نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

موضوع: حضرت ادريس

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض حضرت ادريس



    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

    یكي از پيامبران كه نامش در قرآن دوبار آمده(1) و در آيه 56 سوره مريم به عنوان پيامبر صديق ياد شده، حضرت ادريس است كه در اينجا نظر شما را به پاره اي از ويژگيهاي او جلب مي كنيم: ادريس كه نام اصليش «اُخنوخ» است در نزديك كوفه در مكان فعلي مسجد سهله مي زيست. او خياط بود و مدت سيصد سال عمر نمود و با پنج واسطه به آدم عليه السلام مي رسد. سي صحيفه از كتابهاي آسماني بر او نازل گرديد. تا قبل از ايشان مردم براي پوشش بدن خود از پوست حيوانات استفاده مي كردند، او نخستين كسي بود كه خياطي كرد و طرز دوختن لباس را به انسانها آموخت و از آن پس مردم به تدريج از لباسهاي دوخته شده استفاده مي كردند. او بلند قامت و تنومند و نخستين انساني بود كه با قلم خط نوشت و بر علم نجوم و حساب و هيئت احاطه داشت و آنها را تدريس مي كرد. كتابهاي آسماني را به مردم مي آموخت و آنها را از اندرزهاي خود بهره مند مي ساخت، از اين رو نام او را ادريس (كه از واژه درس گرفته شده) نهادند. خداوند بعد از وفاتش، مقام ارجمندي در بهشت به او عنايت فرمود و او را از مواهب بهشتي بهره مند ساخت. ادريس بسيار درباره عظمت خلقت مي انديشيد و با خود مي گفت:«اين آسمانها، زمين، خلايق عظيم، خورشيد، ماه، ستارگان، ابر، باران و ساير پديده ها داراي پروردگاري است كه آنها را تدبير نموده و سامان مي بخشد، بنابراين او را آن گونه كه سزاوار پرستش است، پرستش كن.» (2)


    هشدار حضرت ادريس نسبت به مرگ

    اي انسان! گويي مرگ به سراغت آمده، ناله ات بلند شده، عرق پيشانيت سرازير گشته، لبهايت جمع شده، زبانت از حركت ايستاده، آب دهانت خشك گشته، سياهي چشمت به سفيدي دگرگون شده، دهانت كف كرده، همه بدنت به لرزه در آمده و با سختيها و تلخي هاي مرگ دست به گريبان شده اي. سپس روحت از كالبدت خارج شده و در برابر اهل خانه ات جسد بدبويي شده اي و مايه عبرت ديگران گشته اي. بنابراين هم اكنون به خودت پند بده و درباره مرگ و حقيقت آن عبرت بگير، كه خواه ناخواه به سراغت مي آيد و هر عمري گرچه طولاني باشد به زودي به دست فنا سپرده مي شود. اي انسان! بدان كه مرگ با آن همه دشواري، نسبت به امور بعد از آن كه حوادث هولناك و پر وحشت قيامت مي باشد آسان تر است، متوجه باش كه ايستادن در دادگاه عدل الهي براي حسابرسي و جزاي اعمال آنقدر سخت و طاقت فرسا است كه نيرومندترين نيرومندان نيز از شنيدن احوال آن ناتوانند. (3)


    فرازهايي از اندرزهاي ادريس عليه السلام




    اي انسانها! بدانيد و باور كنيد كه تقوا و پرهيزكاري، حكمت بزرگ و نعمت عظيم، و عامل كشاننده به نيكي و سعادت و كليد درهاي خير و فهم و عقل است، زيرا خداوند هنگامي كه بنده اي را دوست بدارد، عقل را به او مي بخشد. بسياري از اوقاتِ خود را به راز و نياز و دعا با خدا بپردازيد و در خدا پرستي و در راه خدا تعاون و همكاري نماييد، كه اگر خداوند همدلي و همكاري شما را بنگرد، خواسته هايتان را برمي آورد و شما را به آرزوهايتان مي رساند و از عطاياي فراوان و فنا ناپذيرش بهره مند مي سازد. هنگامي كه روزه گرفتيد، نفوس خود را از هر گونه ناپاكيها پاك كنيد و با قلبهاي صاف و خالص و بي شائبه براي خدا روزه بگيريد، زيرا خداوند به زودي دلهاي ناخالص و تيره را قفل مي كند. همراه روزه گرفتن و خودداري از غذا و آب، اعضاء و جوارح خود را نيز از گناهان كنترل كنيد. هنگامي كه به سجده افتاديد و سينه خود را در سجده بر زمين نهاديد، هر گونه افكار دنيا و انحرافات و نيرنگ و فكر خوردن غذاي حرام و دشمني و كينه را از خود دور سازيد و از همه ناصافي ها خود را برهانيد. خداوند متعال، پيامبران و اوليائش را به تأييد روح القدس اختصاص داد و آنها در پرتو همين موهبت بر اسرار و نهانيها آگاه شدند و از فيض حكمت بهره مند گشتند، از گمراهيها رهيده و به هدايتها پيوستند، به طوري كه عظمت خداوند آن چنان در دلهايشان آشيانه گرفت كه دريافتند او وجود مطلق است و بر همه چيز احاطه دارد و هرگز نمي توان به كُنه ذاتش معرفت يافت. (4)


  2. تشكرها 3


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حضرت ادريس

    آروزي ادريس براي ادامه زندگي به خاطر شكرگزاري




    فرشته اي از سوي خداوند نزد ادريس عليه السلام آمد و او را به آمرزش گناهان و قبولي اعمالش مژده داد. ادريس بسيار خشنود شد و شكر خداي را به جاي آورد، سپس آرزو كرد هميشه زنده بماند به شكرگزاري خداوند بپردازد. فرشته از او پرسيد: «چه آرزويي داري؟» ادريس گفت: «جز اين آرزو ندارم كه زنده بمانم و شكرگزاري خدا كنم، زيرا در اين مدّت دعا مي كردم كه اعمالم پذيرفته شود كه پذيرفته شد، اينك بر آنم كه خدا را به خاطر قبولي اعمالم شكر نمايم و اين شكر ادامه يابد.» فرشته بال خود را گشود و ادريس را در برگرفت و او را به آسمانها برد. اينك ادريس زنده است و به شكرگزاري خداوند اشتغال دارد. (7) مطابق بعضي از روايات، ادريس پس از مدّتي كه در آسمانها بود، عزرائيل روح او را در بين آسمان چهارم و پنجم قبض كرد، چنانكه خاطرنشان مي شود.

