صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

موضوع: مبانى عقلانى شفاعت از ديدگاه شهيد مطهرى

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض مبانى عقلانى شفاعت از ديدگاه شهيد مطهرى

    مبانى عقلانى شفاعت از ديدگاه شهيد مطهرى


    «شفاعت» به معناى خواهش‌گرى، خواستارى و درخواست‌گرى، ميانجى‌گرى، وساطت، پادرميانى و درخواست عفو و بخشايش است. شفاعت اگر درست ارزيابى شود و پيام آن، به درستى از آيات و روايات اقتباس گردد، جايى براى اشكال باقى نمى‌ماند و برخلاف عقل و مبانى عقلانى هم نبوده و نيست؛ بلكه عقل امكان آن را اثبات مى‌كند. به همين سبب، دانشمندان مسلمان امكان آن را از اصول مسلّم اسلامى به شمار آورده‌اند و اگر اختلافى هست، نه در اصل شفاعت، بلكه در تفسير و گسترۀ آن است. اين نوشتار كوتاه، درصدد ارائه مبانى عقلانى شفاعت از نگاه استاد شهيد مطهرى است؛ فيلسوف، متكلّم و متفكرى كه با دغدغۀ متكلمانه و روش فلسفى و حكيمانه به تبيين، اثبات و دفاع از گزاره‌ها و معتقدات دينى پرداخته است.١ در ميان متكلمان و فيلسوفان، شايد كمتر اثرى شفاعت را چنين بر اساس مبانى عقلانى و به‌گونه‌اى مرتب و منظم ارائه كرده باشد و همين امر، عرصه اين بحث است.
    امضاء

  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    عموم مردم، شفاعت انبيا و ائمه (عليهما السلام) را چنين مى‌پندارند كه پيغمبر اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) و ائمه اطهار، به‌ويژه امام حسين (ع) افراد متنفّذى هستند كه در دستگاه خدا نفوذ دارند و اراده خدا را تغيير مى‌دهند و قانون را نقض مى‌كنند.


    اعراب عصر جاهليت نيز دربارۀ بت‌ها همين تصور را داشتند. آنان مى‌گفتند كه آفرينش، تنها به دست خداست و كسى با او در اين كار شريك نيست؛ ولى در اداره جهان، بت‌ها با او شريكند؛ بنابراين شرك آنان در «خالقيت» نبود؛ بلكه شرك در «ربوبيت» بود. آنان كه مى‌پنداشتند ربوبيت جهان ميان خدا و غير خدا تقسيم شده، بر خود لازم نمى‌دانستند كه در صدد جلب رضايت و خشنودى «الله» باشند. به گمان آنها مى‌توان با پرستش بت‌ها و قربانى كردن براى آنها، رضايت «ربّ» هاى ديگر را به دست آورد؛ هرچند اين كار، مخالف رضاى «الله» باشد؛ چرا كه با جلب رضايت بت‌ها، آنها نيز خود به‌گونه‌اى رضايت «الله» را به دست مى‌آورند.
    امضاء

  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اگر در ميان مسلمانان هم كسى چنين اعتقادى داشته باشد كه در كنار دستگاه سلطنت ربوبى، سلطنت ديگرى هم وجود دارد و در مقابل آن دست اندر كار است، چيزى جز شرك نخواهد بود. اگر كسى گمان كند كه تحصيل رضا و خشنودى خداى متعال، راهى دارد و تحصيل رضا و خشنودى فرضاً امام حسين (ع) راهى ديگر دارد و هريك از اين دو، جداگانه ممكن است سعادت انسان را تأمين كنند، دچار گمراهى بزرگى شده است. در اين پندار غلط چنين گفته مى‌شود كه خدا با چيزهايى راضى مى‌شود و امام حسين (ع) با چيزهاى ديگر؛ يعنى مثلاً خدا با انجام دادن واجبات و ترك گناهان خشنود مى‌گردد، ولى امام حسين (ع) با اين امور كارى ندارد. رضاى او در اين است كه مثلاً براى فرزند جوانش على اكبر (ع) گريه يا دست‌كم تباكى كنيم؛ يعنى حساب امام حسين از حساب خدا جداست! و چنين نتيجه گرفته شود كه تحصيل رضاى خدا دشوار است؛ زيرا بايد كارهاى بسيارى را انجام داد تا او راضى گردد، اما تحصيل خشنودى امام حسين (ع) آسان است و فقط با گريه، عزادارى و بر سر و سينه زدن به دست مى‌آيد و زمانى كه خشنودى امام حسين (ع) حاصل شد، او در دستگاه خدا نفوذ دارد و شفاعت مى‌كند و كارها درست مى‌شود و حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فى سبيل الله كه انجام نداده‌ايم، همه تصفيه مى‌شود و گناهان، هر چه باشد، در يك آن، از بين مى‌رود!
    امضاء

  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    اقسام شفاعت


    بر اين اساس، شفاعت به دو قسم صحيح و غلط يا منفى و مثبت تقسيم مى‌شود. در آيات قرآن كريم به هر قسم آن پرداخته شده و بايد با مراجعه به آنها، نوع شفاعت صحيح را از غيرصحيح تشخيص داد.


