





| ❤ |
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-12-2021 در ساعت 04:15
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- آیا در قضیه سیلی خوردن، حضرت زهرا (س) همراه...
- نامها و لقب های حضرت زهرا سلام الله علیها
- ▐☼▐نسیمی از آموزه های حضرت فاطمه زهرا(س)▐☼▐
- مروری بر زندگانی حضرت فاطمه زهرا سلام الله...
- l lı.✿. llı.✿.ıllفاطمه(سلام الله علیها)...
- اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)
- {*}*{ *} رازهایی از زندگی حضرت زهرا(س) برای...
- تعداد مهاجمین به خانه ی امیرالمؤمنین علی...
- اسرار تسبيحات حضرت زهرا(عليهاالسلام)
- آثار اخروی محبت به حضرت زهرا علیه السلام






| ❤ |
پیشگفتار
یا...!
معذورم بدار!
اگرت نامی به میان آمد،
به، «ضرورت» بود،
ورنه، اینقدرم عقل و کفایت باشد،
که نامت را،
همچو منی،
نباید برد!
فسوسا و صد دریغ
[ صفحه 9]
این «مُرکب» ها که «مَرکب» معانی شدهاند، همه، از «فاطمه» میگویند، آن یک «گل» سرخ!
که شمیمش آکنده داشت جان و جهان را، و عصر و مصر ما را،
سلامش باد روزی که بیامد، و روزی که برفت!
و نیز بر همگانی که ره پویند راهش را،
و چه بسیارند!
و از آن بسیار آن پر فروغ «مادر» است،
که همچنان میتابد بر دلبند فرزند ماهوار خویش،
و براستی که جوادش «ماهواره» ای است،
و بایدش «بالا» برد!
ماهوارهی «خدای»،
یعنی کتابش،
آری، «قرآن» را میگویمی.
و میتواند چه «تهاجم» ها که بدارد، «فرهنگ» فرنگ را،
اگرش دریابند!
باری،
این نوشتهام را هدیت میدارم به مادرش؛ سرکار، خانم فروغی،
که بس سرافراز است،
آنهم به پاس تعلیم ادب و کرامت مر فرزند خویش را.
و نیز اخلاص، صفا، و مردم اندیشی خویش،
و از یاد نبردنش بیبضاعت مردمان را!
نصرت حق ناصرش!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
گل!
دید،
و در خشت خام!
ای تو!
تو که با منی!
بی تعارفت گویم:
نه «من»،
و نه «تو»،
در «آینه»،
آری،
در آینه «حتی»،
نتوانستیم دید!
اما او بدید!
و چه خوب!
خوبتر از این، آیا؟!
آیا نه چونان «گل» است؟!
«فاطمه» را میگویمی،
آنسان که پدر میدیدش،
همان پیرش، و پیامبرش؟! [1] .
اگر نیست،
پس چرا بشکست؟!
و چه «راحت»!
اگر نیست،
پس چرا پرپر؟!
و چه زود!
اگر نیست،
پس چرا به دامان نشست، «آتش» را؟!
و اگر نمینشست،
این دل من،
آن دل تو،
که بس عفن بارند،
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
با کدامین «عطر»،
عطرآگین توانند شد؟!
جانان من!
گل تا به آتش ننشیند،
عطر نخواهد شدن،
و تا نشود،
آن «بقاء» را،
و «بهاء» را،
چگونهاش ارزانی بدارند؟!
فاش میگویم،
و از گفته خود دلشادم، که:
اگر نبود «عطر» فاطمه،
نبود،
«عالم» را میگویم،
جز یکی «گنداب»،
و نیز «آدم»!
و اگر،
عطر فاطمه میبارید،
بر سر و روی دلها، همه،
همین تعفن باقی نیز، باقی نبود!
و نیز گفتهات باشم:
شستشویی باید،
که در پیاش «عطر» ها چه به کار آید!
ورنه،
به چه کار آید؟!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
تذکاری چند:
1- آنچه میآید یک سخن است،
اما با دو روی،
یک رویهاش «تاریخ»،
و آن دیگر «اعتقاد»،
و نیز در دو قالب،
یکی «داستان»،
و آن دیگر «تمثیل».
و هم با صبغهای «ادبی» [2] .
2- داستان است،
و آن نیز فضال «فرض» و «خیال»،
که خود نیز جهانی است بی هیچ «باید»، و یا «مانع»، و نیز همین بود راز آنکه بتوانستمی حافظ را در همان عهد بیافرینم،
و او نیز دوانش را،
تا مکتبخانههای آن روز را کتاب تعلیم باشد،
و مکتب نشینان را نیز درس آموز!
و قهرمان نخست این داستان نیز در زمرهی آنان!
3- قهرمان دیگر این داستان با نام «اسماء» است،
در نقش «کنیز»،
کنیز والا دخت پیامبر مکرم- ص-،
آری،
هم نام با «کنیز» آن حضرت که وی نیز به همین نام بوده است.