    قبض روح ادريس عليه السلام بين آسمان چهارم و پنجم




    امام صادق عليه السلام فرمود: يكي از فرشتگان، مشمول غضب خداوند شد. خداوند بال و پرش را شكست و او را در جزيره اي انداخت. او سالها در آنجا در عذاب به سر مي برد تا وقتي كه ادريس به پيامبري رسيد. او خود را به ادريس رسانيد و عرض كرد: «اي پيامر خدا! دعا كن خداوند از من خشنود شود، و بال و پرم را سالم كند.» ادريس براي او دعا كرد، او خوب شد و تصميم گرفت به طرف آسمانها صعود نمايد اما قبل از رفتن، نزد ادريس آمد و تشكّر كرد و گفت: «آيا حاجتي داري زيرا مي خواهم احسان تو را جبران كنم.» ادريس گفت: «آري، دوست دارم مرا به آسمان ببري، تا با عزرائيل ملاقات كنم با او اُنس بگيرم، زيرا ياد او زندگي مرا تلخ كرده است.» آن فرشته، ادريس را بر روي بال خود گرفت و به سوي آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسيد، در آنجا عزرائيل را ديد كه از روي تعجّب سرش را تكان مي دهد. ادريس به عزرائيل سلام كرد، و گفت: «چرا سرت را حركت مي دهي؟» عزرائيل گفت: «خداوند متعال به من فرمان داده كه روح تو را بين آسمان چهارم و پنجم قبض كنم، به خدا عرض كردم: چگونه چنين چيزي ممكن است با اينكه بين آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است، و بين آسمان سوم و دوّم نيز همين مقدار فاصله. (و من اكنون در سايه ي عرش هستم و تا زمين فاصله فراواني دارم و ادريس در زمين است، چگونه اين راه طولاني را مي پيمايد و تا بالاي آسمان چهارم مي آيد!!). آنگاه عزرائيل همانجا روح ادريس را قبض كرد. اين است سخن خداوند ( آيه ي 57 سوره ي مريم) كه مي فرمايد: «وَ رَفَعناهُ مَكاناً عَلِيّاً؛ و ما ادريس را به مقام بالايي ارتقا داديم.» (8) پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم فرمود: در شب معراج، مردي را در آسمان چهارم ديدم، از جبرئيل پرسيدم: «اين مرد كيست؟» جبرئيل گفت: «اين ادريس است كه خداوند او را به مقام ارجمندي بالا آورده است.» به ادريس سلام كردم و براي او طلب آمرزش نمودم، او نيز بر من سلام كرد و برايم طلب آمرزش نمود. (9)

  5. تشكرها 2


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر بخش علوم پزشکی
    تاریخ عضویت
    December 2012
    شماره عضویت
    4618
    نوشته
    18,121
    صلوات
    114
    دلنوشته
    2
    سلامتی آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    9,200
    مورد تشکر
    7,963 در 2,503
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حضرت ادريس

    حضرت ادریس(ع)پس از آدم و شیث(علیهما السلام)به مقام پیامبری‏برگزیده شد. او همواره مردم را به پرستش خدای یگانه و دوری ازگناه دعوت می‏کرد و پیروانش را به ظهور پیامبران بعدی، بویژه‏خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص)، بشارت می‏داد.
    سلسله مقالات پیامبران آسمانی را با مروری بر زندگی این‏پیامبر بزرگ آغاز می‏کنیم.

    در نام این پیامبراختلاف است. گروهی نامش را اخنوع و لقبش راادریس دانسته‏اند. دسته‏ای وی را «اوزریس‏» خوانده، ادریس رامعرف این نام شمرده‏اند. جمعی معتقدند نامش در تورات «اخنوع‏»یا «خنوع‏» است و «هرمس الهرامسه‏» و «مثلث النعمه‏» و«المثلث‏» لقب داده‏اند; زیرا ملک و حکیم و نبی بوده است.
    علامه طباطبایی(ره)در این باره می‏فرماید: نام ایشان به زبان‏یونانی طرمیس بود که در زبان عربی اخنوع گفته می‏شود. اما بعضی‏دیگر می‏گویند: در زبان یونانی به ایشان ارمیس می‏گویند که درزبان عربی هرمس گفته می‏شود و خداوند عزوجل هم درکتاب قرآن‏ایشان را ادریس نامید.»

    ادریس در قرآن

    فخررازی در ذیل آیات 56 و 57 سوره مریم چنین می‏گوید:
    1- همانا ادریس پیامبری راستگو و صدیق بود.(انه کان صدیقا)
    2- آن حضرت مقام نبوت داشت.(نبیا)
    3- خداوند مقامش را بلندگردانید.(و رفعناه مکانا علیا)
    شیخ طوسی(ره)در باره اوصاف حضرت ادریس به آیه‏های 84 و 85سوره انبیاء اشاره کرده، می‏فرماید:
    4- برعمل صالح و اطاعت از خداوند استوار بود.(و ذکری‏للعالمین)
    5- در بلاها بردباری بسیار نشان می‏داد.(و اسماعیل و ادریس وذالکفل کل من الصابرین)
    علامه طبرسی(ره)به خاطر عدم شتاب در استجابت دعا را نشانه‏بردباری ادریس می‏داند


  7. تشكرها 2


  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,121
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    4,041 در 2,087
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض حضرت ادریس (ع)


    حضرت ادریس (ع)
    ادریس: نام آن حضرت در زبان عبری اخنوخ است .
    پدر:یارد
    مادر: بره
    تاریخ تولد: 830 سال بعد از هبوط آدم
    مدت عمر:365 سال
    بعثت : در کوفه مبعوث شد .
    محل دفن: آن حضرت به آسمان عروج کرد.
    نسب:ادریس بن یارد مهلائیل بن قینان بن انوش شیث بن آدم (ع)
    تعداد فرزندان :آن حضرت 2 پسر داشت .
    مختصری از زندگینامه
    برخی آن حضرت را از این جهت ادریس نامیده اند .که حکمتهای خداوند و سنتهای الهی را درس می داده است . وی با 72 زبان مردم را بسوی خدای یگانه دعوت مینمود. محل اقامت او مسجد سهله در شهر کوفه بوده است .
    چنانچه معروف است. حضرت ادریس اولین کسی بوده است که خط نوشت .جامه دوخت و خیاطی را تعلیم داد. آن حضرت در زمینه علم نجوم و هندسه و حساب و فلسفه و..... تبحر داشته و آنها را به مردم زمان خود می آموخته است .نقل شده است. خداوند 30 صحیفه بر ادریس نازل نمود.
    1- قصص قرآن یا تاریخ انبیاء. تالیف سید هاشم رسولی محلاتی ص 34.
    2- اثبات الوصیه .ابوالحسن علی مسعودی . ترجمه محمد جواد نجفی. ص 167
    3- تاریخ بلعمی ابوعلی محمد بن بلعمی. تصحیح محمد تقی بهار ملک الشعراء ص 111.
    4- جنات الخلود. مصنف محمد رضا امامی ص 10
    5- قصص قرآن یا تاریخ سلف .تالیف حاج سید عبداالحسین رضیئی ج 1. ص 66.


