


رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ارزشهاي اسلامي پس از رحلت رسول اكرم(صلی...
- اهل تسنن درباره لعن یزید چه نظری دارند؟
- جنگ روانی ، تاريخچه و اثرات آن
- ماجرای ورود امام حسین(ع) به کربلا
- آيا جزيره خضراء محل سکونت امام زمان (عجل...
- داستان ماريه در سوره تحريم
- نوگرایى اسلامى و دغدغه نوگرایان
- روزهای بعد از رحلت پیامبر اعظم(ص) از زبان...
- امام سجاد در واقعه حرّه
- تاریخ اسلام در آثار شهید مطهری (ره) جلد دوم



مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم...یریدون لیطفوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لوکره الکافرون - هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لوکره المشرکون (سوره صف آیات 8 و 9)خواهند خاموش کنند نور خدا را با دهانهاى خویش و خداست کامل کننده نور خویش اگر چه ناخوش دارند کافران - اوست آنکه فرستاده پیامبر را به رهبرى و کیش حق تا چیره گرداندش بر همه کیشهاى دیگر اگر چه مشرکان اکراه دارند.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



طلوع ارزشها
جهان بر لب پرتگاه سقوط و مردم در آتش جهل و خرافات مىسوختند. انحطاط اخلاقى و تیرگیهاى شرک و بتپرستى، بینشهاى غلط مذهبى، بىعدالتى و نابرابرى، سایه شوم خود را بر سراسر گیتى افکنده بود. جزیرة العرب بدون مبالغه، منجلاب بدبختى و کانون فساد و ستم بود. پیوندهاى امور از هم گسیخته و آتش جنگهاى قبیلهاى از هر سو زبانه مىکشید. نشاط و شادابى از روان مردم رخت بر بسته بود. دلها پر از ترس و روانها پریشان بود و روزنه نجاتى براى محرومین و تشنگان معرفت وجود نداشت.در این هنگام، جویندگان حکمت و شیفتگان حقیقت در انتظار فجر امید و صبح صادق، به سر مىبردند و طالب فجرى بودند که تیرگیهاى ستم و ظلمات توحش و آلودگیهاى ناشى از رذالتها را در هم نوردد. آنان لحظه شمارى مىکردند که وجودى ملکوتى و شخصیتى آسمانى، جهان را از این ضلالت آشکار و پژمردگى و حرمان برهاند و انسانها را به ساحل نجات و رستگارى برساند و نیز نیازمند وجودى بودند که بر اثر ارتباط با عالم غیب و انقلابى ژرف و همه جانبه، انسانها را بسوى زندگى نوین که توام با سعادت و معنویت است رهنمون سازد.سرانجام روز موعود فرا رسید و وعدههاى الهى تحقق پذیرفت. بعثت پیامبر اسلام(ص) همچون آذرخشى کویر منحط و خفقان گرفته انسانیت را پرتوافشانى نمود و طلیعه وحى با فرمان قاطع «اقرا» نمودار گشت و موجى از نور الوهیت در غار حرا برخاست و جام جان حضرت محمد(ص) را لبریز از معنویت و روانش را از انوار معرفت مبتهج نمود. آن بزرگوار بر اثر ارتباط با جهان غیب از طریق وحى راز و رمز آفرینش و اسرار وجود را آموخت و دفتر کتاب هستى را فرا گرفت. قرآن کریم بر قلب مبارکش نازل گردید و چشمه همیشه جوشان و جویبار زلال توحید را در عمق روانش جارى ساخت تا از این طریق و با تمسک به قوانین جاودانى، این کتاب مقدس که هرگز گرد کهنگى و غبار زمان بر آن نخواهد نشست تشنگان حقیقت را به فطرت خود بازگردانیده و جاده کمال را پیموده، لقاء حق را طالب گردند. کتابى که هدایتى است براى گمراهان و حکمتى است براى صاحبان خرد و اندیشه. آرى سرزمین حجاز مرکز تابش انوار تابناک وحى گردید و زنجیرهاى اسارت که افکار انسانها را منجمد نموده بود یکى پس از دیگرى از هم گسست. تبعیض و تجاوز، عداوت و دشمنى و استثمار و بهرهکشى از قاموس انسانها حذف گردید. رحمت و برکت به انسانها روى آورد، آرامش و امنیت نیز ارمغان این انقلاب معنوى بود.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



گسترش اسلام
مشرکین، ملحدین و غرض ورزان، خفاش صفت تحمل انوار قدسى و خورشید پرفروغ اسلام را نداشتند. لذا در صدد آن بودند تا موانعى بوجود آورند و از این طریق شیفتگان حق را از چنین بارقهاى محروم کنند و در تعقیب نیات پلید و افکار شومشان کارشکنىها، شکنجهها و تحریمهاى اقتصادى آغاز شد. فشارهاى سیاسى و مجازاتهاى خشن شروع گشت و یاران با وفاى پیامبر مدتها اثرات رقت بار و شکنجههاى جانکاه و ستمگریهاى مشرکین را لمس نمودند اما تحت تعلیم و تربیت مکتب آسمانى اسلام دلهایشان که مشحون از نورانیت بود با تنفر شدیدى از بیدادگران نیز توام بود و بر خلاف تحرکات سیاسى و عملیات تهاجمى مذکور با مجاهدت پیامبر اسلام(ص) و اهتمام یاران مؤمن و وفادارش و ایثارگرى و رشادتهاى سربازان نامى اسلام، آئین جاوندانى و حیاتبخش اسلامى مرزهاى عربستان را در نوردید و متوجه دیگر نقاط جهان گشت. براى ملتهاى دیگر که در زیر شکنجه و استثمار قدرتهاى تحمیلى و حکومتهاى فاسد همچون اسیران و بردگان و مهیجتر از نغمه رهایىبخش اسلام نبود و تعالیم اسلام چون مشعل فروزانى قلوب آنان را روشن ساخت و دلهاى ستمگران را به لزه درآورد و قلبهاى بىجان محرومین و بدین گونه اسلام که در آغاز، در جامعهاى کوچک انتشار یافته بود مىرفت تا به صورت آئین جهانى و همهگیر درآید. در سراسر گیتى نغمه توحید انتشار یافت و گلبانگ فرحزاى الله اکبر از فراز ماذنهها، در جاى جاى کره ارض طنین افکن گردید. و صلاى توحید در همه جاى متداول شد.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



عوامل پیروزى
قطعا آنچه که على رغم میل باطنى مخالفین و کارشکنىهاى مشرکین و تبلیغات مسموم و زهرآگین معاندین، موفقیت و پیروزى این عقیده را موجب گردید در درجه اول الهام گرفتن آن از کانون وحى و ارتباط آن با بنیان گذار هستى و خداوند جهانیان بود. آئینى که فطرت تمامى انسانها بر آن بیناد نهاده شده و به اندیشه و خرد و تفکرات منطقى بها مىدهد و انسانها را دعوت به تفکر و تعمیق در مسائل هستى مىنماید و عقل و عاطفه را درهم مىآمیزد و قلوب را فتح مىنماید طبیعى است که به چنین موفقیتشگرف و اعجاب برانگیزى دست مىیابد. وحدت مسلمین با یکدیگر و اجتناب از تفرقه (بنابر توصیههاى مؤکد پیامبر اسلام«ص») همچنین خوش رفتارى و روش مسالمت آمیز مسلمانان در هنگام تبلیغ اسلام و دعوت مردم به این آئین و برخورد نیکو حتى با افرادى که به آنها تعدى نموده بودند، عامل دیگر از این پیشرفتسریع بود. علاوه بر این عوامل که مربوط به محتواى اسلام و رفتار مسلمانان بود و صرف نظر از درستى و اصالت محتواى این آئین و خصلتهاى عالى مسلمین که از عوامل درونى نشر اسلام در جهان بود شرایط و اوضاع حاکم بر جهان، مردم را به پذیرش آئین مذکور علاقمند مىنمود زیرا بیداد و ستم و جهل و خرافات آنچنان تیرهگى پدید آورده بود که تنها نور اسلام مىتوانست این تیرگىها را منهزم کند و آلودگىها را محو سازد.مبلغین مسلمان به هنگام نشر اسلام، به ستیز با عوامل ظلم و ستم و نبرد با جهل و رفع تبعیضها و تضادها تاکید مىورزیدند و از مظلومین و محرومین حمایت کرده و به آنان عدالت و دادگرى و مساوات را نوید مىدادند که این عوامل نیز بر تعداد گروندگان به آئین اسلام مىافزود. سرانجام مسلمین با تکیه بر قرآن و تعالیم نورانى و رهائى بخش به نحو قابل توجهى پیشروى نموده و تمدن شکوفا و گستردهاى را که بر معارف اسلامى متکى بود بنیاد نهادند و در طول تاریخ، بخشهاى وسیعى از آسیا و افریقا و حتى اروپا توسط مسلمین اداره مىگردید و بدین گونه شعاع جانبخش اسلام در اعماق تاریکیهایى که بشریت گرفتار آن بود نفوذ نمود و قدرتهاى مهاجم را به عقبنشینى وادار ساخت و سربلند و پیروز جلوهگر نمود. هر موقع که مسلمانان به قوانین اسلام تمسک جستهاند و با معنویت پیوند برقرار کردهاند احساس عظمت نموده و اقتدارى را بدست آوردهاند که در پرتو آن هرگونه سلطه سیاسى و اقتصادى را وادار به عقبنشینى نموده و عوامل نیرنگ و فتنه را منهدم نموده است. اما هنگامى که مسلمین از فرهنگ اسلامى فاصله گرفتهاند و وحدت و اتحاد خود را از دست داده و دچار تفرقه گردیدهاند، شکوه و اهتزاز خود را با شکست مواجه ساختهاند.