    ١. شفاعت غلط


    در اين‌گونه از شفاعت، مجرم برخلاف قانون اقدام مى‌كند و از راه غير قانونى يا نامشروع بر ارادۀ قانون‌گزار و هدف قانون چيره مى‌شود. اين‌گونه شفاعت، در دنيا نوعى ظلم است و در آخرت، غيرممكن. ايرادهايى كه بر شفاعت وارد مى‌شود، بر همين قِسم است و اين همان است كه در قرآن كريم نيز نفى شده است.٢

    اگر در ميان مسلمانان هم كسى چنين اعتقادى داشته باشد كه در كنار دستگاه سلطنت ربوبى، سلطنت ديگرى هم وجود دارد و در مقابل آن دست اندر كار است، چيزى جز شرك نخواهد بود. اگر كسى گمان كند كه تحصيل رضا و خشنودى خداى متعال، راهى دارد و تحصيل رضا و خشنودى فرضاً امام حسين (ع) راهى ديگر دارد و هريك از اين دو، جداگانه ممكن است سعادت انسان را تأمين كنند، دچار گمراهى بزرگى شده است. در اين پندار غلط چنين گفته مى‌شود كه خدا با چيزهايى راضى مى‌شود و امام حسين (ع) با چيزهاى ديگر؛ يعنى مثلاً خدا با انجام دادن واجبات و ترك گناهان خشنود مى‌گردد، ولى امام حسين (ع) با اين امور كارى ندارد. رضاى او در اين است كه مثلاً براى فرزند جوانش على اكبر (ع) گريه يا دست‌كم تباكى كنيم؛ يعنى حساب امام حسين از حساب خدا جداست! و چنين نتيجه گرفته شود كه تحصيل رضاى خدا دشوار است؛ زيرا بايد كارهاى بسيارى را انجام داد تا او راضى گردد، اما تحصيل خشنودى امام حسين (ع) آسان است و فقط با گريه، عزادارى و بر سر و سينه زدن به دست مى‌آيد و زمانى كه خشنودى امام حسين (ع) حاصل شد، او در دستگاه خدا نفوذ دارد و شفاعت مى‌كند و كارها درست مى‌شود و حساب نماز و روزه و حج و جهاد و انفاق فى سبيل الله كه انجام نداده‌ايم، همه تصفيه مى‌شود و گناهان، هر چه باشد، در يك آن، از بين مى‌رود!
    امضاء

  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اقسام شفاعت


    بر اين اساس، شفاعت به دو قسم صحيح و غلط يا منفى و مثبت تقسيم مى‌شود. در آيات قرآن كريم به هر قسم آن پرداخته شده و بايد با مراجعه به آنها، نوع شفاعت صحيح را از غيرصحيح تشخيص داد.


    ١. شفاعت غلط


    در اين‌گونه از شفاعت، مجرم برخلاف قانون اقدام مى‌كند و از راه غير قانونى يا نامشروع بر ارادۀ قانون‌گزار و هدف قانون چيره مى‌شود. اين‌گونه شفاعت، در دنيا نوعى ظلم است و در آخرت، غيرممكن. ايرادهايى كه بر شفاعت وارد مى‌شود، بر همين قِسم است و اين همان است كه در قرآن كريم نيز نفى شده است.٢
    امضاء

  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    قسيم، جسيم، وسيم بسيم


    اين‌كه در روايات آمده است امام حسين (ع) از افراد بسيارى شفاعت مى‌كند، به اين سبب است كه در اين جهان، مكتب امام حسين (ع) بيش از هر مكتبى موجب احياى دين و هدايت مردم شده است.


    از اين نكته نبايد غفلت ورزيد همان‌طور كه گروهى به واسطۀ قرآن هدايت يافته‌اند و گروهى به سبب درك غلط، گمراه شده‌اند، از مكتب امام حسين (ع) نيز گروهى هدايت شده و گروهى گمراه گشته‌اند و اين مربوط به خود انسان‌هاست. خدا درباره مثل‌هاى قرآن مى‌فرمايد:


    . . . يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيهدِى بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ ۴؛ به سبب قرآن، گروهى را گمراه مى‌سازد و گروهى را هدايت مى‌كند، و جز بدكاران را گمراه نمى‌سازد.