    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. Top | #5

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    55
    نوشته
    7,121
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    1,515
    مورد تشکر
    4,041 در 2,087
    دریافت
    6
    آپلود
    8

    پیش فرض پاسخ : حضرت ادریس (ع)


    فهرست سوره و آیاتی که نام ادریس در آن ذکر شده
    شماره سوره نام سوره شماره ایات
    19 مریم 56
    21 انبیاء 85


    امضاء
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    8,166
    تشکر
    20,575
    مورد تشکر
    12,603 در 3,859
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض *♥*♥* پیامبری ادریس(ع) *♥*♥*

    حضرت ادريس(ع) از جمله پيامبرانى است كه در قرآن، از آنان ياد شده است خداى سبحان فرمود:
    <وَإِسْمعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَاالْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصّابِرِينَ»؛(1) <وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً * وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيّاً»(2)
    قرآن، وى را به صفاتى، چون صبر و راستگويى و برخوردار از مقام برجسته، توصيف فرموده است. خلاصه نظر دانشمندان در باره وى اين است كه او نخستين پيامبرى بود كه جبرئيل(ع) براى ارشاد و هدايت نسل (قابيل) بر او وحى نازل كرد تا از طغيان و سركشى و كفر خويش دست برداشته و به پيشگاه خداوند توبه نمايند، و طبق دستوراتِ آيين او زندگى كنند.
    قرآن، در باره زندگى و دستوراتِ دين و آيين ادريس(ع) مشروحاً سخن نگفته است، چنان‏كه سند تاريخى و پا برجايى هم از زندگى او در دست نيست. معتبرترين كتابى كه درباره او سخن گفته تاريخ الحكماء (3) است كه ما به بيان برخى مطالب پراكنده‏اى كه در آن وجود دارد، مى‏پردازيم، البته نه به عنوان اين‏كه اين مطالب حقايقى بى‏چون و چراست، بلكه از باب آگاهى.
    انديشمندان در مورد زادگاه و محل نشو و نماى آن حضرت اختلاف دارند، عده‏اى گفته‏اند: وى در مصر متولد شده و او را هرمس الهرامسه(4) ناميده‏اند و زادگاهش در <منف» (نام شهرى در مصر) است. و نيز گفته‏اند نام وى به زبان يونانى ارميس بوده كه معناى عربى آن هرمس و به زبان عبرى خنوخ و در عربى اخنوخ تلقى شده است و خداى - عزوجل - او را در قرآن كه به زبان عربى آشكار نازل شده ادريس... خوانده است. هرمس (ادريس) از مصر بيرون رفت و در زمين گردش كرد و سپس به آن سرزمين بازگشت، [سرانجام‏] خداوند او را در هشتادو دو سالگى به نزد خود بالا برد (از دنيا رفت)(5).
    دسته‏اى ديگر معتقدند كه، ادريس(ع) در بابِل متولد و در همان‏جا بزرگ شد. وى در اوايل عمر خويش از علوم شيث بن آدم كه جدّ اعلاى او بود بهره مى‏جست... و آن‏گاه كه به حد كمال رسيد، خداوند بدو نبوت و پيامبرى عنايت فرمود.
    آن حضرت، مردمِ فاسد را از مخالفتِ با آيين حضرت آدم و شيث(ع) نهى مى‏كرد و [در اين راستا] عده‏اى اندك از او اطاعت كرده و بيشتر آنان با وى به مخالفت برخاستند،از اين رو او و پيروانش از آن سامان بيرون رفته تا به مصر رسيدند.
    ادريس(ع) و همراهانش در مصر اقامت گزيدند و مردم را به امر به معروف و نهى از منكر و اطاعت از خداى - عزّوجلّ - دعوت كرد، چنان‏كه گفته شده: وى مردم را به آيين الهى و يگانگى خدا و پرستش آفريدگار و رهايى مردم از عذاب آخرت به وسيله كردار شايسته در دنيا دعوت نمود و آنها را بر بى‏رغبتى به دنيا و رفتار عادلانه تشويق كرد و دستور داد تا آن‏گونه كه وى مى‏گويد نماز به جاى آورند و دستور داد ايام مشخصى در هر ماه روزه بگيرند و آنها را به جهاد براى مبارزه با دشمنانِ دين و آيين خود تشويق و براى دستگيرى از مستمندان به آنان دستور پرداخت زكات را صادر فرمود.
    جمله <الايمان بالله يورث الظفر؛ ايمان به خدا پيروزى را در پى دارد» برنگين انگشترى وى منقوش بود و بر كمربندى كه هنگام نماز ميت مى‏پوشيد، اين جمله نوشته شده بود: <السعيد من نظر لنفسه و شفاعته عند ربه اعماله الصالحه؛ سعادتمند كسى است كه در كارهاى خويش بينديشد و كارهاى شايسته وى شفيع او نزد پروردگارش خواهد بود.»
    از جمله گفتار آن حضرت اين است كه فرمود:
    - هرگز كسى نمى‏تواند خدا را بر نعمت‏هايش سپاس گويد، آن گونه كه او نسبت به بندگانش عطا و بخشش فرموده است.
    - خدا را با نيّت خالص بخوانيد و روزه و نمازهاى خويش را نيز خالصانه به جا آوريد.
    - نسبت به دنيا دارىِ مردم حسد نورزيد، زيرا بهره‏ورى آنان اندك است.
    - كسى كه از حد كفايتِ زندگى، قانع نباشد، هيچ چيز او را بى‏نياز نمى‏كند.
    - حيات و زندگىِ روح، در حكمت نهفته است.


