که حیات جامعه به آن ها بستگی دارد و قوام این دو مسئولیت و یا دو مقام، بر نیروی تعقل است که در مردان بالطبع بیشتر و قوی تر است، تا در زنان همچنین دفاع از سرزمین با اسلحه که قوام آن برداشتن نیروی بدنی و هم نیروی عقلی است که هر دوی آن ها در مردان بیشتر است تا زنان.
... قیمومیت مرد بر زنش به این نیست که از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالک آن است، سلب آزادی بکند و اینکه استقلال زن را در حفظ حقوق فردی و اجتماعی او و دفاع از منافعش را سلب کند. پس زن همچنان استقلال و آزادی خود را دارد، هم می تواند حقوق فردی و اجتماعی خود را حفظ کند و هم می تواند از آن دفاع نماید و هم می تواند برای رسیدن به این هدف هایش به مقدماتی که او را به هدف هایش می رساند، متوسل شود.(5)
بنابراین طبق نظریه علامه برتری شوهر بر زن در خانواده در هر دو آیه مربوط به امور زناشویی است. مرحوم طبرسی نیز اقوال مختلفی در این برتری بیان داشته است:
1. وجوب اطاعت زنان از مردان، قرار داشتن اختیار زنان در دست مردان؛ بیشتر بودن ارث مردان و وجوب جهاد بر مردان و نه زنان.(6)
2. زن و مرد هر دو از هم لذت می برند و از تمتعات جنسی برابرند، ولی وجوب نفقه زن و سرپرستی، موجب برتری مرد بر زن شده است.
3. ابن عباس این گونه نقل کرده است که مقصود، مقام و منزلتی است که در نتیجه بیشتر رعایت کردن حقوق زن بر مردان پدید می آید؛ به طوری که همواره جانب زن را رعایت کنند و همه حقوقش را از زن نخواهد و این سبب فضل و برتری بر زن می شود.
4. در تفسیر علی بن ابراهیم بن هاشم آمده است، حق مردها بر زنان بیشتر است از حقی که زنان بر مردان دارند و درجه برتری مردان به همین جهت است.(7)
مدير اجرايي (05-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
از مطالب بیان شده چنین به دست می آید که هر دو مفسر حقوق متقابل بین زوجین و بیشتر بودن حق شوهر نسبت به زن را پذیرفته اند، اما علامه طباطبایی در ضمن آن، تساوی حقوق زوجین را نیز به نحو زیبایی مطرح کرده است. فضل و برتری مردان هم طبیعی و هم اکتسابی است که مخصوص صنف خاص است و سزاوار نیست در این برتری های طبیعی آرزو و تمنا داشته باشیم، ولی برتری ها اکتسابی گاه اختیاری است؛ مانند صنعت، حرفه و یا هر عمل اختیاری دیگر یا غیر عمل اختیاری است؛ ولی به صفتی منتهی می شود که آن صفت سبب این اختصاص شده است؛ مانند مرد بودن و زن بودن و دو برابر بودن ارث شوهر نسبت به زن. با توجه به اینکه نظام احسن براساس عدالت، بنا و مصالح امور در آن به طور کامل رعایت شده و حق هر صاحب حقی به او اعطا گردیده است؛ گاهی حقوق افراد بیشتر و در مقابل تکالیف نیز سنگین تر خواهد بود و نزد خداوند تنها کسی ارزشمندتر که تقوای بیشتری داشته باشد؛ نه حقوق بیشتر: ((إِنّ أکرَمَکمْ عِنْدَ اللّهِ أتْقاکمْ)).(13)
مدير اجرايي (09-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
حقوق مشترک
الف) حسن معاشرت
مطابق قوانین الهی شارع مقدس زن و شوهر را به حسن معاشرت با یکدیگر مکلف نموده است.(14)این وظیفه مشترک در آیه 228 سوره بقره و 19 سوره نساء به صراحت مطرح گردیده است؛ آنجا که خداوند متعال می فرماید: ((وَ عاشِرُوهُنّ بِالْمَعْرُوفِ)). مرحوم شیخ طبرسی در مجمع البیان می فرماید: «با آن ها به نیکی معاشرت کنید».
