نفی تكبر در عبادت
و از آنجا كه ممكن است این توهم به وجود آید كه خدا چه نیازی به ایمان و عبادت ما دارد؟ آیات مورد بحث نخست به پاسخ این میپردازد و میگوید: «تمام كسانی كه در آسمانها و زمین هستند از آن اویند» (و له من فی السّموات و الارض)
«و فرشتگانی كه در محضر قرب پروردگار هستند هیچگاه از پرستش او تكبر ندارند و هرگز خسته نمیشوند.» (و من عنده لایستكبرون عن عبادته ولا یستحسرون»[10]
«دائماً شب و روز تسبیح میگویند و كمترین ضعف و سستی به خود راه نمیدهند.» (یسبِّحون اللَّیل و النَّهار لایفترون).
با این حال او چه نیازی به طاعت و عبادت شما دارد، این همه فرشتگان بزرگ، شب و روز مشغول تسبیحند، او حتی نیاز به عبادت آنها هم ندارد، پس اگر دستور ایمان و عمل صالح و بندگی و عبودیت به شما داده، سود و فایدهاش متوجه خود شما است.
این نكته نیز جالب توجه است كه در نظام بندگان و موالی ظاهری هر قدر بندهای به مولا نزدیكتر باشد، خضوعش در برابر او كمتر است، چرا كه خصوصیت بیشتری دارد و مولا نسبت به او نیاز فزونتر!
اما در نظام عبودیت «خلق» و «خالق» قضیه بر عكس است، هر قدر فرشتگان و اولیای خدا به او نزدیكتر میشوند، مقام عبودیتشان بیشتر میگردد.
«قل افغیرَ اللهِ تامرونی اعبد ایُّهَا الجاهلون»[11]
« آیا به من دستور میدهید كه غیر خدا را عبادت كنم ای جاهلان.»
غیر خدا را عبادت نكنید
توحید در عبادت یك حقیقت غیر قابل انكار است تا آنجا كه هیچ انسان فهمیده و عاقلی نباید به خود اجازه دهد كه در برابر بتها سجده كند. لذا به دنبال آن با لحنی قاطع و تشدیدآمیز میگوید: «بگو: آیا به من دستور میدهید كه غیر خدا را عبادت كنم ای جاهلان.»[12]
«و اعبدوه و اشكروا»[13]
«او را پرستش كنید و شكر او را به جای آورید.»
یكی از انگیزههای عبادت، حس شكرگذاری است در مقابل منعم حقیقی، شما میدانید منعم حقیقی خدا است پس شكر و عبادت نیز مخصوص ذات پاك خدا است.[14]