    پی نوشت ها:


    1- انبياء، (21) آيه 85.
    2- مريم، (19) آيات 57-56.
    3- اين مطالب را از مختصر زوزنى، معروف به منتخبات گلچين، از كتاب اخبار العلماء اثر جلال الدين ابوالحسن‏على بن يوسف قفطى نقل كرديم.
    4- هرمس لقب اوست، مانند قيصر و كسرى‏.
    5- البته آن‏گونه كه در صححين آمده اين است كه خداوند او را به آسمان بالا برد، ولى اين برداشت با آنچه كه از روايات خاصه بر مى‏آيد، صحيح به نظر نمى‏ رسد.


    امضاء

  11. Top | #7

    عنوان کاربر
    کاربر توقیفی
    تاریخ عضویت
    April 2012
    شماره عضویت
    2526
    نوشته
    68
    تشکر
    19
    مورد تشکر
    218 در 64
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ادریس چندمین پیامبر بود؟؟؟؟؟

  12. Top | #8

    عنوان کاربر
    کارشناس افتخاری سایت
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    2479
    نوشته
    929
    تشکر
    1,108
    مورد تشکر
    4,595 در 919
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sunstar نمایش پست ها
    ادریس چندمین پیامبر بود؟؟؟؟؟
    مشهور اين است كه حضرت ادريس(ع) سومين پيامبر است و پس از آدم و شيث(ع) بدين مقام برگزيده شد.
    اگر چه
    گروهي وي را دومين پيامبر مي‏ دانند(دائرة‏المعارف بزرگ اسلامي، ج 3)

  13. تشكرها 2

    sunstar (13-08-2012), مدير اجرايي (13-08-2012)

  14. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    August 2012
    شماره عضویت
    3418
    نوشته
    91
    تشکر
    170
    مورد تشکر
    250 در 79
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    حضرت ادریس(ع)پس از آدم و شیث(علیهما السلام)به مقام پیامبری برگزیده شد. او همواره مردم را به پرستش خدای یگانه و دوری ازگناه دعوت می کرد و پیروانش را به ظهور پیامبران بعدی، بویژه خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص)، بشارت می داد.


    در نام این پیامبراختلاف است. گروهی نامش را اخنوع و لقبش راادریس دانسته اند. دسته ای وی را «اوزریس » خوانده، ادریس رامعرف این نام شمرده اند. جمعی معتقدند نامش در تورات «اخنوع »یا «خنوع » است و «هرمس الهرامسه » و «مثلث النعمه » و«المثلث » لقب داده اند; زیرا ملک و حکیم و نبی بوده است.

    علامه طباطبایی(ره)در این باره می فرماید: نام ایشان به زبان یونانی طرمیس بود که در زبان عربی اخنوع گفته می شود. اما بعضی دیگر می گویند: در زبان یونانی به ایشان ارمیس می گویند که درزبان عربی هرمس گفته می شود و خداوند عزوجل هم درکتاب قرآن ایشان را ادریس نامید.»

    ادریس در قرآن

    فخررازی در ذیل آیات 56 و 57 سوره مریم چنین می گوید:

    1- همانا ادریس پیامبری راستگو و صدیق بود.(انه کان صدیقا)

    2- آن حضرت مقام نبوت داشت.(نبیا)

    3- خداوند مقامش را بلندگردانید.(و رفعناه مکانا علیا)

    شیخ طوسی(ره)در باره اوصاف حضرت ادریس به آیه های 84 و 85سوره انبیاء اشاره کرده، می فرماید:

    4- برعمل صالح و اطاعت از خداوند استوار بود.(و ذکری للعالمین)

    5- در بلاها بردباری بسیار نشان می داد.(و اسماعیل و ادریس وذالکفل کل من الصابرین)

    علامه طبرسی(ره)به خاطر عدم شتاب در استجابت دعا را نشانه بردباری ادریس می داند.

    خصوصیات ادریس

    حضرت ادریس(ع)به کثرت درس و تعلیم و نشر احکام و سنن الهی مشهود بود و بدین سبب وی را «ادریس » نامیدند.

    او نخستین کسی بود که به نوشتن پرداخت و در علم ستاره شناسی وحکمت نظر کرد. خداوند وی را از اسرار و چگونگی ترکیب فلک ونقطه اجتماع ستارگان آگاه ساخت و شمار سالها و دانش ریاضی وهیئت به او آموخت.

    وقتی ادریس به پیامبری مبعوث شد، مردم به هفتاد و دوزبان سخن می گفتند و خدای متعال همه آن لغات را به وی تعلیم داد. اوهمچنین نخستین کسی بود که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت. قبل از وی مردم پوست برتن می کردند. ادریس خیاط بود ودر مسجد سهله بدین کار اشتغال داشت.

    آن پیامبر بزرگوار نخستین فرستاده خداوند بود که با اسلحه به جنگ دشمنان (فرزندان قابیل)رفت. یکی از فرزندان قابیل را به اسارت در آورد.

    عبادت ادریس

    ابن عباس می گوید: «کان ادریس النبی(ع)یسیبح النهار و یصومه و یبیت حیث ماجنه اللیل و یاتیه رزقه حیث ما افطروکان یصعد له من العمل الصلاح مثل مایصعد لاهل الارض کلهم »

    حضرت ادریس(ع)روز را به عبادت و روزه می گذراند و شب در هرکجامی رسید بیتوته می کرد. هنگام افطار، هرجا که بود روزی اش می رسید.

    کردار نیک وی که هروز به آسمان می رفت. با اعمال صالح همه مردم زمانش برابر بود.

    حضرت ادریس هنگام دوختن لباس به حمد، تسبیح، تمجید، تکبیر،توحید خداوند لب می گشاد و اعمال یک روز او با کردار همه اهل زمین در زمان وی برابر بود.

    سیمای ادریس در دعاها

    سیدرضی الدین بن طاووس(ره)دعاهایی نقل کرده که نام و یاد این پیامبر بزرگ در آن دیده می شود. در دعاهای ویژه ماه ربیع الاول چنین آمده است:

    «واسئلک باسمک الذی دعاک به ادریس فرفعته مکانا علیا ان ترفعنا الی احبت البقاع الیک...»

    در دعاهای مختص ماه مبارک رجب نیز چنین می خوانیم:

    «اللهم انی اسئلک باسمک... و معلم ادریس عددالنجوم و الحساب و السنین و الشهود و اوقات الازمان »

    چنانکه پیدا است این دعا به برخی از اوصاف ادریس اشاره می کنداز جمله داشتن شمار سالها، ریاضی و نجوم.