هجوم به سرزمینهاى اسلامىغرب از همان زمانى که دولت اسلامى در اندلس و نواحى جنوب اروپا تاسیس شد به دشمنى با اسلام و مسلمین برخاست و به طرز وحشیانهاى تشکیلات اسلامى را درهم کوبید. در جنگهاى صلیبى نیز تهاجمات وسیعى را بر علیه مسلمانان ترتیب داد و پس از آن غرب که از اقتدار دولت عثمانى بشدت متوحش شده بود با ایجاد دسیسهها و ترتیب دادن توطئههایى به تجزیه این دولت قدرتمند پرداخت و موجبات فروپاشى آن را فراهم ساخت و پس از آن به منظور بدست آوردن مواد خام، براى کارخانجات صنعتى و تامین بازار محصولات خود به سرزمینهاى غنى و سرشار اسلامى چشم دوخت که در اولین قدم نیروهاى معنوى و قدرتهاى مذهبى را سد راه خود مىدید براى کوبیدن آنها تهاجم فرهنگى وسیعى را بر علیه این سرزمینها ترتیب داد و فرهنگ فساد و فحشاء توسط ایادى استعمار و استکبار در بین ملتها مسلمان ترویج گردید. فرهنگ مصرف زدگى روز به روز ملتهاى مسلمان را در مرداب وابستگى فرو برد. سلطه سیاسى استکبار بوسیله حکومتهاى دست نشانده و خودکامه در نقاط مسلمان نشین تثبیت گردید و بدین گونه استعمارگران سرزمینهاى مسلمان را قطعه قطعه کرده و در تمام ابعاد، بر آنها سلطه یافتند و چون مردمان این نواحى با عقیده مذهبى پیوند ناگسستنى داشتند و اسلام در اعماق روانشان ریشه دوانیده بود و نمىتوانستند در فرصتى کوتاه آنان را از معنویت جدا سازند لذا از طریق دیگرى وارد شدند و آن این بود که جنبههاى ظاهرى و تشریفاتى مذهبى را حفظ کردند و تعالیم اساسى را که موجودیت واقعى دین بدان وابسته است از دین گرفتند و بین مسائل سیاسى و اجتماعى مردم از یک سو و مذهب از سوى دیگر انفکاک ایجاد کردند. از این رهگذر حیلههاى استعمار تاثیر خود را بر فرهنگ مسلمین بخشید و پیروان همان آئینى که سلطه کفار را محکوم مىکند و مسلمانان را به خشونت بر علیه متجاوزین تحریک مىنماید و همانها که به تعبیر قرآن بهترین امت بودند دروازههاى خود را به سوى مهاجمین غربى گشودند و تسلیم فرهنگ غرب شدند. و با تبلیغات وسیع و گسترده و فراموش نمودن هویتخویش که مهمترین سلاح استعمارگران بود پیوند خود را با معنویت از دست دادند و فرهنگ و اخلاق خود را رها کرده و آماده پذیرش فرهنگ غرب شدند. نتیجه چنین حرکتى منجر به آن شد که در طول بیش از دو قرن کشورهاى اسلامى به سفره بىمانع و رادعى براى غارتگران غربى شد و آنان علاوه بر غارت منابع و ذخائر مسلمانان فرهنگ و مواریث اصیل آنان را مخدوش کرده و مسلمین را از توسعه علمى و فرهنگى بازداشتند. خادمین استعمار که امور مسلمین را اداره مىکردند از دخالت مسائل مذهبى در شئونات زندگى مردم جلوگیرى بعمل مىآورند. و با کارشکنىهایى اجازه نمىدادند حقایق اسلامى آشکار گردد. با این وصف مردمان ساکن در کشورهاى اسلامى با بهرهگیرى از اندیشههاى اسلامى مبارزات سختى را بر علیه استعمار سامان دادند و در برابر قدرت بىرقیب استعمارگران قیام کرده و آنان را وادار به تسلیم در برابر خواستههاى برحق خود نمودند. دول استعمارى به منظور رهایى از موج جنبشهاى مردمى گرچه در ظاهر به کشورههاى مزبور استقلال دادند ولى با شکل جدیدى از استعمار بطور غیر مستقیم سلطه خود را بر سرزمینهاى اسلامى ادامه دادند، بگونهاى که اکنون بیش از یک میلیارد مسلمان با وجود بهرهمندى از ذخائر و منابع سرشار و قرار گرفتن در مناطق استراتژیک و سوق الجیشى، اغلب تامین کننده منافع استکبار بطور غیرمستقیم هستند و حتى بدلیل تفرقه و تشتتى که بر آنان حاکم است از مبارزه با غاصبین صهیونیست که آوارهگى ملت مظلوم فلسطین را موجب شده عاجزند و غده سرطانى مذکور همچنان در قلب کشورهاى اسلامى با مساعدت استکبار و رفتارهاى حکام مرتجع عرب مشغول تحکیم مواضع خود مىباشد.جهان اسلام و موقعیت فعلىدر وضع کنونى، جهان اسلام با دشواریهاى عمدهاى روبرو است که در راس آن مسئله فلسطین مىباشد و در نیم قرن اخیر همواره مهمترین مسئله جهان اسلام بوده است. وابستگى سران اغلب کشورهاى اسلامى به استکبار جهانى، جهان اسلام را آشفته نموده و کشورهاى مسلمان را به قدرتهاى مزبور وابسته نموده است. کشورهاى عربى و افریقاى شمالى که از اکثریتى مسلمان برخوردارند و فرهنگ اسلام با تاریخ و سنتهاى مردمان این نواحى عجین گشته است بطور اسف انگیزى شاهد سرکوبى شدید مبارزین مسلمان از سوى حکام دست نشانده و مرتجع واحدهاى سیاسى مذکور هستند. در الجزایر به هنگامى که مسلمانان از طریق انتخاباتى کاملا آزاد پیروزى بزرگى را بدست مىآورند حکام این کشور به سرکوبى آنان پرداخته و شخصیتهاى مذهبى را مجازات و شکنجه مىنماید. در تونس و مصر هرگونه حرکت اسلامى و تلاش مذهبى بشدت سرکوب مىگردد و قواى امنیتى خانه به خانه، مبارزین مسلمان را تعقیب مىکنند و حتى تشکیلات مذهبى باید با مجوز وزارت اطلاعات برپا شود و آنقدر مسلمانان در تنگنا هستند که مجال هرگونه تحرک مذهبى از آنان گرفته شده است. در کشمیر مسلمانان توسط قواى امنیتى هند به شهادت مىرسند و جوانان آنها در زندانها، شکنجههاى سختى را متحمل مىشوند. صربها در بوسنى، هرزگوین در اقدامات خشن و وحشیانهاى به قتل عام مسلمانان پرداختهاند، با وجود فروپاشى کمونیسم، هنوز رسوبات آن مشغول کشتار شدید مسلمانان در تاجیکستان مىباشند. مسلمانان آذربایجان توسط ارامنه قبل عام مىشوند موحدین برمه توسط دولت بودایى این کشور به اجبار و زور از سرزمینهاى خود رانده و به بنگلادش پناه آوردهاند. مسجد بابرى که پایگاه مذهبى مسلمانان هند است توسط هندوهاى افراطى و با حمایت پلیس این کشور به تلى از خاک تبدیل مىشود بسیارى از کشورهاى دیگر دچار جنگهاى داخلى، درگیریهاى مرزى و نزاعهاى قبیلهاى هستند که سومالى و سودان نمونه بارز آنهاست مشکل دیگر اینکه در برخى از کشورهاى اسلامى زمامداران، مرتکب محرمات اسلامى مىشوند و از حدود الهى تجاوز مىکنند به بندگان صالح تعدى نموده و مؤمنین را تحت فشار سختى قرار دادهاند و با استکبار و مظاهر شرک و کفر و ستم همکارى دارند حکام این کشورها در جهت تامین منافع غرب و اجراى سیاستهاى مستکبرین سرزمینهاى خود را از پیشرفت و توسعه بازداشته و فرهنگ و سیاست و نظام زندگى غیر الهى را بر مسلمانان تحمیل نمودهاند در امور حکومتى و مسائل اجرایى و اجتماعى خبرى از عوانین اسلامى نیست و حتى اکثر این کشورها در قانون اساى خود نامى از اسلام نیاوردهاند. از سوى دیگر غرب مىکوشد با تحریک احساسات ملى و ایجاد احساس خطر از ناحیههاى مرزى و ایجاد تشنج در نقاط استراتژیک آرامش و امینتخاطر را از مسلمانان گرفته تا مجال تفکر و اندیشیدن به مصالح جامعه در این سرزمینها پیش نیاید و نیروهاى مسلمان در این ناآرامىها از توان بیفتند کمکهایى که بسوى کشورهاى اسلامى سرازیر مىشود اغلب توسط عوامل حکومتى در جهتسرکوبى مسلمین و جلوگیرى از جنبشهاى اسلامى به مصرف مىرسد تبلیغات منفى بگونهاى است که با کمال تاسف، اکثریت کشورهاى اسلامى به جاى آنکه تمامى تلاش خود را در جهت مبارزه با دشمنان اصلى بخصوص صهیونیست بکار ببرند انقلاب اسلامى ایران را آماج حملات خود نمودهاند و در تبلیغات وسیع و موضع گیریهاى سیاسى و روابط بین الملل مىکوشند ایران را تحت فشار قرار دهند که این حرکت از سوى استکبار و در راس آن امریکا برنامهریزى و حمایت مىشود.رستاخیز اسلامبا وجود چنین ضایعات و مسائل اسف انگیزى که بر جهان اسلام سایه افکنده، در پرتو انقلاب اسلامى ایران، ارزشهاى اسلامى در بین مسلمین زنده شده و نسیم آزادى بر آنان وزیده است و عده زیادى از مسلمانان با برپایى تظاهرات و راهپیمایىهاى گسترده در کشورهاى عربى و آفریقایى خواهان اجراى احکام اسلامى هستند که چنین تحرکى هراس و نگرانى شدیدى را بر اردوگاه استکبار بوجود آورده است.«ماروین روینس» کارشناس مسائل ایران در دانشگاه شیکاگو مىگوید:«در اغلب کشورهاى اسلامى، اسلام به عنوان وسیلهاى جهت ضربه متقابل به غرب مورد استفاده قرار مىگیرد آنان احساس مىکنند که غرب طى 5/1 قرن گذشته آنان را از نقطه نظر اخلاقى و فرهنگى خلع سلاح کرده است.»«جان دوگ انتونى» کارشناس مشهور مسائل خاورمیانه، اظهار مىدارد.«ما شاهد یک رفرم عظیم در جهان اسلام هستیم»«مانفر دورنر» رئیس ناتو اعتراف کرد که:«اسلام گرایى در آسیاى مرکزى، خطرى جدى براى ناتو است.»وقوع انقلاب اسلامى و تشکیل نظام سیاسى - اجتماعى بر مبناى دین در ایران به رهبرى امام خمینى (قدس سره) واقعهاى عظیم بود که جهان را متوجه دین ساخت و رشد معنوى بسیارى از مسلمانان را سبب گردید. بگونهاى که امروز آمادگى جهت پذیرش تفکر اسلامى و امکان گسترش فکر توحیدى در جهان بسیار بیشتر از گذشته است. این شعله امید که بر دنیاى اسلام و جانهاى مسلمین پرتو افکنده است با وجود تلاشهاى استکبارى براى خنثى نمودن آن، اثر خود را در تعدادى از کشورهاى اسلامى بصورت جنبشهاى مردمى در طلب حکومت اسلامى بروز داده است و بسیارى از ملتهاى مسلمان در راه تحقق بخشیدن به آئین توحید در زندگى خود با آفات این آئین که حاکم برخى کشورهاى اسلام در راس آن مىباشد مبارزاتى را آغاز کرده است که این حرکت امیدبخش زنجیر سلطه استکبار و سایر قدرتهاى طغیانگر را از هم گسسته و صالحین و مؤمنان را به اقتدار خواهد رساند. رستاخیز اسلامى در نقاطى آغاز شده که بنیاد اقتصادى غرب را به دوش مىکشد و مجارى تنفسى و ارتزاق تجارى اقتصاد غرب را بوجود مىآورد و منافع سیاسى استکبار را تامین مىکند. آسیاى میانه، خاورمیانه، شمال و غرب آفریقا، آسیاى جنوب شرقى و شبه جزیره بالکان چنین حالتى را دارد. در این نقاط هیجان اسلامى و عطش قوى مذهبى پدیدار شده که باید رهبرى شود و در صورت اتحاد مسلمین حرکت مزبور جهان را مقهور قدرت عظمت و شوکتسیاسى خود مىنماید که در صورت ادامه این وضع و بکارگیرى استراتژى اتحاد و کنار گذاشتن مسائل تفرقه برانگیز و افزایش تحرک مسلمین، تمدن اسلامى بنیان گذارى مىشود. بخش عمدهاى از فشار استکبار بر انقلاب اسلامى ایران بر این خیال استوار بود که با شکست جمهورى اسلامى چنین تجربهاى در چشم مسلمانان کشورهاى دیگر ناکام جلوه نماید و برق امیدى که از پیروزى انقلاب اسلامى روان آنان را روشن ساخته بود خاموش نمایند. غرب که در مقابل جریان فکرى جدید و نهضت اسلامى به استیصال و درماندگى افتاده با غرض ورزى و نوعى تحجر عنوان بنیاد گرایى را به این حرکت عظیم داده است. طبیعى است که منشا این حرکت پیوندى فکرى و فرهنگى مسلمین با گذشتهاى غنى مىباشد و قطع ارتباط با این گذشته سراسر عزت و اقتدار شخصیت مسمانان را شکسته بود. ارتباط با معنویت و بازگشت به اسلام و قرآن سبب این حرکت عظیم گشته که اسلام را در متن زندگى مردم وارد مىکند و جهان اسلام را از سرطان سلطه و زور نجات مىدهد و ارزشهاى اسلامى را احیاء مىنماید و سبب جریان بالندهاى در جهان اسلام مىشود که خودباورى و اعتماد به نفس و احساس عظمت را براى مسلمین بدنبال خواهد داشت. بىجهت نیست که سران کشورهاى مرتجع عربى به اندازهاى از نهضتهاى اسلامى آشفته مىشوند که در حالى که مسائل مهمترى جهان اسلام را تهدید مىنماید و فلسطینیان مبارز آواره مىشوند و قواى امریکایى در سومالى به سرکوبى مسلمین مىپردازند و صربها در منطقه بالکان سیلى از خون به راه انداختهاند، تنها حرکت اسلام خواهى مردم مسلمان در این کشورها برایشان خطرناک بشمار مىآید و در نشستى، براى مقابله و مبارزه با اسلامگرایى، استراتژى پنجسالهاى را برنامهریزى مىکنند.و اما نوشتار حاضربسیار باعث تاسف است که جهان اسلام با وجود مسائل زیاد، کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانى قرار گرفته است و تعدادى آثارى که در خصوص مسائل جهان اسلام به صورت یکجا نگاشته شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمىرسد. تنها نویسنده فاضل و محقق معاصر جناب آقاى مرتضى اسعدى مشغول تدوین دائرة المعارفى پیرامون کشورهاى اسلامى هستند که تا کنون 2 جلد آن انتشار یافته است. این مجموعه صرفا سرزمینهایى را دربر مىگیرد که اکثریتى مسلمان داشته و عضو سازمان کنفرانس اسلامى هستند و در مورد مشترکات جهان اسلام و مسائل کلى آن و نیز اقلیتهاى مسلمان در این کتاب مطالبى نیامده است و بنا به اظهارات نویسنده محترم در مقدمه جلد اول درباره چهل کشور مسلمان اطلاعات دقیق و وسیعى در قالب یک الگوى متعارف امروزین ارائه شده است. (1)اما نوشتار حاضر بنا به عقیده نگارنده به این شکل و با مشخصاتى که ملاحظه مىشود طرحى نو مىباشد زیرا با وجود اختصار و رعایت اجمال، در آن به کلیه کشورهاى اسلامى و سرزمینهاى مسلمان نشین، اشاره شده و جنبههاى تاریخى، جغرافیایى، فرهنگى و مسائل اجتماعى و جمعیتى آنان مورد بررسى قرار گرفته است. شالوده این کار زمانى ریخته شد که نگارنده به عنوان دبیر دبیرستان در یکى از مناطق استان چهارمحال و بختیارى از سال 1363 مشغول تدریس جغرافیاى کشورهاى مسلمان بودم که در ضمن تدریس براى افزایش آگاهى خود و ارائه مطالبى جدیدتر و افزونتر از کتاب به دانشآموزان، به منابع و مآخذى، مراجعه مىکردم و از همان زمان فکر تدوین این مجموعه در ذهنم منقوش گشت. (2) و لذا در صدد تدوین منابع و اطلاعات گوناگون در خصوص سرزمینهاى اسلامى و نواحى مسلمان نشین برآمدم و از طریق جراید و نشریات، تازهترین مسائل سیاسى، اجتماعى این نقاط را پىگیرى نمودم و از سال 1369 به تدوین و تالیف کتابى تحت عنوان «سرزمین اسلام» پرداختن که در بهار سال 1370 آماده شد. اما بدلیل تحولات اساسى در مسائل جهان اسلام و پیدایش چندین کشور اسلامى در صحنه سیاسى جهان و دگرگونىهاى دیگر به جمع آورى منابع جدیدتر ادامه داده و از تابستان سال 1371 به بازنویسى نوشتار مذکور پرداختیم که از 200 صفحه به حدود سه برابر بالغ گردید و تغییرات اساسى در آن بوجود آمد به گونهاى که بین کتاب حاضر و نوشته قبلى با وجود آنکه در حدود یکسال از آن مىگذشت تفاوتهاى اساسى مشاهده مىشود.طبیعى است که مراجعه به منابع متعدد و نشریات گوناگون و وحدت بخشى به مطالب متنوع و تالیف چنین اثرى کار دشوارى است و با وجود دقت و امعان نظر مجموعه حاضر از اشکال و ایراد عارى نخواهد بود لذا انتظار مىرود که صاحب نظران و دست اندرکاران، با ارائه نقطه نظرات مفید و ارزنده نگارنده را در تنقیح مطالب، براى چاپهاى بعدى یارى دهند.سروران ارجمند و دوستان فاضل، آقایان: حسین علیزاده، محسن صادقى و حسین نساجى در جهت تالیف این مجموعه تذاکرات مفیدى را ارائه داده و در خصوص تنقیح پارهاى از مضامین کتاب، با نگارنده همکاریهایى داشتهاند که جا دارد از همکارى این عزیزان، تشکر نمایم.
و السلامغلامرضا گلى زوارهپىنوشتها:
1- جناب آقاى عبدالرضا فرجى نیز کتابى درباره کشورهاى اسلامى تالیف نمودهاند که به عنوان کتاب درسى، در سال چهارم دبیرستان تدریس مىشود.2- نویسنده فقید مرحوم مصطفى زمانى(ره) نسبت به تهیه چنین مجموعهاى اصرار مى ورزیدند.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



جهان اسلام و موقعیت فعلى
در وضع کنونى، جهان اسلام با دشواریهاى عمدهاى روبرو است که در راس آن مسئله فلسطین مىباشد و در نیم قرن اخیر همواره مهمترین مسئله جهان اسلام بوده است. وابستگى سران اغلب کشورهاى اسلامى به استکبار جهانى، جهان اسلام را آشفته نموده و کشورهاى مسلمان را به قدرتهاى مزبور وابسته نموده است. کشورهاى عربى و افریقاى شمالى که از اکثریتى مسلمان برخوردارند و فرهنگ اسلام با تاریخ و سنتهاى مردمان این نواحى عجین گشته است بطور اسف انگیزى شاهد سرکوبى شدید مبارزین مسلمان از سوى حکام دست نشانده و مرتجع واحدهاى سیاسى مذکور هستند. در الجزایر به هنگامى که مسلمانان از طریق انتخاباتى کاملا آزاد پیروزى بزرگى را بدست مىآورند حکام این کشور به سرکوبى آنان پرداخته و شخصیتهاى مذهبى را مجازات و شکنجه مىنماید. در تونس و مصر هرگونه حرکت اسلامى و تلاش مذهبى بشدت سرکوب مىگردد و قواى امنیتى خانه به خانه، مبارزین مسلمان را تعقیب مىکنند و حتى تشکیلات مذهبى باید با مجوز وزارت اطلاعات برپا شود و آنقدر مسلمانان در تنگنا هستند که مجال هرگونه تحرک مذهبى از آنان گرفته شده است. در کشمیر مسلمانان توسط قواى امنیتى هند به شهادت مىرسند و جوانان آنها در زندانها، شکنجههاى سختى را متحمل مىشوند. صربها در بوسنى، هرزگوین در اقدامات خشن و وحشیانهاى به قتل عام مسلمانان پرداختهاند، با وجود فروپاشى کمونیسم، هنوز رسوبات آن مشغول کشتار شدید مسلمانان در تاجیکستان مىباشند. مسلمانان آذربایجان توسط ارامنه قبل عام مىشوند موحدین برمه توسط دولت بودایى این کشور به اجبار و زور از سرزمینهاى خود رانده و به بنگلادش پناه آوردهاند. مسجد بابرى که پایگاه مذهبى مسلمانان هند است توسط هندوهاى افراطى و با حمایت پلیس این کشور به تلى از خاک تبدیل مىشود بسیارى از کشورهاى دیگر دچار جنگهاى داخلى، درگیریهاى مرزى و نزاعهاى قبیلهاى هستند که سومالى و سودان نمونه بارز آنهاست مشکل دیگر اینکه در برخى از کشورهاى اسلامى زمامداران، مرتکب محرمات اسلامى مىشوند و از حدود الهى تجاوز مىکنند به بندگان صالح تعدى نموده و مؤمنین را تحت فشار سختى قرار دادهاند و با استکبار و مظاهر شرک و کفر و ستم همکارى دارند حکام این کشورها در جهت تامین منافع غرب و اجراى سیاستهاى مستکبرین سرزمینهاى خود را از پیشرفت و توسعه بازداشته و فرهنگ و سیاست و نظام زندگى غیر الهى را بر مسلمانان تحمیل نمودهاند در امور حکومتى و مسائل اجرایى و اجتماعى خبرى از عوانین اسلامى نیست و حتى اکثر این کشورها در قانون اساى خود نامى از اسلام نیاوردهاند. از سوى دیگر غرب مىکوشد با تحریک احساسات ملى و ایجاد احساس خطر از ناحیههاى مرزى و ایجاد تشنج در نقاط استراتژیک آرامش و امینتخاطر را از مسلمانان گرفته تا مجال تفکر و اندیشیدن به مصالح جامعه در این سرزمینها پیش نیاید و نیروهاى مسلمان در این ناآرامىها از توان بیفتند کمکهایى که بسوى کشورهاى اسلامى سرازیر مىشود اغلب توسط عوامل حکومتى در جهتسرکوبى مسلمین و جلوگیرى از جنبشهاى اسلامى به مصرف مىرسد تبلیغات منفى بگونهاى است که با کمال تاسف، اکثریت کشورهاى اسلامى به جاى آنکه تمامى تلاش خود را در جهت مبارزه با دشمنان اصلى بخصوص صهیونیست بکار ببرند انقلاب اسلامى ایران را آماج حملات خود نمودهاند و در تبلیغات وسیع و موضع گیریهاى سیاسى و روابط بین الملل مىکوشند ایران را تحت فشار قرار دهند که این حرکت از سوى استکبار و در راس آن امریکا برنامهریزى و حمایت مىشود.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



رستاخیز اسلام
با وجود چنین ضایعات و مسائل اسف انگیزى که بر جهان اسلام سایه افکنده، در پرتو انقلاب اسلامى ایران، ارزشهاى اسلامى در بین مسلمین زنده شده و نسیم آزادى بر آنان وزیده است و عده زیادى از مسلمانان با برپایى تظاهرات و راهپیمایىهاى گسترده در کشورهاى عربى و آفریقایى خواهان اجراى احکام اسلامى هستند که چنین تحرکى هراس و نگرانى شدیدى را بر اردوگاه استکبار بوجود آورده است.
«ماروین روینس» کارشناس مسائل ایران در دانشگاه شیکاگو مىگوید:
«در اغلب کشورهاى اسلامى، اسلام به عنوان وسیلهاى جهت ضربه متقابل به غرب مورد استفاده قرار مىگیرد آنان احساس مىکنند که غرب طى 5/1 قرن گذشته آنان را از نقطه نظر اخلاقى و فرهنگى خلع سلاح کرده است.»
«جان دوگ انتونى» کارشناس مشهور مسائل خاورمیانه، اظهار مىدارد.
«ما شاهد یک رفرم عظیم در جهان اسلام هستیم»
«مانفر دورنر» رئیس ناتو اعتراف کرد که:
«اسلام گرایى در آسیاى مرکزى، خطرى جدى براى ناتو است.»
وقوع انقلاب اسلامى و تشکیل نظام سیاسى - اجتماعى بر مبناى دین در ایران به رهبرى امام خمینى (قدس سره) واقعهاى عظیم بود که جهان را متوجه دین ساخت و رشد معنوى بسیارى از مسلمانان را سبب گردید. بگونهاى که امروز آمادگى جهت پذیرش تفکر اسلامى و امکان گسترش فکر توحیدى در جهان بسیار بیشتر از گذشته است. این شعله امید که بر دنیاى اسلام و جانهاى مسلمین پرتو افکنده است با وجود تلاشهاى استکبارى براى خنثى نمودن آن، اثر خود را در تعدادى از کشورهاى اسلامى بصورت جنبشهاى مردمى در طلب حکومت اسلامى بروز داده است و بسیارى از ملتهاى مسلمان در راه تحقق بخشیدن به آئین توحید در زندگى خود با آفات این آئین که حاکم برخى کشورهاى اسلام در راس آن مىباشد مبارزاتى را آغاز کرده است که این حرکت امیدبخش زنجیر سلطه استکبار و سایر قدرتهاى طغیانگر را از هم گسسته و صالحین و مؤمنان را به اقتدار خواهد رساند. رستاخیز اسلامى در نقاطى آغاز شده که بنیاد اقتصادى غرب را به دوش مىکشد و مجارى تنفسى و ارتزاق تجارى اقتصاد غرب را بوجود مىآورد و منافع سیاسى استکبار را تامین مىکند. آسیاى میانه، خاورمیانه، شمال و غرب آفریقا، آسیاى جنوب شرقى و شبه جزیره بالکان چنین حالتى را دارد. در این نقاط هیجان اسلامى و عطش قوى مذهبى پدیدار شده که باید رهبرى شود و در صورت اتحاد مسلمین حرکت مزبور جهان را مقهور قدرت عظمت و شوکتسیاسى خود مىنماید که در صورت ادامه این وضع و بکارگیرى استراتژى اتحاد و کنار گذاشتن مسائل تفرقه برانگیز و افزایش تحرک مسلمین، تمدن اسلامى بنیان گذارى مىشود. بخش عمدهاى از فشار استکبار بر انقلاب اسلامى ایران بر این خیال استوار بود که با شکست جمهورى اسلامى چنین تجربهاى در چشم مسلمانان کشورهاى دیگر ناکام جلوه نماید و برق امیدى که از پیروزى انقلاب اسلامى روان آنان را روشن ساخته بود خاموش نمایند. غرب که در مقابل جریان فکرى جدید و نهضت اسلامى به استیصال و درماندگى افتاده با غرض ورزى و نوعى تحجر عنوان بنیاد گرایى را به این حرکت عظیم داده است. طبیعى است که منشا این حرکت پیوندى فکرى و فرهنگى مسلمین با گذشتهاى غنى مىباشد و قطع ارتباط با این گذشته سراسر عزت و اقتدار شخصیت مسمانان را شکسته بود. ارتباط با معنویت و بازگشت به اسلام و قرآن سبب این حرکت عظیم گشته که اسلام را در متن زندگى مردم وارد مىکند و جهان اسلام را از سرطان سلطه و زور نجات مىدهد و ارزشهاى اسلامى را احیاء مىنماید و سبب جریان بالندهاى در جهان اسلام مىشود که خودباورى و اعتماد به نفس و احساس عظمت را براى مسلمین بدنبال خواهد داشت. بىجهت نیست که سران کشورهاى مرتجع عربى به اندازهاى از نهضتهاى اسلامى آشفته مىشوند که در حالى که مسائل مهمترى جهان اسلام را تهدید مىنماید و فلسطینیان مبارز آواره مىشوند و قواى امریکایى در سومالى به سرکوبى مسلمین مىپردازند و صربها در منطقه بالکان سیلى از خون به راه انداختهاند، تنها حرکت اسلام خواهى مردم مسلمان در این کشورها برایشان خطرناک بشمار مىآید و در نشستى، براى مقابله و مبارزه با اسلامگرایى، استراتژى پنجسالهاى را برنامهریزى مىکنند.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



پىنوشتها:
و اما نوشتار حاضر
بسیار باعث تاسف است که جهان اسلام با وجود مسائل زیاد، کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانى قرار گرفته است و تعدادى آثارى که در خصوص مسائل جهان اسلام به صورت یکجا نگاشته شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمىرسد. تنها نویسنده فاضل و محقق معاصر جناب آقاى مرتضى اسعدى مشغول تدوین دائرة المعارفى پیرامون کشورهاى اسلامى هستند که تا کنون 2 جلد آن انتشار یافته است. این مجموعه صرفا سرزمینهایى را دربر مىگیرد که اکثریتى مسلمان داشته و عضو سازمان کنفرانس اسلامى هستند و در مورد مشترکات جهان اسلام و مسائل کلى آن و نیز اقلیتهاى مسلمان در این کتاب مطالبى نیامده است و بنا به اظهارات نویسنده محترم در مقدمه جلد اول درباره چهل کشور مسلمان اطلاعات دقیق و وسیعى در قالب یک الگوى متعارف امروزین ارائه شده است. (1)
اما نوشتار حاضر بنا به عقیده نگارنده به این شکل و با مشخصاتى که ملاحظه مىشود طرحى نو مىباشد زیرا با وجود اختصار و رعایت اجمال، در آن به کلیه کشورهاى اسلامى و سرزمینهاى مسلمان نشین، اشاره شده و جنبههاى تاریخى، جغرافیایى، فرهنگى و مسائل اجتماعى و جمعیتى آنان مورد بررسى قرار گرفته است. شالوده این کار زمانى ریخته شد که نگارنده به عنوان دبیر دبیرستان در یکى از مناطق استان چهارمحال و بختیارى از سال 1363 مشغول تدریس جغرافیاى کشورهاى مسلمان بودم که در ضمن تدریس براى افزایش آگاهى خود و ارائه مطالبى جدیدتر و افزونتر از کتاب به دانشآموزان، به منابع و مآخذى، مراجعه مىکردم و از همان زمان فکر تدوین این مجموعه در ذهنم منقوش گشت. (2) و لذا در صدد تدوین منابع و اطلاعات گوناگون در خصوص سرزمینهاى اسلامى و نواحى مسلمان نشین برآمدم و از طریق جراید و نشریات، تازهترین مسائل سیاسى، اجتماعى این نقاط را پىگیرى نمودم و از سال 1369 به تدوین و تالیف کتابى تحت عنوان «سرزمین اسلام» پرداختن که در بهار سال 1370 آماده شد. اما بدلیل تحولات اساسى در مسائل جهان اسلام و پیدایش چندین کشور اسلامى در صحنه سیاسى جهان و دگرگونىهاى دیگر به جمع آورى منابع جدیدتر ادامه داده و از تابستان سال 1371 به بازنویسى نوشتار مذکور پرداختیم که از 200 صفحه به حدود سه برابر بالغ گردید و تغییرات اساسى در آن بوجود آمد به گونهاى که بین کتاب حاضر و نوشته قبلى با وجود آنکه در حدود یکسال از آن مىگذشت تفاوتهاى اساسى مشاهده مىشود.
طبیعى است که مراجعه به منابع متعدد و نشریات گوناگون و وحدت بخشى به مطالب متنوع و تالیف چنین اثرى کار دشوارى است و با وجود دقت و امعان نظر مجموعه حاضر از اشکال و ایراد عارى نخواهد بود لذا انتظار مىرود که صاحب نظران و دست اندرکاران، با ارائه نقطه نظرات مفید و ارزنده نگارنده را در تنقیح مطالب، براى چاپهاى بعدى یارى دهند.
سروران ارجمند و دوستان فاضل، آقایان: حسین علیزاده، محسن صادقى و حسین نساجى در جهت تالیف این مجموعه تذاکرات مفیدى را ارائه داده و در خصوص تنقیح پارهاى از مضامین کتاب، با نگارنده همکاریهایى داشتهاند که جا دارد از همکارى این عزیزان، تشکر نمایم.
و السلام
غلامرضا گلى زواره
1- جناب آقاى عبدالرضا فرجى نیز کتابى درباره کشورهاى اسلامى تالیف نمودهاند که به عنوان کتاب درسى، در سال چهارم دبیرستان تدریس مىشود.2- نویسنده فقید مرحوم مصطفى زمانى(ره) نسبت به تهیه چنین مجموعهاى اصرار مى ورزیدند.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



کلیاتى درباره جهان اسلام
گذرى بر گذشته تاریخى
در آن هنگامهاى که بشریت دچار ضلالت آشکارى بود و آتش بیداد و ستم، بر خرمن نسانیتحریق افکنده بود، خداوند بر انسانها منت گذاشت و از میان آنها رسولى را بر انگیخت که با تابش شعاع پر فروغ وحى، بیدارى فطرتها را آغاز نمود و از افرادى که داراى گرایشهاى شدید قومى و قبیلهاى بودند و رفتار ناگوارى نسبت به هم داشتند، انسانهاى وارستهاى ساخت که به اخلاق نیک و صفات پسندیده آراسته گشته و به یکدیگر مهربان شده و پس از تفرقه و خصومتهاى زیادى که با هم داشتند امت واحدى بنا نهاده شد. در سایه چنین اخوت و اتحادى بود که مسلمین بجاى تعقیب رفتارهاى ناهنجار زمان جاهلیت، از خود ایثار، فداکارى، معنویت و وارستگى بروز داده و در مدت بسیار کوتاهى به صدور انقلاب جهانى اسلام، پرداخته و کشورهاى پهناورى همچون ایران، روم و مصر را به سوى اسلام فرا خواندند. پیام وحى، به مسلمین توصیه نمود که اگر مىخواهید در گستره جهان از عزت و اقتدار برخوردار باشید با اطاعت از خدا و رسول و گردن نهادن به احکام الهى و پرهیز از تفرقه و نزاع، این کار میسر است. تربیت اسلام و تزکیه درونى چنان مسلمانان صدر اسلام را از چنگ خودپرستى نجات داده بود که کوشش هر کدام در آن بود تا تمام توان و هم خود را در جهت بهبود جامعه مسلمین و رفع ناگوارىهاى برادران مسلمان خود بکار گیرند. (1) پس از پیامبر اسلام(ص)، خاندان عترت و طهارت(ع) در تداوم راه آن فروغ جاوادنه، جهت احیاى حق و برافراشتن پرچم فضیلت و حفظ اتحاد مسلمین، رنجهاى فراوان دیدند و براى حفظ شریعت الهى از گزند اختلاف و تحریف و کذب و مانند آن و حراست از قرآن و سنت اهتمام ورزیدند و از طریق بیان احکام و معارف الهى، تربیتشاگردان و تعلیم آنها براى گشترش حقایق اسلامى، پیشوایى جبهه حق در مصاف با ستمگران عصر، ارائه الگوى زنده اسلام با اعمال و روش زندگى خود، و تصحیح فرهنگ مسلمین، پایههاى جامعه اصیل اهلى را مستحکم گردانیدند. گرچه نقش هدایتى ، تربیتى و معنویت بخشى از مامان شیعه به انجام رسید اما شریط به گونهاى شد که به جز 4 سال و نه ماه زمامدارى حضرت على (ع)، امت اسلام از نقش حکومتى ائمه محروم شدند.
از سال 40 هجرى قمرى مطابق با 660 میلادى، سلسله بنى امیه پس از خلفاى راشدین زمام حکومت ملمین را به دست گرفته و مؤسس این سلسله یعنى معاویه بن ابى سفیان که شام را مقر حک.متخود قرار داده بود، خلافت را در این خاندان موروثى نمود، وى از مخالفان و معاندان سرسختحضرت على (ع) بود که با خدعه و نیزنگ جنگهایى را بر علیه آن حضرت ترتیب داد و تعدادى از صحابه و شیعیان خاص آن حضرت را را به شهادت رسانید و بعد از خود، یزید زا براى خلافت معین کرد. همان ستمگرى که فاجعه خونبار کربلا را بوجود آورد و حضرت امام حسین (ع) و 72 تن از یارانش را بهطرز فجیعى شهید نمود.با حرکت بنى امیه، وحدت مسلمین به تفرقه مبدل شد زیرا از نظام اسلامى تصور یک امپراطورى و خلافت عربى نمودند که با اصول اسلامى در تعارض بود، به دنبال آن ضعف و انحرافاتى پدید آمد که موجب وقوع قیامها و شورشهایى گردید که نهضتشعوبیه از آن جمله است. آخرین فرد این سلسله که مروان دوم بود توسط ابومسلم خراسانى مقتول گشت و بدین ترتیب زمامدارى بنى امیه پایان یافت (132 قمرى) بعد از بنى ایمه از سال 132 قمرى مطابق با 750 میلادى، بنى عباس روى کار آمدند. مؤسس این خاندان، عبدالله سفاح بود و پس از وى 35 نفر دیگر از بنى عباس بر بخشى از ممالک اسلامى و آسیاى غربى حک.مت مىنمودند و تا تاریخ 656 قمرى حکمرانى آنها ادامه یافت، بنى عباس مقر حکومتخود را از شام به بغداد انتقال دادند. بنى عباس نیز با ائمه به ستیز برخاسته و بدلیل هراس و وحشتى که عظمت و مهابت ائمه در وجود آنها افکنده بود و نیز مجذوبیت این وجدهاى معنوى در میان شیعیان، پس از فراهم ساختن شریط سخت از قبیل تبعید و زندان و... براى آن سروران، امامان معاصر خود را به شهادت رسانیدند. فاطمیان که به خلفاى عبیدى و علوى مشهورند از سال 297 قمرى (909 م)تا 567 قمرى (1171م) سلسلهاى مقتدر تشکیل دادند که مصر و شام و بخشهایى از آفریقا را دربر مىگرفت، مرکز حکومت این خاندان، در آغاز شهر مهدویه تونس بود که بعد به قاهره انتقال یافت، دولت فاطمیان به سال 567 قمرى توسط صلاح الدین ایوبى منقرض گردید.سلجوقیان خاندانى ترک بودند که از 429 قمرى (1037 م) تا 700 قمرى (1300م) در آسیاى غربى سلطنت کردند، ظهور این خاندان در تاریخ اسلام از وقایع مهم و به منزله شروع دوره جدیدى مىباشد. مقارن ابتداى استیلاى این قوم، خلافت اسلامى دچار ضعف ورکود شده بود و هیچیک از سلاطین در این ایام، قدرت آنکه کشورهاى اسلامى را تحتیک حک.مت درآورند نداشتند که صرفا فاطمینان مستثنى بودند ولى اینها هم گرچه دولتى بزرگ بودند با بنى عباس نه تنها در حال صفا نبودند بلکه مدعیان آن خاندان به شمار مىرفتند. سلاجقه، آسیاى اسلامى را از اقصى حد غربى افغانستان تا ساحل بحرالروم (2) تحتیک حکومت درآوردند و با دمیدن روح عیرت در مسلمانان، سپاهیان روم شرقى را که باز به بلاد اسلامى تعرض نموده بودند، واداربه عقب نشینى نمودند.آل عثمان (خلفاى عثمانى) از سال 699 قمرى تا 1342 قمرى در آسیاى صغیر سلطنت داشتند مؤسس آنها، عثمان بن ارطغرف بود و سلسله مزبور به نام وى نامیده شد. عثمانیان قریب 3 قرن کمال اقتدار را یافته و قلمرو حکمرانى آنان از بوداپست و ساحل دانوب تا آبشار اسوان در مصر و از ساحل فرات تا تنگه جبل الطارق وسعتیافت آنها ممالک شبه جزیره بالکان، شام، افریقاى شمالى و شبه جزیره عربستان را مسخر نمودند. مشهورترین افراد این سلسله، سلطان محمد فاتح نام دارد که در سال 857 قمرى (مطابق با 1453م) قسطنطیه (مرکز روم شرقى) را به تصرف خود در آوردند.دولت عثمانى تا جنگ اول جهانى برگترین قدرت امپراطورى گیتى به شمار مىرفت. پس از آن ضعف و انحطاط به آنان روى آورد و مسلمین در غفلتى عمیق قرار گرفتند. ولى از آن سوى، غرب که در ظلمات جهل دوران قرون وسطایى مىسوخت، با استفادههاى سرشار از سنتهاى اجتماعى، فرهنگى و علمى اسلامى، تمدن خود را بنا نهاد و سرزمینهاى مقتدر اسلامى جدا نمودند و او را به باریکهاى (ترکیه فعلى) محدود کردند. و سرانجام آن قدرت عظیم جهانى درهم شکسته شده و امپراطروى وسیع عثمانى با اقتدارى چندصد ساله به یک کشور شکستخورده تجریه شده کوچک تبدیل شد. تصاعد خیره کننده ماشین در غرب که به کمک علم و تکنولوژى جدید سرعتى سرسامآور مىگرفت مسئله مواد خام را براى خوراک روزافزون آن و مسؤله بازار مصرف را براى تولید غیر قابل کنترل پیش آورد و این توسعه طلبى در سرمایهدارى غربى توجه به سرزمینها و منابع کشورهاى مسلمان را پدید آورد. غرب به منظور تسلیم ملل این کشورها و دستیازیدن بر ذخائر مادى و انسانى آنها به هستى فرهنگى و اخلاقى و مذهبى آنان دستبرد زد و احساس غرور و شخصیت ملل مسلمان را شکست. نیروهاى معنوى که در مقابل حرکت استعمارى باید مقابله مىکرد ویران گشته و با مسخ فرهنگ آنها، از خویشتن اصیل و گذشته پر شکوه خالى شده تا آماده پذیرش فرهنگ غرب و تعالیم استعمارى شوند.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .



موقعیت جفرافیائى جهان اسلامسرزمینهاى اسلامى بین 20 درجه غربى (از نصف النهار گرینویچ) و 140 درجه طول شرقى و نیز بین 10 درجه عرض جنوبى و 50 درجه عرض شمالى از خط استوا قرار گرفتهاند. غربىترین کشور اسلامى درغرقب آفریقا واقع است که نگال نام دارد و شرقىترین آن اندونزى مىباشد که در آسیاى جنوب شرقى قرار دارد. بین غربىترین و شرقىترین کشور مسلمان بیش از 10 ساعت اختلاف زمان وجود دارد. ترکیه و آلبانى شمالىترین و اندونزى جنوبىترین کشور مسلمان و نیز تنها کشور اسلامى آسیا است که بخش اعظم آن در نیمکره جنوبى قرار دارد. کشورهاى اندونزى، بحرین مالزى، مالدیو و کومور در میان کشورهاى اسلام موقع مجمع الجزایرى و جزیرهاى دارند ولى برعکس کشورهاى نظیر افغانستان، بورکینافاسو، چاد و موریتانى در خشکى محصور بوده و از هیچ راهى به دریا راه ندارند. کل کشورهاى اسلام بیش از 26 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارند.جهان اسلام را به لحاظ موقعیت قارهاى، ناحیهاى و جغرافیائى به مناطق دیگرى تقسیم مىکنند. از یک دیدگاه مجموعه 51 کشور اسلامى که به طور رسمى عضو سازمان کنفرانس اسلامى هستند به سه گروه کشورهاى آسیائى، با 3/6 میلیون مربع، کشورهاى آفریقائى با 7/5 میلیون کیلومتر مربع و گروه کشورهاى عربى با 14 میلیون کیلومتر مربع تقسیم مىشوند در این میان، سه کشور سودان، الجزایر، عربستان سعودى 27% کل مساحت جهان اسلام را دربر مىگیرند، در صورتى که کشورهاى کوچکتر یعنى مالدیو و بحرین روى هم حتى 1000 کیلومتر هم مساحت ندارند. وسیعترین کشور اسلامى یعنى سودان که در سحراى افریقا قرار گرفته و 2503890 کیلومتر مربع وسعت دارد 8400 برابر کوچکترین کشور جهان اسلام است که به صورت مجمع الجزایرى در جنوب غربى هندوستان و غرب سرىلانکا قرار گرفته است. (3)کشورهاى اسلامى که در مجموع یک پنجم وسعت جهان مسکون را تشکیل مىدهند نزدیک به چهار برابر وسعت قاره اقیانوسیه و در حدود 3 برابر قاره اروپا و مقدارى کمتر از کل وسعت قاره افریقا مىباشند. البته اگر نواحى مسلمانان نشین آسیاى مرکزى، آسیاى جنوبى، چین، اروپاى شرقى و سایر نقاطى که محل سکونت اقلیتهاى مسلمانان است و به وسعت مزبور بیفزائیم، قلمرو جهان اسلامى مساحتى برابر کل وسعت قاره افریقا خواهد داشت که خود به لحاظ سیاسى و استراتژیکى و از نقطه نظر ژئوپلیتیکى مىتواند در حد بالائى حائز اهمیت باشد.
ویژگىهاى طبیعى کشورهاى اسلامىبه لحاظ ژئومورفولوژى و از نقطه نظر پستى و بلندیها مىتوان کشورهاى اسلامى را به گروه کشورهاى هموار،کوهپایهاى و کوهستانى نقسیم نمود.کشورهاى هموار نیز خالى از عارضه نبود و خود به بخشهاى جلگهاى، صحرایى، فلاتى و کوهشتانى نقسیم مىشوند که نمونه آن ایران است. کشورهایى که در ناحیه صحرایى واقع شده تقریبا عوارض ارتفاعى کمترى دارند و در عوض سرزمینهاى واقع شده بر فلاتها و ارتفاعات داراى چهرهاى ناهموار و بریدگىهاى زیادى هستند ترکیه از این نمونه مىباشد، که بلندترین قله آن یعنى ارارات بیش از 5000 متر ارتفاع دارد ارتفاعات هندوکش با قلهاى به ارتفاع 7600 متر در افغانستان واقع است. کلیمانجارو به عنوان بلندترین قله افریقا در کشور تانزانیا واقع در شرق افریقا، قرار دارد. اتیوپى نیز ارتفاعات متعددى دارد و کوههاى اطلس از ناهمواریهاى کشور مراکش است.کشورهاى جزیرهاى، ارتفاعاتى با منشا آتشفشانى دارند.به لحاظ آب و هوایى و شرایط کلیماتولوژیکى تقریباهمه نوع آب و هوا به جز آب و هولاى قطبى در سرزمینهاى اسلامى قابل مشاهده است و از این نظر مىتوانیم کشورها را به انواع زیر تقسیم کنیم.1- در کشورهایى که در طرفین خط استوار و کمربند آن قرار دارند (که از آب و هواى گرم و مرطوب و پرباران برخوردارند.) اختلاف فصل کمتردیده مى شود و جنگل انبوه از ثروتهاى این گونه کشورهاست.2- کشورهایى که در کمربند صحرایى و بیابانى واقعند، در این نواحى آب و هواى گرم و خشک با اختلاف دماى زیادى و تبخیر فراوان و بارندگى ناچیز و وزش بادهاى توام با شن و گرد و خاک دیده مىشود کم آبى مشکلات فراوانى را براى مردمان این نواحى فراهم نموده است:سودان - چاد - مالى - موریتانى و جمهورى عربى صحرا (واقع در صحراى افریقا) و نیز شبه جزیره عربستان از چنین آب و هوایى برخوردارند.3- کشورهایى که آب و هواى مدیترانهاى دارند. نواحى شمالى کشورهاى مصر - لیبى، تونس الجزایر، مراکش و بخش غربى و جنوبى ترکیه، فلسطین، لبنان از این نوع آب وهوا برخوردارند.این آب و هوا شرایط خاصى را براى کشورهاى مزبور پدید آورده که از جمله آن وجود یک فصل خشک (تابستان) و نیز فصل پرباران زمستان مىباشد.4- کشورهایى که آب و هوا معتدل دارند. تنوع شرایط جغرافیائى، دورى و نزدیک به دریا، ارتفاع از سطح دریا موجب آن شده که برخى از کشورها از زمستانهاى نسبتا ملایم و تابستانهاى معتدل برخوردار باشند البته این شرایط را نمىنوان براى تمام نقاط این کشورها تعمیم داد. ایران و عراق در این گروه قرار مىگیرند.5- آب و هواى کوهستانى مخصوص نواحى ارتفاعى کشورهاست و نمىتوان کشورخاصى را در این گروه قرار داد به عنوان مثال نواحى شرقى ترکیه به سبب وجود کوههاى مرتفع زمستانهاى سردى دارد. نواحى غربى ایران و نیز نقاط شمالى عراق و بخشهایى از کشور آلبانى آب و هواى کوهستانى دارد.جنگلهاى همیشه سبز سلوا، علفزارهاى ساوان، صحارى گرم و خشک، باتلاقها و مردابها سیلابهاى شدید، خشک سالىهایى دورهاى، کمى باران، از عوارض و پدیدههایمنفى سرزمین مسلمان است که مشکلاتى را براى ساکنین کشورهاى اسلامى پدید مىآورد.ازلحاظ منابع آب، جهان اسلام بسیار غنى است. اکثریت کشورهاى مسلمان درن قاطى واقعند که به آبهاى آزاد جهان دسترسى داشته و حتیبرخى در گلوگاههاى استراتژیک تنگهها و آبراهههاى جهان قرار گرفتهاند. خود این کشورها نیز داراى دریاچهها، رودخانهها و چشمههاى متعددى هستند.دریاهایى که کشورهاى اسلامى بر سواحل آن واقع شدهاند عبارت است از دریاى مدیترانه واقع بین آفریقاى شمالى، اروپایى جنوبى و آسیاى غربى. دریاى سیاه در شمال ترکیه، دریاى مرمره در شمال غربى این کشور که رابط بین دریاى سیاه و دریاى مدیترانه است. دریاى مرمره قمست آسیائى ترکیه را از بخش اروپائى جدا مىکند. دریاى سرخ یا بحر احمر که حد فاصل بین شبه جزیره عربستان و افریقاى شرقى است. دریاى آدریاتیک در غرب آلبانى و جمهورى بوسنى و هرزوگوین - دریاى عمان در جنوب جمهورى اسلامى ایران.
خلیجهاى مشهور عبارتند از:خلیج فارس در جنوب ایران و شرق جزیره عربستان، خلیج عدن در جنوب یمن، خلیج گینه در افریقا غربى، خلیج بنگال در جنوب بنگلادش، خلیج اسکندریه در شمال مصر، خلیجسرت در شمال لیبى، خلیج تونس در شرق کشور تونس و خلیج اسکندرون در جنوب ترکیه و ...تنگههایى که سرزمین اسلامى در طرفین آنها قرار دارند به شرح زیرندتنگه باب المندب که دریاى سرخ را به خلیج عدن و در نتیجه به اقیانوس هند ارتباط مىدهد. کشورهاى یمن (از آسیا) و «جیبوتى» از آفریقا، بر این ناحیه سوق الجیشى اشراف دارند.تنگه داردانل کهرابطبین دریاى سیاه و دریاى مدیترانه است، تنگه بسفر که حد فاصل دریاى سیاه و دریاى مرمره است، تنگه جبل الطارق به پهناى حدود 14 کیلومتر کهدریاى مدیترانه را به اقیانوس اطلس پیوند مىدهد و در جنوب آن کشور اسلامى مراکش (واقع در شمال غربى افریقا) قرار گرفته است. تنگه هرمز که بین خلیج فارس ایران و دریاى عمان واقع مىباشد، و تنگه «مالاکا» که بین مالزى و جزیره سوماتراى اندونزى قرار دارد.دریاچههاى مشهور جهان اسلام:دریاچه خزر واقع در شمال ایران و نیز بین کشورهاى اسلامى آسیاى میانه و ماوراء النهر که بزرگترین دریاچه جهان مسکون مىباشد و 000/400 کیلومتر مربع مساحت دارد.دریاچه ارومیه در شمال غربى ایران، دریاچه ویکتوریا بین کنیا، تانزانیا و اوگاندا که ضمنا سرچشمه نیل سفید هم مىباشد. دریاچه چاد بین چاد و نیجر و نیجریه، دریاچه بحر المیتیا دریاى مرده به عنوان گودترین دریاچه دنیا واقع در کشور اردن.طولانىترین رودخانه جهان اسلام، رودخانه نیل است که با 6400 کیلومتر طول در افریقاى شرقى جریان داشته و به دریاى مدیترانه مىریزد.
رودخانههاى مشهور دیگر عبارتند از:کنگو، نیجر، ایندوس (سند) گنگ، دجله، فرات، سفید رود، کارون و زاینده رود. به لحاظ بارندگى، مناطق گوناگون جهان اسلام در شرایط متفاوتى قرار دارند. برخى نواحى واقع در کمربند خط استوا، باران زیادى دریافت مىکنند و در عوض صحارى و نواحى بیابانى با بارندگى ناچیزى روبرو هستند و در مجموع میانگین بارندگى سرزمینهاى اسلامى بین 50 تا 400 میلىمتر درنوسان است.حتیدریافت بارندگى دربرخى کشورها از ناحیهاى به ناحیهاى دیگر فرق مىکند. مثلا شمال ایران و نواحى خزرى میانگین بارندگى تا هزار میلىمتر دارد ولى در نواحى کویرى دریافت باران به 100 میلى متر هم نمىرسد نواحى شمالى، شرقى و غربى نیز از نقطه نظر دریافت باران متفاوتند. در حالى که در جنوب پاکستان تحت تاثیر آب و هواى گرم و مرطوب اقیانوس هند باران فراوانى مىبارد بلوچستان پاکستان تحت تاثیر آب و هواى بیابانى گرم و خشک، کم باران است.
پىنوشتها:
1- وحدت رمز اقتدار جهان اسلام - دست نویس تالیف نگارنده.2- دریاى مدیترانه3- این کشور مالدیو نام دارد.
رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)