در ادای حقوق زنان اعم از عدالت در قسمت، نفقه و خوبی سخن و رفتار، معروف این است که او را نزند، سخن بد به او نگوید و با او به گشاده رویی برخورد نماید. خداوند متعال در آخر آیه می فرماید: ((أنْ تَکرَهُوا شَیئًا وَ یجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیرًا کثیرًا))، ممکن است انسان چیزی را مکروه شمارد که خداوند خیر بسیار در آن قرار داده است.
خداوند در این آیه مردان را تشویق کرده است تا نسبت به زنانی که بی علاقه هستند، شکیبا باشند. برخورد متعارف در جامعه این است که فرد جزء مقوم جامعه و در حوادث جامعه، سهیم و نیز دخالتش با دخالت سایر اعضا مساوی باشد. جامعه به کار و همکاری همه افراد نیاز دارد و فرد در ضمن کار بخشی از آن را به خود اختصاص می دهد و از اضافه محصول کارش، دیگران نیز استفاده می کنند. در مقابل از مازاد محصول کار دیگران آنچه را که لازم دارد، می گیرد. اگر افراد جامعه ای غیر از این رفتار کنند؛ یعنی به شخص ستم کنند و استقلال و نقش او را در جامعه نادیده بگیرند یا باطل نمایند و فرد را تابع و غیر مستقل سازند تا دیگران از حاصل کار او بهره مند شوند، ولی او از حاصل کار دیگران سود نبرد؛ به معروف رفتار نشده است. در حقیقت مردم شاخه هایی از یک درخت اند و مجتمع در تشکیل یافتن، به همه اجزاء محتاج است؛ ((بَعْضُکمْ مِنْ بَعْضٍ)).
مدير اجرايي (09-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
نمونه كامل اين حسن خلق را در سيره پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين((ع) ميبينيم، تا آنجا كه در مورد برخورد پيامبر(ص) و وفق و مداراي ايشان با همسرانشان، آيه نازل شد كه چرا براي جلب رضايت همسرانت برخي امور را كه خدا بر تو حلال كرده، بر خود حرام ميكني: (يا أيّهَا النّبِيّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أحَلّ اللّهُ لَكَ تَبْتَغي مَرْضاتَ أزْواجِكَ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ).(17)
و در آية ديگر خطاب به همسران پيامبر(ص) ميفرمايد: (إِنْ تَتُوبا إِلَي اللّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنّ اللّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهيرٌ)(18)؛ «اگر شما دو نفر (افشاگر راز و شنوندة آن) به سوي خدا توبه بريد (ميسزد؛ زيرا) كه دلهايتان (از حق) منحرف شده و اگر بر ضد او ياور هم باشيد، پس (بدانيد كه) مسلماً خداوند خود و جبرئيل و مرد شايستة مؤمنان ياور او هستند و فرشتگان نيز پس از آنها پشتيبانند».
در مورد خوشرفتاري زنان در روايت آمده است: «جهادُ المرأةِ حُسْنُ التَبَعُّل».(19) خوب شوهرداري كردن از راه معاشرت به معروف صورت ميگيرد و اين خوشرفتاري با شوهر، آنچنان امر مهمي شمرده شده است كه از آن به جهاد تعبير شده است.