و در خاتمت نیز همت، و حمایات وافر عزیز مکرم جناب حجه الاسلام و المسلمین سید محمد جواد هاشمی را همچنان سپاس میگذارم.
«محمدرضا رنجبر»
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 06-12-2021 در ساعت 14:54
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
دختر بابا!
چه کنم!
گر نکنم ناله و فریاد و فغان!
آخر، چرا؟!
«چند پوشیده بماند سخن پنهانی»
بابا! مرا بازگوی!
دخترم!
دلم،
«خون» است!
خون؟!
از چه بابا؟!
آخ!
ماجرای دل خون گشته
نگویم با کس
وای وای، بابا!
اینجا کجاست؟!
میبینی، آن «یکی» را؟!
او هم رویش به دیوار است!
او چرا دیگر؟!
و چه میگرید!
«حرف» هاش، میشنوی؟!
و چه جانسوز میگوید:
[ صفحه 20]
«جان فدای تو که هم جانی، و هم جانانی»
آی!
دردانه!
در گرانمایه!
«سرسری از سر کوی تو نیارم برخاست»
ای تو!
دلرفتهام!
دلشدهام!
مباد!
تا نروی از یادم!
تا ندهی بر بادم!
تا نبری بنیادم!
تا نکنی ناشادم!
«سرمکش! تا نکشد سر به فلک فریادم»!
[ صفحه 21]
به رنگ سیاه!
بابا!
این دیوار،
دیوار چیست؟!
دیوار «خانه» است، آیا؟!
آری، دخترم!
دیوار «خانه» است.
بابا!
«درب» این خانه کجاست؟!
درب؟!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
بسوزم! بسوزم!
بابا!
با خود «چه» میگویی؟!
با توام، درب این خانه کجاست؟!
ای دریغ!
آنجاست، دخترم!
آنجاست!
دیدی؟!
نه!
نمیبینم!
آنجاست دخترم، کنار...!
دیدم بابا! دسدم!
همان که به رنگ «سیاه» است؟!
آری، «همان»!
بابا!
چرا به رنگ «سیاه»؟!
دخترم!
رنگ سیاه، رنگ...
رنگ بدی نیست!
«خال» زیبای صورت تو، به چه رنگ است؟ دخترم!
سیاه است، بابا!
و «زیبا» است!
[ صفحه 23]
مگر نه؟!
آری، هست!
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-12-2021 در ساعت 14:04
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
خدایا! چه روز است امروز!
بابا!
اگر از حرفهایم رنجه میشوی، دیگر نمیگویم!
اما تو هم گریه مکن!
راستی، بابا!
کنارهی همان درب دیدم که چیزی نوشته بود!
خودم دیدم!
نوشته بود؟!
چیزی؟!
[ صفحه 28]
کجایش؟!
بیا تا نشانت دهم،
با من بیا!
بیا!
آنجاست!
دیدی؟!
دیدی بابا؟!
برای من هم بخوان!
میخوانی؟!
چی نوشته است؟!
چی؟!
بابا! بابا!
مگر چی نوشته است؟!
آه! صورتت را نزن!
نزن بابا!
نوشتهاش چیست مگر؟!!
چیست؟!
دخترم!
نوشته است:
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
[ صفحه 29]
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
گل؟!
درب؟!
دیوار؟!
یعنی چه؟ بابا!
دخترم! رهایم کن!
رهایم کن!
رهایم کن!
[ صفحه 31]
فاطمه؟!
بابا!
فاطمه کیست؟!
دخترم!
او را نه از من،
که از «او» بایدت شنید!
«او»؟!
او کیست؟ بابا!
دخترم!
او، هموست،
[ صفحه 32]
که از اوست،
و با او،
همه چیز، همه کس،
همه جا، همه حال!
و هر جامد،
و جنبنده،
دلش، به دنبالش!
و جویای کویش،
و پویای راهش،
و گویایش، ثناء را!
بابا!
نکند «خدا» ی را میگویی؟!
آری، دخترم!
خدای را میگویم!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
«او»!
از فاطمه میگوید؟!
آری، دخترم! او، میگوید این را:
آن زمانی که
زمان یاد ندارد، چه زمان،
در مکانی که
مکان یاد ندارد، چه مکان،
نه «شبی» بود،
[ صفحه 33]
نه «روزی»
و نه «چرخی»
نه «جهان»
نه «پری» بود
نه «جبریل»
و نه «دوزخ»
نه «جنان»
دل من در پی یک واژه بی «خاتمه» بود
اولین واژه که آمد به نظر «فاطمه» بود
ز طفیل «گِلِ» او
ساختهام
«دنیا» را
جبرئیل و فلک و آدم و هم حوا را
ز ازل،
تا به ابد،
هر چه و هر کس هستند،
همه مدیون رخ «فاطمه» من هستند
در میان
همه آثار
که از من برجاست
همهی دار و ندارم،
گل روی زهراست! [3] .
[ صفحه 34]
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 08-12-2021 در ساعت 22:48
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)