    فرزندان ادریس

    ادریس پیامبر فرزندان متعددی داشته که فقط نام «متوشلخ » و«ناخورا» و «حرقاسیل » در کتابها ذکر شده است.

    زبان ادریس

    ابن عباس می گوید: پنج تن از پیامبران به زبان سریانی(یونانی)سخن می گفتند:

    1- آدم(ع)

    2- شیث(ع)

    3- ادریس(ع)

    4- نوح(ع

    5- ابراهیم(ع)

    ادریس چندمین پیامبر است؟

    مشهور این است که حضرت ادریس(ع)سومین پیامبر است و پس از آدم و شیث(ع)بدین مقام برگزیده شد.

    گروهی وی را دومین پیامبر می دانند و دسته ای نیز نوح راپیامبر دوم شمرده اندو ادریس را یکی از انبیاء بنی اسرائیل می دانند. ابن کثیر در پاسخ این گروه می گوید: این سخن گمانی بیش نیست.

    گروهی نیز ادریس را یکی از علمای بنی اسرائیل دانسته اند. این سخن به وسیله بعضی از مفسیران رد شده است.

    آیا الیاس همان ادریس است؟

    ابن مسعود و ابن عباس چنان نقل کرده اند که الیاس همان ادریس است. البته این سخن صحیح نیست; زیرا طبق کتب تاریخی الیاس ازفرزندان نوح(ع)و ادریس جد پدر نوح است و این دو قابل جمع نمی نماید.

    سیمای پیامبر اسلام(ص)و علی(ع)در مصحف ادریس

    در صحف ادریس پیامبر چنین آمده است: «هنگامی که خداوندابلیس را تا روز موعود مهلت داد، به او فرمود: برای آن روزموعود بندگانی را انتخاب و قلبهایشان را امتحان کرده ام. آنان دوستان من هستند برای آنها پیامبر مصطفی(ص)و امینی چون مرتضی(علی)«ع » انتخاب کرده ام. پس مصطفی(ص)را پیامبرآنها(امت)را یارو و انصار قرار دادم. آنها امتی هستند که من برای پیامبرم مصطفی(ص)و امینم مرتضی(ع)اختیار کرده ام.»

    نکته مهمی که از این جملات به دست می آید این است که اولا حضرت ادریس(ع)آمدن پیامبری به نام محمد(ص)را بشارت می دهد و ثانیا به جانشینی و ولایت علی بن ابی طالب(ع)بعد از پیامبر(ص)تصریح می کند.

    پیامبر اسلام(ص)در صحف ادریس «بهیائیل » خوانده شده و ادریس پیشاپیش جز ظهورش را داده است.

    ولادت و دوران کودکی آن حضرت

    علامه طباطبایی(ره)درباره مکان ولادت حضرت ادریس(ع)می فرماید:

    حکیمان و دانشمندان در باره مکان ولادت ادریس اختلاف کرده اند.

    گروهی بر این باورند که او در شهر «منف » مصر به دنیا آمد ودر آنجا وی را «هرمس الهرامه » می خواندند; و گروهی چنان می اندیشید که او در بابل به دنیا آمده است.

    در باره دوران کودکی حضرت ادریس(ع)می گویند: ایشان استادی به نام «اغشاذیمون » داشته است.

    علامه طباطبایی(ره)می فرماید: کسی در باره زندگی این شخص چیزی نگفته است. فقط گفته اند که او یکی از انبیای یونان و مصر بوده،«اورین دوم » شهرت داشت. یونانیها و مصریها ادریس را «اورین سوم » می خواندند.

    ادریس و ستمگران

    پادشاه ستمگری بر قوم ادریس(ع)حکومت می کرد و فرمانش برمال وجان مردم نافذ بود. روزی پادشاه برای تفریح از مرکز حکومت خودخارج گردید. در راه به چمن زاری سبز و خرم رسید و آنجا راپسندید. از فررای خود پرسید: این چمنزار از کیست؟ گفتند: آن مردی خدا پرست با فلان نام و نشان.

    شاه دستور داد مرد بینوا را احضار کردند. به او فرمان زمین را به دربار واگذارد. مرد با ایمان گفت: خانواده ام از تونیازمندترند. شاه گفت: پس به من بفروش.

    مرد حاضر نشد. شاه خشمگین به خانه بازگشت; ولی بسیار ناراحت به نظر می رسید و در اندیشه بود که چگونه زمین را از آن مردبگیرد.

    همسر ناپاک شاه، چون شاه را عصبانی دید و سبب را دریافت،گفت: چاره کار آسان است. گروهی از یاران پلیدش را طلبید ودستور داد: نزدشاه گواهی دهند مالک زمین کافر و از دین شاه روی گردان شده است. به گواهی آنان ما زمین به تصرف شاه در آمد. در برابر این جنایت بزرگ، پروردگار خشمگین شده، به ادریس(ع)امر کرد نزد ستمکار رفته، به وی هشدار دهد ویاد آوری کند که پایتختو پیکر همسرت طمعه سگان خواهد شد.

    ادریس(ع)پیام پروردگار را رسانید. شاه گفت: پیش از آنکه به دست من کشته شوی برون رو. همسرش گفت: از پیام خدای ادریس بیمناک مشو; من افرادی را برای کشتن وی می فرستم.

    بدین ترتیب، گروهی به تعقیب ادریس پرداختند. ادریس به فرمان خداوند از شهر خارج شد; خود را مخفی ساخت و چنین دعا کرد:

    خداوند! باران رحمتت را براین شهر نازل مفرما تا من درخواست کنم.

    دعای ادریس مستجاب شد. او به غاری پناه برد و با حمایت فرشته ای که همه شب غذایش را می آورد به زندگی ادامه داد.

    پروردگار شاه ستمگر را سرنگون کرد; در چنگال مرگ اسیر ساخت،شهر را ویران و همسرش را طعمه سگان ساخت. از مخفی شدن ادریس درغار بیست سال گذشت و حتی یک قطره باران نیز برآن سرزمین نبارید. زندگانی مردم بسی خت شد. مردم گفتند: بدبختی ما به سبب نفرین ادریس(ع)است. به درگاه خداوند رفتند; از گناهان خوداستغفار کردند و خاک ندامت بر سرریختند. خداوند توبه آنان راپذیرفت و ادریس را به شهر بازگرداند. مردم در پیشگاه او توبه کردند و باران با دعای ادریس به شهر بازگشت.