مدير اجرايي (22-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
ب) نگه داشتن بناي خانواده
((وَ أخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقًا غَليظًا).(20)
در تفسير مجمع البيان چنين آمده كه منظور از ميثاق غليظ، همان عقد و پيماني است كه در حين عقد ازدواج از شوهر ميگيرند كه همسرش را به خوبي نگهداري كند و يا با خوشي از هم جدا شوند.(21)
علامه طباطبايي ميفرمايد: «آيه شريفة آن را رد نميكند، اما واضحتر آن است كه منظور همان عقد باشد كه هنگام ازدواج جاري است و مراد از ميثاق غليظ، همان علقهاي است كه عقد ازدواج آن را استوار كرده است».(22)
بنابراين از همان ابتداي عقد ازدواج، اين عهد و پيمان محكم بين زوجين بسته ميشود و بايد آن را در تمامي مراحل زندگي حفظ كنند؛ به نظر ميرسد مرحوم طبرسي به مصداق از اين پيمان اشاره كرده است و اين علاقة عميق مانند گره است كه زن و شوهر را به هم وصل كرده است تا هيچگاه از هم جدا نشوند و بناي خانواده را حفظ كنند؛ (يا أيّهَا الّذينَ آمَنُوا أوْفُوا بِالْعُقُودِ).(23)
در تفسير مجمعالبيان بيان شده كه عقود، جمع عقد است و عقد از پيمانها و قراردادهايي است كه بسيار تأكيد شده است و چهار قول را مطرح ميكنند و قول ابنعباس را ميپذيرند كه منظور عقدهايي است كه خداوند بر بندگان واجب كرده است.(24)
علامه معتقد است عقد، به معناي گرهزدن و بستن چيزي به چيز ديگر است؛ به طوري كه به خودي خود از يكديگر جدا نشوند و لازمة گرهخوردن، آن است كه هر يك ملازم ديگري باشد و اين چنين خانواده شكل ميگيرد، سرنوشت زوجين به هم گره ميخورد، بناي محبوب و استواري بر روي زمين ساخته ميشود و به اين ترتيب، جوامع تشكيل ميشوند. وظيفه زوجين ملازمت هميشگي است تا اين گره باز نشود و ظاهر، دستوري عمومي است و شامل همه مصاديق آن ميشود؛ زيرا جمع به «ال» است و اطلاق دارد.
ميتوان در مجموع به اين نتيجه رسيد كه نگه داشتن و حفظ عقد ازدواج، پيمان محكمي است كه زنان از شوهران گرفتهاند و آن همان علاقه و محبتي است كه بين زوجين حكمفرماست و سبب پايداري و قوام خانواده ميشود. ديدگاه قرآن كريم بر اين اصل معروف استوار است كه ميفرمايد: (وَ عاشِرُوهُنّ بِالْمَعْرُوفِ)؛(25) يعني با زنان به نيكي و معروف معاشرت كنيد و آنان را به خوبي نگه داريد و يا به خوشي از هم جدا شويد،(26) بنابراين دو ديدگاه قابل جمع ميباشند.
مدير اجرايي (22-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
زن و شوهر بايد از عنصر مودت و رحمتي كه خداوند در قلب ايشان جعل كرده،(27) به خوبي مراقبت كنند و آن را پرورش داده و هر روز كاملتر كنند تا سكونت و آرامش بر خانواده حاكم شود و استوار مسير تكاملي خود را طي نمايد. زوجين بايد نسبت به يكديگر وفادار باشند؛ يعني نسبت به عقد و پيمان زناشويي ثابت قدم بمانند و پاي بيگانه را به حريم مقدس و خصوصي خود وارد نكنند. ناديده گرفتن اين حق نه تنها از بين برنده يك دستور اخلاقي، بلكه تعدي به حدود الهي شمرده شده است كه علاوه بر عذاب اخروي، مجازات سنگين در دنيا خواهد داشت؛ (الزّانِيَةُ وَ الزّاني فَاجْلِدُوا كُلّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ).(28) وفاداري در شئون مختلف زندگي در فراز و نشيب روزگار است كه زن و شوهر را به عنوان دو ركن اصلي خانواده در كنار هم قرار ميدهد و سختيها را آسان و تلخيها را شيرين ميسازد. وقتي زوجين همواره حافظ يكديگر و كنار هم باشند، بناي خانواده در كوران حوادث مختلف ميتواند استوار بايسته و تعادل خود را حفظ كند و فرزندان با پويايي و نشاط و آرامش پرورش يابند.
