...مسعود ناگهان اتو را به كمر محسن جليلي چسباند كه محسن از شدت درد با حالت عجيبي دهانش را باز كرد و سپس از هوش رفت...
...يك بار كه به هوش آمد و پنجه هايش را روي شلوارش ميكشيد، مسعود قرباني به من گفت آب داغ را بده و پس از اينكه آب داغ را از من گرفت آنرا روي دستهاي محسن ريخت كه دستهاي محسن پف كرد و چروك شد و حالت پختگي گرفت...
...جواد سيخ را دو بار سرخ كرد و به ران طالب زد و بار سوم سيخ را سرخ كرد و روي دكمه هاي جلو شلوار طالب گذاشت كه شلوار طالب سوخت و سپس سيخ داغ به بدن طالب اصابت كرد كه يكدفعه طالب شوكه شد و بدين ترتيب جواد آلت طالب را سوزاند...جواد محمدي چاقو را كنار چشم طالب گذاشت و فشار داد كه خون از چشمش بيرون ريخت و وقتي بعداً طالب به هوش آمد با آن چشم جايي را نميديد...