    رسالت ادریس

    بعد از جریان پادشاه ستمگر و توبه مردم، ادریس از طرف خداوندمتعال مامور شد قوم بنی قابیل را هدایت کند; زیرا کار آن ها به جایی رسیده بود که بت می پرسیدند. ادریس قوم خود را به توحیددعوت می کرد و اندرز می داد تا از اوامر شیطان اطاعت نکنند; ولی آن ها نمی پذیرفتند. ادریس سه روز هفته را برای ارشاد بنی قابیل و پیروانشان قرار داد و آن ها را از مخالفت با آیین آدم و شیث علیهما السلام باز داشت تا اینکه فرمان الهی رسید و به ادریس امر کرد به جنگ آن ها برود. بدین سبب، وی را «هرمس الهرامه »لقب دادند.
    حاکمیت ادریس

    وقتی حضرت ادریس(ع)به مصر آمد و در آنجا سکونت گزید، مردم رابه اطاعت از حق فرا خواندو امر به معروف و نهی از منکر کرد. اوبه مردم سیاست، آداب تمدن، قوانین مملکتی و طرز اداره شهرها راآموخت. در اثر تعلیمات آن حضرت، 188 شهر روی زمین بنا گردید که کوچکترین آن ها «درها» بود.

    همچنین آیین ها و قوانینی متناسب با سرزمین های مختلف وضع کردو از نظر اداری، زمین محل حکومت را به چهار بخش تقسیم کرد وبرای هر قسمت حاکمی قرار داد تا به امور سیاسی و اداری مردم بپردازد. علامه طباطبایی(ره)نام این چهار تن را چنین ذکر می کند:«پادشاه اول «ایلاوس » ، دوم «اوس » ، سوم «سقلبیوس » وچهارم از آن ها «اوس آمون » .
    پند از قوم ادریس

    در عهد ادریس دو تاجر می زیستند. چون هنگام نماز رسید، یکی ازآن ها گفت: امر خدا را مقدم می دارم. دیگری گفت: تجارت را مقدم می دارم و سپس نماز را نمی خوانم. خداوند عزوجل به ابرها دستورداد مکان تجارت و اموال آن شخص را با صاعقه آتش بزنند. چون آتش شعله ور شد، آن بیچاره گرفتار خاموش کردن آتش گردید و در نتیجه تجارت و نمازش را از دست داد. پس از این جریان، با دست غیب بردر خانه اش نوشته شد: «بنگرید که دنیا با مال اندوزی چه بر سرصاحبش می آورد.»
    مراد از «مکانا عتیا» چیست؟

    در ذیل این آیه تفاسیر گوناگونی مطرح شده است، جمع اقوال به دو صورت است:

    1- مراد از آیه، رفعت مکانی است. به این معنا که خداوندایشان را به آسمانها برد و به خاطر رفتن به آسمان، رفعت مکانی پیدا کرد. گروهی نیز این نظر(عروج به آسمان)را پذیرفته، در ذیل این آیه عروج ادریس را مطرح کرده اند; مانند انس، ابوسعید خدری،کعب، مجاهد، ابن عربی و فرخ رازی.

    2- بعضی دیگر معتقدند منظور از آیه، رفعت مکانتی و برتری معنوی است که در این قول هم دو نظر است:

    بعضی این برتری معنوی را به خاطر شرف و اعطای نبوت به وی می دانند; مانند شیخ طوسی(ره)، علامه طبرسی(ره)، علامه طباطبائی(ره)، و ... .

    بعضی دیگر اعتلای ادریس را به خاطر توحیدش می دانند. آیت الله جوادی حفظه الله این قول را پذیرفته، به آیه چهلم سوره توبه: «جعل کلمه الذین کفروا السفلی و حکمه الله هی العلیا»استدلال کرده است
    نتیجه

    قبل از بررسی اقوال، باید بگوییم که ما در اینجا در پی اظهارنظر نیستیم. سعی بر این است که آرای مختلف و ادله آن مطرح شود.

    آیت الله جوادی در رد قول اول چنین می فرماید: منظور از آیه شریفه، برتری معنوی است نه برتری مکانی همانند برتری آسمان برزمین; زیرا برتری در علومکانی، اعتباری و قراردادی است و بااعتبار فرق می کند و وقتی که اعتباری شد، دیگر هیچ فخری وجودندارد. بنابراین، بودن در آسمان برای کسی یا چیزی فخر نیست.
    عروج ادریس به آسمان

    از پیامبر(ص)درباره روز پنج شنبه پرسیدند. فرمود: پنجمین روزدنیاست و پنج شنبه روز انیسی است; چرا که در آن روز ابلیس لعن شده و ادریس به آسمان رفته است.

    گروهی از مفسران عروج ادریس به آسمان را قبول ندارند ومی گویند: داستان رفتن ادریس به آسمان از اسرائیلیات است.
    شباهت غیبت ادریس علیه السلام به غیبت حضرت مهدی (عج)

    یکی از شبهاتی که در بحث مهدویت مطرح می شود، این است که چگونه ممکن است امام پنهان باشد؟ این با مامت سازگار نیست; زیرا امام باید آشکار باشد.

    علمای ما در جواب می گویند: غائب شدن پیامبران بویژه غایب شدن حضرت ادریس، بر نادرستی این شبه گواهی می دهد.
    ملاقات پیامبر با ادریس

    پیامبر(ص)می فرماید: وقتی که به آسمان چهارم رسیدم، در آنجامردی دیدم. از جبرئیل پرسیدم: این کیست؟ جبرئیل گفت: همان ادریس است که خداوند مقامش را عالی و بلند قرار داد. پس به اوسلام کردم و به من سلام کرد. برای او طلب استغفار کردم و او هم برای من طلب استغفار کرد.

    در حدیثی دیگر از پیامبر(ص)نقل شده است که فرمود: وقتی به معراج رفته بودم، ادریس را در آسمان چهارم ملاقات کردم. در روایت دیگری نیز چنین آمده است: هنگامی که جبرئیل وپیامبر(ص)در شب معراج گذرشان به ادریس افتاد، ادریس به پیامبرفرمود: مرحبا به پیامبر صالح و برادر صالح. پیامبر از جبرئیل پرسید: این کیست؟ جبرئیل گفت: ادریس پیامبر است.

