در جاي ديگر مي فرمايد:
القارِعَةُ * ما القارِعَةُ * وَما أدْراكَ ما القارِعَةُ (قارعه/1-3).
اكنون اين جملهها را با جمله هاي زير كه ساخته و پرداختهي انديشه و مغزهاي خام، پس از درگذشت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است مقايسه نماييد:
«الفيل، وَما أدراك مَا الفيل، له وبيل، وخرطوم طويل».
با توجه به اين مقدمه كوتاه، ما به نقل اين سورههاي مجعوله ميپردازيم و به روشني ثابت ميكنيم كه بيشتر جمله هاي آنها، اقتباس از قرآن و باقي مانده نيز يك رشته جمله هاي بي معنا است كه به هم وصل شده و خواسته اند از قرآن تقليد نمايند.
تحدّي با قرآن در اينترنت
مدتي قبل، يك شركت آمريكايي به نام «آمريكا آن لاين» با اقدامي شيطنت آميز، جهت معارضه با قرآن كريم، به اصطلاح سورههايي را با نامهاي «مسلمون، تجسّد، وصايا و ايمان»با تقليد و تحريف آيات قرآن و با مضامين باطل و خرافي بر روي شبكه اينترنت عرضه كرد كه با واكنش شديد مجامع اسلامي از جمله دانشگاه الأزهر و برخي نويسندگان عرب مسلمان مواجه، و نهايتاً تعطيل شد.
اخيراً سايت ديگري متعلق به يك شركت انگليسي به نام Suralikeit.UK اقدام به ارايه و نشر همان صفحات چهارگانه كرده و در بيانيهي موذيانهاي با مظلوم نمايي، اين اقدام را پاسخي به تحدّي قرآن دانسته و ضمن تقسيم بندي مسلمانان به معتدل و افراطي، ادعا نموده كه معتدلها از اين صفحات استقبال و افراطيها با آن شديداً برخورد كردهاند.
چنان كه پيش از اين اشاره شد، بايد توجه داشت كه در طول تاريخ حيات اسلام عزيز، افراد پر مدعا لكن جاهل و كم خرد، به فكر معارضه با قرآن افتاده و براي عملي ساختن كار خود جملاتي را از خود قرآن تقليد و سرقت نموده در حاليكه بعضي از الفاظش را تغيير داده، يك سري مهملات را سر هم نموده به عنوان تحدي با قرآن، عرضه كرده و خود را مفتضح و ذليل ساختهاند.
اين صفحات چهارگانه نيز شبيه آنها است، كه نويسنده اين صفحات با تقليد از قرآن عزيز، و سرقت و مونتاژ ناشيانه و مضحك، كه بيشتر به يك شوخي و طنز شبيه است تا تحدّي عالمانه و علمي، با تغيير الفاظ و ضميرهاي آيات شريفه آن، و با به كار گرفتن آيات و الفاظي كه معمولا يك يا دو بار در قرآن آمدهاست، يك سري مطالب و جملات خرافي و باطلي را سر هم كرده، به خيال باطل خود به عنوان معارضه با قرآن، به شبكه اينترنت عرضه كردهاست. لكن هر كس مقداري با قرآن آشنايي داشته باشد، ميفهمد كه اين تحريف قرآن است نه معارضه.
راستي نويسنده اين صفحات چهارگانه تا اينجا هم تشخيص نداده است كه اگر يك نفر شاعر و يا نويسندهاي بخواهد با گفتاري در مقام معارضه بيايد، بايد در مقابل آن، كلامي بياورد كه با داشتن استقلال در الفاظ و تركيب و اسلوب مخصوص به خود، يا حدّاقل در يك جهت و در يك هدف با آن متّحد و يكسان باشد؟! معناي معارضه اين نيست كه شخص در مقام معارضه با يك كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن، تقليد كند و تنها بعضي از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و جمله ديگري از آن بسازد و نام اين عمل را معارضه بگذارد.
اگر معناي معارضه اين باشد، ميتوان با هر كلامي معارضه نمود، و اين آسانترين راه براي اعرابي بود كه با پيامبر عزيز اسلام (صلي الله عليه و آله) معاصر بودند، ولي چون آنها با اسلوب معارضه آشنا بودند و رموز بلاغت قرآن را درك ميكردند به همين جهت زير بار معارضه با قرآن نرفتند و بر عجز و ناتواني خويش اعتراف نمودند، عدهاي ايمان آورده و عدّهاي ديگر آن را به سحر و جادو نسبت داده و گفتند: (إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ يُؤثَرُ)
[3]، گذشته از اين، چگونه ميتوان اين جملات را كه آثار تكلّف و تصنّع در آنها نمايان است را با قرآن مقايسه نمود؟!! كه بتواند مثل قرآن و يا سورهاي از سورههاي آن را بياورد، زيرا قدرت و توانايي بر مواد و الفاظ هيچگاه مستلزم توانايي بر تركيبات نخواهد بود.
[1] ـ سيره ابن هشام: 2/600؛ تاريخ طبري: 2/993.
[2] ـ تاريخ طبري: 2/493.
[3] ـ مدثر/ 24. اسد اكبرعليزاده