مدير اجرايي (22-11-2012), شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
ج) تربيت اولاد
((يا أيّهَا الّذينَ آمَنُوا قُوا أنْفُسَكُمْ وَ أهْليكُمْ نارًا).(29)
اين وظيفه همگاني مؤمنان است كه از باب امر به معروف و نهي از منكر، خود و خانواده را از آتش جهنم حفظ كنند. در خانواده پدر مسئول تربيت ديني خود و ديگر اعضا ميباشد؛ زيرا او وظيفه قواميت و ولايت بر فرزندان را بر عهده دارد و همسر و فرزندان نيز مسئول كار خود و ديگر اعضا هستند و بايد همديگر را از آتش جهنم حفظ كنند.
مرحوم طبرسي حفظ از آتش را به واسطة صبر در اطاعت خدا، حفظ خود و خانوادة خويش از معصيت و پيروي شهوات و دعوت كردن آنها به اطاعت خدا و آموزش فرايض و نهي كردن آنها از كارهاي زشت و تشويق كردن به نيكيها ميداند.(30)
علامه در بحث روايي از امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: «وقتي اين آيه نازل شد، مردي از مؤمنين نشست و شروع به گريستن كرد و گفت: من كه از خود عاجزم، اكنون مكلف به نگهداري خانواده هم شدهام. رسولخدا(ص) به او فرمود: «در حفظ اهلت، همين كافي است كه به ايشان امر كني، آنچه را براي خود امر ميكني و ايشان را باز داري، از آنچه خود را باز داشتهاي».(31)
در قرآن كريم آيات ديگري نيز به امر تربيت و همكاري و مشاوره در خانواده اشاره دارد، مانند آنجا كه امر به آموزش نماز ميكند.(32)
اصل (تَعاوَنُوا عَلَي الْبِرِّ وَ التّقْويٰ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَي اْلإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ).(33) بر همه اجتماعات اسلامي حاكم است و خانواده به عنوان كوچكترين نهاد اجتماعي نيز بايد براساس اين همكاري در راه خير و تقوا به بالندگي برسد. كلمه «بر»، يعني (وَ لكِنّ الْبِرّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ).(34) و كلمه تقوي به معناي مراقب امر و نهي خدا بودن است.(35)
شهاب منتظر (28-11-2012)



| ❤ |
بنابراين هركجا خدا امر فرمود، حاضر باشيم و هر كجا نهي كرد، حاضر نباشيم. خانواده و جامعه بر پاية ايمان و عمل صالح قرار ميگيرد و از گناه و زشتي دور ميماند و اين سلامت خانواده و اجتماع است.
اصل مشورت كه يكي از اوصاف مؤمنان شمرده شده است؛ (وَ أمْرُهُمْ شُوريٰ بَيْنَهُمْ).(36) در خانواده اهميت ويژهاي دارد خداوند متعال براي جزئيترين مسائل زندگي، مانند گرفتن فرزند از شير مادر توصيه به مشورت زوجين دارد؛(37) به خصوص با رشد علم و تجربه و امكانات تحصيلي براي همگان، اين مسئله نمود بيشتري در خانواده دارد. با فرزندان در دوران نوجواني و جواني كه به عنوان وزير مطرح هستند، بايد مشورت كرد تا شخصيت آنان كامل شود. در سايه مشورت، انسانها از افكار و تجارب هم بهتر و بيشتر استفاده ميكنند و در اصل تحكيم خانواده و تربيت فرزند، بدون همكاري و همفكري اعضاي خانواده به ويژه دو ركن اساسي آن، يعني زن و شوهر ميسر نميباشد.
ا
شهاب منتظر (28-11-2012)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)