    البته ممکن است پیامبر با قالب مثالی یا بعد از ارتحال ادریس با وی ملاقات کرده باشد.
    جانشین ادریس

    در روایتی آمده است: هنگامی که ادریس به پایان عمر خود رسید،خداوند به او وحی کرد که من می خواهم تو را به آسمانها ببرم ودر آنجا قبض روح کنم. پس فرزندت را جانشین خود قرار ده ...«حرقاسیل » نیز به وصیت پدر عمل کرد.

    گروهی فرزند دیگرش «متوشلح » را جانشین ادریس می دانند. دسته ای «متوشلح » و جمعی «ناخورا» را جانشین ادریس به شمارمی آورند.
    سرانجام ادریس

    عمر شریف وی سیصد سال یا بیشتر بود. در این مدت سی صحیفه براو نازل شد. درباره رحلت این پیامبر اختلاف است. مفسران پس ازآیه «و رفعنا مکانا عتیا» دو نظر مطرح کرده اند:

    1- ادریس همانند عیسی به آسمانها برده شده و اکنون زنده است.

    بعضی می گویند: در آسمان ششم است. ابن عربی و کعب و ابوسعیدخدری معتقدند در آسمان چهارم است. ; ابن عباس و حسن بصری می گویند: اکنون در بهشت به سر می برد.

    2- ادریس به آسمانها برده شده و در همانجا قبض روح گردید.

    بعضی می گویند: در آسمان چهارم قبض روح شد. به نظر ضحاک درآسمان ششم و به نظر گروهی دیگر، بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شد.
    بررسی آرا

    در یک نگاه اجمالی به اقوال، این نکته به دست می آید که آن حضرت به آسمانها رفته است. رفتن وی به آسمانها مورد اتفاق علمااست. و آنچه قابل بحث و بررسی می نماید، زنده بودن و یا زنده نبودن آن حضرت در آسمانها است.

    ابن عباس می گوید: چهار تن از انبیا زنده اند، ادریس و عیسی درآسمانها و الیاس و خضر در زمین.

    مرحوم شیخ عباس قمی رحمهم الله روایتی مانند روایت ابن عباس نقل می کند: روزی شخصی از اهل عسقلان از حضرت الیاس(ع)پرسید: چند تن ازانبیا اکنون زنده اند؟ حضرت فرمود: چهارتن، ادریس و عیسی درآسمانها و خضر و الیاس در زمین.

    همچنین روایتی از پیامبر(ص)نقل شده است که زنده بودن ادریس را تقویت می کند. پیامبر(ص)می فرماید:

    «انبیاءالله لا یموتون بل ینقلون من دار الی دار.»

    انبیای الهی نمی میرند بلکه از جایی(دنیا)به جای دیگر(برزخ،آخرت)منتقل می شوند.

    ظاهر این روایت این است که تمامی پیامبران زنده اند و شامل حضرت ادریس نیز می شود.

    پس سخن ابن عباس و حسن بصری که می گویند: ادریس در بهشت به سرمی برد، صحیح نیست; زیرا با حدیثی که از پیامبر اسلام(ص)نقل شده است تناقض دارد. پیامبر(ص)می فرماید: «خداوند به من فرمود:

    «الجنه محرمه علی النبیین و سائر الامم حتی تدخلها»

    بهشت بر انبیا و دیگر امتها حرام است مگر آنکه تو(ای محمد)،وارد آن شوی.»

    یعنی قبل از ورود پیامبر(ص)به بهشت، کسی حق ورود به بهشت ندارد.

    شاید بتوان گفت: مراد از بهشت، بهشت برزخی است.

    ابن عربی معتقد است: ادریس هنوز زنده است و در آسمان چهارم به سر می برد. خصوصیت آسمان چهارم را این می داند که قلب همه آسمانها و جایگاه آفتاب است.

    آیت الله جوادی در رد قول ابن عربی، می فرماید: «گفتار ایشان در این مورد مستند علمی و یا تاریخی ندارد; و اگر هم سند کشف شهودی داشته باشد، باید گفت: یا در اصل شهود دچار اشتباه شده... و یا اگر در مراحل کشف از گزند خطا مصون بوده، در هنگام تطبیق مشهود بر معقول و ... رسوبهای رایج روز درباره اخترشناسی به طور ناخودآگاه نفوذ کرده و به صورت مقبول عامه و مطبوع خاصه تنظیم شده است.»
    قبض روح شدن ادریس علیه السلام

    امام صادق(ع)می فرماید: «هنگامی که خداوند عزوجل بر یکی ازفرشتگان غضب کرد، بالهایش را قطع کرد و او را به یکی از جزائردور دست انداخت. مدتها در آنجا بود تا اینکه ادریس به نبوت رسید. آن فرشته خدمت ادریس رفت و عرض کرد: ای پیامبر خدا، ازخداوند بخواه از من راضی شود و بالهایم را برگرداند. ادریس دعاکرد و خداوند دعای او را پذیرفت. سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتی داری؟ گفت: آری، مرا به آسمان ببر تا ملک الموت راببینم; زیرا هر وقت به یادش می افتم، اوقاتم تلخ می شود. پس فرشته ادریس را به آسمان برد. وقتی به آسمان چهارم رسید، ملک الموت را دید که نشسته، سر تکان می دهد. سلام کرد و گفت: چرا سرتکان می دهی؟ ملک الموت گفت: خداوند به من دستور داد روحت رابین آسمان چهارم و پنجم بگیرم. به خداوند عرض کرد: چگونه ممکن است درحالی که فاصله من و او بسیار زیاد است. در همین فاصله گفتگو با خداوند، این فرشته تو را به این جا آورد. بعد ملک الموت او را قبض روح کرد.
    گلواژه های اخلاق

    بعضی از کلمات حکمت آمیز آن حضرت چنین است:

    1- بهترین شکرانه نعمتهای خداوند، احسان و نیکی به بندگان او است.

    2- قسم دروغ نخورید و دروغ گویان را قسم ندهید.

    3- از کسب های پست اجتناب کنید.

    4- در پیشگاه خداوند با نیتهای خالص قدم بردارید.