    مولوى تمثيل عالى و زيبايى براى اين حقيقت آورده است؛ مى‌گويد:


    از خدا مى‌خواه تا زين نكته‌ها


    «رسن» يعنى ريسمان و طناب. با طناب، هم مى‌توان از چاه بيرون آمد و هم مى‌توان به درون چاه رفت؛ تا كدام را انتخاب كنيم.


    قرآن و مكتب حسينى ريسمان‌هايى هستند كه مى‌توانند بشر را از چاه نگون‌بختى به اوج سعادت بالا برند. يكى حبل من الله و دومى حبل من الناس است. اين نوع از شفاعت را شايسته است «شفاعت رهبرى» بناميم و مى‌توان آن را «شفاعت عمل» هم ناميد؛ زيرا آن عامل اساسى كه در اين‌جا موجب نجات يا سقوط گرديده، همان عمل نيكوكار و بدكار است.


    روشن است كه هيچ يك از اشكالات شفاعت بر اين گونه كه شرح داده شد، وارد نيست و به‌ويژه، شفاعت به اين معنا به هيچ وجه با «عدل الهى» منافات ندارد؛ بلكه مؤيد آن است.
    امضاء

  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ب. شفاعت مغفرت


    بر اين نوع شفاعت اشكال‌ها و ايرادهاى بسيارى وارد شده، اما مى‌توان آن را بر مبانى صحيح و محكمى استوار كرد كه نه تنها ايرادى بر آن وارد نيايد، بلكه از معارف عالى و گران‌قدر اسلام گردد. برخى از اين مبانى عبارتند از:


    جاذبه رحمت


    براى رسيدن به سعادت، علاوه بر اعمال و كردار خود انسان، جريان ديگرى نيز هميشه در جهان هست و آن، جريان «رحمت سابقه پروردگار» است. در متون دينى آمده است:


    « يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبهُ »


    ؛ اى كسى كه رحمت او بر غضبش تقدّم دارد.


    حافظ در غزل معروف خود مى‌گويد:


    م‍زرع س‍بز فلك ديدم و داس م‍ه نو


    مقصود حافظ از «سابقه» ، سبقت رحمت پروردگار است. در نظام هستى، اصالت از آن رحمت و سعادت و رستگارى است و كفرها و فسق‌ها و شرور، عارضى و غير اصيلند و همواره آنچه كه عارضى است، به سبب جاذبه رحمت، تا اندازه‌اى كه ممكن است، برطرف مى‌گردد. وجود امدادهاى غيبى و تأييدات رحمانى، مغفرت پروردگار و زُدودن عوارض گناه، از شواهد تسلّط رأفت و مهربانى او، بر غضب و قهر مى‌باشد.
    امضاء

  9. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اصل تطهير


    يكى از جلوه‌هاى رحمت الهى در نظام هستى، «تطهير» است. دستگاه آفرينش داراى خصيصه شست‌وشو و تطهير است. اين‌كه درياها و گياهان، گاز انيدريد كربنيك هوا را مى‌گيرند و جوّ را تصفيه مى‌كنند، تجزيه لاشه حيوانات مرده، و هم‌چنين تجزيه زوائدى كه از موجودات زنده دفع مى‌گردد، نمونه‌هايى از پالايش و تطهير آفرينش است.


    همان‌گونه كه در ماديات و قوانين عالم طبيعت، مظاهرى از تطهير و تصفيه وجود دارد، در معنويات نيز مصاديقى براى تطهير و شست‌وشو يافت مى‌شود. مغفرت و محو عوارض سوء گناه از اين قبيل است. «مغفرت» عبارت است از شست‌وشو دادن دل‌ها و روان‌ها - تا اندازه‌اى كه قابل شست‌وشو باشند - از عوارض و آثار گناهان. البته بعضى قلب‌ها چنان قابليت خود را براى پاكيزه شدن از دست مى‌دهند كه ديگر با هيچ آبى تطهير نمى‌پذيرند؛ گويى تبديل به عين نجاست شده‌اند. كفر و شرك به خدا وقتى كه در دل ريشه مى‌زند، دل را از قابليت تطهير خارج مى‌كند. در بيان قرآن كريم، استقرار كفر در دل به «مهر زده شدن بر دل و طبع و ختم الهى» تعبير شده است.۵
    امضاء

  10. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    اصل سلامت


    در نظام هستى، اصالت از آنِ سلامت و صحت است و مرض‌ها و بيمارى‌ها استثنايى و اتفاقى‌اند. در ساختار هر موجود زنده‌اى، قدرتى نهفته است كه براى سلامت و تندرستى او در فعاليت است و از هستى او حمايت مى‌كند. وجود گلبول‌هاى سفيد در خون، با قدرت دفاعى عجيبى كه دارند و خاصيت ترميم كنندگى در بدن موجودات زنده، شاهد اين مدعاست. بنابر فطرت دينى، هر نوزادى با فطرت پاك به دنيا مى‌آيد:


    « كل مولود يولد على الفطرة حتى يكون ابواه يهَوِّدانه او ينَصِّرانه »۶


    ؛ نوزاد به فطرت پاك زاييده مى‌شود؛ ليكن پدر و مادر ممكن است او را يهودى يا نصرانى كنند.


    در سرشت هر موجودى كه از مسير اصلى خود منحرف مى‌گردد، كششى وجود دارد كه او را به سوى اصل آن بازمى‌گرداند. به اصطلاح فلاسفه، در هر جا كه طبيعت گرفتار قسر گردد، ميلى براى رجعت به حالت طبيعى پديد مى‌آيد؛ يعنى هميشه در جهان نيروى گريز از انحراف و توجه به سلامت و صحت حكم‌فرماست. اينها شواهدى از چيرگى رحمت بر غضب است. وجود مغفرت نيز از همين اصل ناشى مى‌شود.
    امضاء

  11. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    رحمت عام


    اصل مغفرت، يك پديده استثنايى نيست؛ بلكه امرى بديهى است كه از غلبه رحمت ربّ در نظام هستى نتيجه شده است. از اين‌جا دانسته مى‌شود كه مغفرت الهى، عامّ است و همه موجودات را در حد امكان و قابليت آنها فرا مى‌گيرد. اين اصل در رسيدن به سعادت و نجات از عذاب، براى همه رستگاران مؤثر است؛ قرآن كريم مى‌فرمايد:


    مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ ٧


    ؛ هركس كه در آن روز از عذاب خدا نجات يابد، مشمول رحمت خدا قرار گرفته است.


    يعنى اگر رحمت نباشد، عذاب از هيچ كس برداشته نمى‌شود. رمز مغفرت‌خواهى رسول اكرم (ص) و ساير انبياء و ائمه معصومين (عليهما السلام) نيز در همان عموميت و شمول اصل مغفرت است و در حقيقت مى‌توان گفت كه هركس مقرّب‌تر است، از اين اصل، بيشتر بهره مى‌برد و بيشتر از ديگران از اسماء حُسناى الهى و صفات كمال او نورانيت مى‌گيرد. رسول اكرم (ص) مى‌فرمايد:


    «اِنَّهُ لَيغانُ عَلي قَلْبي وَ اِنّي لَاَستغفراللهَ كُلَّ يوْمٍ مأةَ مرةً »٨


    ؛ آثارى از كدورت بر قلبم ظاهر مى‌شود و من در هر روز هفتاد بار از خدا مغفرت مى‌طلبم.


    امكان ندارد هيچ يك از جريان‌هاى رحمت پروردگار بدون واسطه انجام گيرد. به همين دليل مغفرت پروردگار هم بايد از طريق نفوس كُمّلين و ارواح بزرگ انبيا و اوليا به گناه‌كاران برسد و اين لازمه نظام داشتن جهان است. به همان دليلى كه وحى بدون واسطه انجام نمى‌گيرد و همه مردم از جانب خدا به نبوّت برانگيخته نمى‌شوند و هيچ رحمت ديگرى هم بدون واسطه نازل نمى‌شود، رحمت مغفرت هم ممكن نيست بى‌واسطه تحقق يابد.


    اگر بر فرض، هيچ دليل نقلى براى شفاعت وجود نداشت، راه عقل و براهين قاطعى چون برهان امكان اشرف و نظام داشتن هستى، ما را به آن رهنمون مى‌شود. وقتى كسى وجود مغفرت خدا را بپذيرد، مبانى محكم عقلى، او را به پذيرش اين حقيقت كه جريان مغفرت بايد از مجراى يك عقل كلّى يا يك نفس كلّى يعنى عقل و نفسى كه داراى مقام ولايت كليه الهيه است صورت گيرد، وامى‌دارد. امكان ندارد كه فيض الهى، بى‌حساب و بدون واسطه به موجودات برسد.


    خوشبختانه قرآن كريم در اين‌جا نيز ما را راهنمايى فرموده است. با ضميمه كردن روايات اسلامى، به‌ويژه با توجه به آنچه در روايات معتبر و گران‌قدر شيعه در باب ولايت رسول خدا و ائمه اطهار (عليهما السلام) و مراتب ولايت در طبقات پايين‌تر اهل ايمان رسيده است، چنين استنباط مى‌كنيم كه وسيله مغفرت، تنها يك روح كلى نيست؛ بلكه نفوس كليه و جزئيه بشرى با اختلاف مراتبى كه دارند، هر كدام سهمى از شفاعت برده‌اند و اين يكى از مهم‌ترين معارف اسلام و قرآن است كه تنها در مذهب مقدس شيعه، به وسيله ائمه اطهار و شاگردان مكتب آنها توضيح داده شده است؛ ازاين‌رو از افتخارات اين مذهب شمرده مى‌شود.
    امضاء

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi