![]()
چشم هایت را باز کن ، تا با نگاه تو خورشید مجبور شود به زمین گرمای دو چندان ببخشد.دستانت را به من بده ، زندگی با حس ظریف سر انگشتانت ، زیباتر می شود.
پیش از آمدنت دنیا هر چه بود و روزگار هر طور می گذشت ،حال دیگرفرقی نمی کند مهم این است که قدم هایت برکت و رحمت اند بر لحظه های امروز من.
نمی توانم برایت نامی انتخاب کنم ، تو مجموع تمام خوبی های وعده داده شده ای برایم و من چقدر در مقابل دیدن اشک های تو ناتوانم.
حال که چشم باز نمی کنی ، بگذار با تو حرف بزنم . برای حرف های در خلوتمان فرصت زیادی نمانده.
چشم بر هم بگذارم ، بزرگ شده ای ، آنقدر که فرصتی برای درد و دل های من نخواهی داشت صدایم را می شنوی و می دانم که در رویای زیبای کودکانه ات با من پیش می آیی.







نقل قول