    ویژگیهای ادریس
    علاوه بر ویژگیهای ادریس در قرآن ( صدیق بودن، مقام و رفعت معنوی، استواری بر عمل صالح و بردباری در حوادث)، این پیامبر به کثرت درس و تعلیم ، نشر احکام و سنن الهی مشهور بود و بدین سبب وی را ادریس نامیدند. او نخستین کسی بود که به نوشتن، ستاره شناسی و حکمت پرداخت. خداوند وی را از اسرار و چگونگی ترکیب فلک و نقطة اجتماع ستارگان آگاه ساخت و شمار سالها و دانش ریاضی و هیئت را به او آموخت. به این ویژگی در یکی از دعاهای مختص ماه مبارک رجب نیز اشاره شده است: « اللهُمَّ إنِّی اسئَلُکَ باسْمِکَ ... و معلِّمَ اِدْریس عددَ النُّجوم و الحساب و السنین و الشهور و اوقات الازمان».

    هنگام بعثت ادریس، مردم به 72 زبان سخن می گفتند و خداوند همه آن لغات را به وی تعلیم داد.او نخستین کسی است که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت.

    قبل از ادریس مردم پوست بر تن می کردند. ادریس خیاط بود و در مسجد سهله به این کار اشتغال داشت. آن پیامبر بزرگوار نخستین فرستادة خداوند بود که با اسلحه به جنگ دشمنان ( فرزندان قابیل) رفت و یکی از فرزندان قابیل را به اسارت در آورد.
    عبادت

    ابن عباس می گوید: حضرت ادریس روزها به روزه داری و شبها به عبادت مشغول بود. کردار نیک وی هر روز به آسمان می رفت و به گونه ای بود که با اعمال صالح همه مردم زمانش برابر بود. حضرت ادریس هنگام دوختن لباس به حمد و تسبیح، تمجید، تکبیر، توحید خداوند لب می گشود.
    فرزندان

    طبق کتب تاریخی ادریس پیامبر فرزندان متعددی داشته که فقط نام متوشلخ ، ناخوار و حرقاسیل در کتابها ثبت شده است.
    زبان

    ابن عباس زبان ادریس را سریانی(یونانی) می داند.با توجه به اینکه مردم آن دوران به 72 زبان سخن می گفته اند، شاید سخن ابن عباس به زبان مشهور آن دوران اشاره دارد.
    ادریس چندمین پیامبر است؟

    مشهور این است که حضرت ادریس سومین پیامبر و پس از آدم و شیث بدین مقام برگزیده شد.گروهی وی را دومین پیامبر، دسته ای نوح را دومین پیامبر خدا دانسته اند. برخی هم ادریس را یکی از انبیای بنی اسرائیل شمرده اند که مورخین این سخن را بی پایه و اساس می دانند.
    ایا الیاس همان ادریس علیه السلام است؟

    در نقلی آمده الیاس همان ادریس بوده است؛ اما طبق کتب معتبر تاریخی، الیاس از فرزندان نوح و ادریس جدّ پدر نوح است و این دو قابل جمع نیستند.
    سیمای پیامبر اسلام و علی در مصحف ادریس

    در مصحف ادریس، که پیامبر اسلام به نام « بهیائیل» خوانده شده، چنین آمده است:

    « هنگامی که خداوند ابلیس را تا روز موعود مهلت داد، به او فرمود: برای آن روز بندگانی را برگزیده و قلبهایشان را امتحان کرده ام. آنان دوستان من هستند، برای آنها پیامبر مصطفی و امینی چون مرتضی(علی) انتخاب کرده ام. پس مصطفی را پیامبر، و آنها ( امت) را یاور و انصار قرار دادم. آنها امتی هستند که من برای پیامبرم مصطفی و امینم مرتضی، اختیار کرده ام«. بنابراین حضرت ادریس، علاوه بر بشارت ظهور پیامبر اسلام، جانشینی امام علی را نیز تصریح می کند.
    ولادت و دوران کودکی

    علامة طباطبایی می فرماید: « در مورد مکان ولادت ادریس اختلاف شده است. گروهی بر این باورند که او در شهر منف مصر به دنیا آمده است. او در آنجا هرمس الهرامسه خوانده می شده است. گروهی نیز زادگاه وی را بابل می دانند». وی استاد دانشمندی به نام « اغثاذیمون» بوده است. علامه در ادامه می فرماید: کسی درباره زندگی این شخص چیزی نگفته است. فقط گفته اند او یکی از انبیای یونان و مصر بوده است. یونانیها و مصریها ادریس را اورین سوم می خواندند».
    ادریس و ستمگران

    پادشاه ستمگری بر قوم ادریس حکومت می کرد. روزی پادشاه برای تفریح از شهر خارج شد. در راه به چمن زاری رسید. از اطرافیان خود پرسید: این چمنزار از آن کیست؟ گفتند: از آن مردی خداپرست است. شاه آن مرد بینوا را احضار کرد و از او خواست زمین را به دربار واگذار کند. وی گفت: خانواده ام به این زمین از تو نیازمند ترند. صاحب زمین در برابر اصرارهای شاه حاضر به فروش زمین نشد. شاه با عصبانیت بازگشت و به فکر فرو رفت. همسر ناپاک شاه پس از اطلاع از جریان دستور داد عده ای نزد شاه گواهی دروغ به ارتداد مالک زمین دهند. به گواهی آنان مالک زمین را کشتند و زمین به تصرف شاه در آمد.

    در برابر این جنایت بزرگ، ادریس به امر خداوند نزد پادشاه رفت و به وی هشدار داد که حکومت تو ویران و پیکر همسرت طعمة سگان خواهد شد. شاه ادریس را به مرگ تهدید کرد و او را از دربار بیرون انداخت. به دستور همسر پادشاه، گروهی به تعقیب ادریس پرداختند. ادریس به فرمان خداوند از شهر خارج شد و خود را پنهان ساخت و فرمود: « خداوندا! باران رحمتت را بر این شهر نازل مفرما تا من در خواست کنم». بعد از آن او به غاری پناه برد و با حمایت فرشته ای که همه شب غذایش را می آورد، به زندگی ادامه داد.

    پروردگار شاه را سرنگون و شهر را ویران و همسرش را طعمة سگان ساخت. پس از گذشت بیست سال از نفرین ادریس، حتی یک قطره باران نیز بر آن سرزمین نبارید. مردم گفتند: سختی و بدبختی ما به سبب نفرین ادریس است. به درگاه خدا رفتند و از گناهان خود پشیمان شدند و خاک ندامت بر سر ریختند. خداوند توبة آنان را پذیرفت و ادریس را به شهر بازگرداند و باران رحمت را بر آنان فرو فرستاد.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi