نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

موضوع: حکایات رضوی

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha حکایات رضوی






    هو الحی و القیوم



    حکایات رضوی

    آشنائى به تمام لغت ها و زبان ها


    مرحوم شیخ صدوق ، شیخ حرّعاملى و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروى حكایت كنند:
    حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا علیه السلام به تمام زبان ها و لغات ، آشنا و مسلّط بود؛ و با مردم با زبان محلّى خودشان صحبت مى نمود.
    و بلكه حضرت در لهجه و تلفّظ كلمات ، از خود مردم فصیح تر سخن مى فرمود، تا جائى كه مورد حیرت و تعجّب همه اقشار و افراد قرار مى گرفت .
    اباصلت گوید: یك از روزها به آن حضرت عرض كردم : یاابن رسول اللّه ! شما چگونه به همه زبان ها و لغت ها آشنا شده اى ؛ و این چنین ساده ، مكالمه مى نمائى ؟

    امام علیه السلام فرمود: اى اباصلت ! من حجّت و خلیفه خداوند متعال هستم و پروردگار حكیم كسى را كه مى خواهد بر بندگان خود حجّت و راهنما قرار دهد، او را به تمام زبان ها و اصطلاحات آشنا و آگاه مى سازد، كه زبان عموم افراد را بفهمد و با آن ها سخن گوید؛ و بندگان خدا بتوانند به راحتى با امام خویش سخن گویند.

    سپس امام رضا علیه السلام افزود: آیا فرمایش امیرالمؤ منین ، امام علىّ علیه السلام را نشنیده اى كه فرمود: بر ما اهل بیت - عصمت و طهارت - فصل الخطاب عنایت شده است .
    و بعد از آن ، اظهار نمود: فصل الخطاب یعنى ؛ معرفت و آشنائى به تمام زبان ها و اصطلاحات مردم ؛ و بلكه عموم خلایق در هر كجا و از هر نژادى كه باشند.



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:44

  2. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    آمد و شدها

    خانة او مركز آمد و شد بود و باب امید افرادی كه به دلایل مختلف به خدمت او می آمدند. این آمد و شدها در فصل حج طبیعتاًَ زیادتر میشد. در مواردی دردمندان، فقیران و افراد محتاج و آنها كه از همه جا رانده میشدند به درب خانة او چشم میدوختند و به غیر از این دسته باید از خواستاران علم و از دوستداران خالص فرهنگ و دانش یاد كنیم كه با امام و درس و بحث و جلسات خصوصی داشتند و گره های دشوار علمیشان در حضور امام و در خانة او گشوده میشد.


    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:46

  5. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    احتجاجات او

    احتجاجات او با گروه ثنویه، با علمای یهود و در رأس آن رأس الجالوت،‌با مسیحیت و جا ثلیق، با گروه زنادقه كه خود را صاحب فكر میدانستند با رؤسای فرقة صائبین، با هبرید رئیس و دانشمند زردشتیها، با تسطاس رومی كه پزشك بود مهم و فوق العاده است همچنین او با علمای مختلف احتجاجاتی داشت در زمینة توحید،‌ بطلان اعتقاد به خداوندی مسیح، اثبات مبدأ و معاد، رد مادیت،‌رد تناسخ، اثبات این كه تورات و انجیل موجود ساختة علمای یهود و مسیحیت است. در بیان مباحث و اثبات حقانیت دین اسلام امام احاطة علمی و شایستگی خود را نشان داد و در بین دوست ودشمن به عالم آل محمد (ص) معروف شده بود



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:46

  7. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    اداره امور پدر

    امام كاظم (ع) در تنگنای شدیدی بود.وضع ثابتی از نظر امنیت نداشت. هر روز و شبی این خطر وجود داشت كه او را احضار كنند. این وضع از اواخر دوران حیات امام صادق (ع) و سراسر دوران حضرت امام كاظم (ع) به چشم می خورد و امام رضا (ع) وارث دشواریهای سختی از جهت اعمال فشار در دستگاه حاكم بر پدر بود. در غیبت پدر او وظیفه داشت كارهای او را سروسامان دهد. عائله او را از نظر اقتصادی و هم مذهبی اداره كند. به امور مزرعه و باغات و دخل و خرج ها برسد. امام اصرار داشت شخصاً در زمین ومزرعه كار و از حاصل دسترنج خود اعاشه كند.












    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:47

  9. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    ارشاد مردم

    در مورد امام رضا (ع) آمده است، به مناسبت شرایط و موقعیتی كه داشت حتی امر به معروف و نهی از منكر را از مأمون كه فردی مغرور و زمامدار جامعة اسلامی و صاحب قدرت بود دریغ نمیكرد.


    ارشادات خاص

    ارشادات امام بویژه از آن بابت كه به صورت گسترده، بی پرده و بی تقیه، حتی در مواردی از موضع شرایط بالای سیاسی صورت میگرفت و امام میتوانست به صورت كامل و كافی بحث و اظهارنظر داشته باشد بسیار مؤثر و كارساز بود. چه بسیار افرادی كه در سایة ارشادات او راه خود را مییافتند و برنامة زندگی خود را تغییر می دادند و چه بسیار دیگر از آنان كه در اعتقادات خود راسختر شده و مبلغانی ارزنده و پرتلاش برای دنیای اسلام شدند. ارشادات امام بسیاری از مسیحیان، یهودیان، دهریون و حتی ستاره پرستان را بینش داد و آنها را به قبول اسلام وادار كرد.




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:49

  11. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    حق گویی امام
    امام رضا (ع)‌ در پرتو موقعیتی كه داشت میتوانست مسائلی را بی پرده با مأمون در میان گذارد و اصولاً امام از روزی كه وارد ایران شد این حقگوییها را آغاز كرد. هنگامی كه مأمون خلافی مرتكب میشد امام او را از خدا میترساند و عمل خلاف او تقبیح میكرد. او نصایح خود را از مأمون دریغ نمیداشت روزی به او فرمود در مورد مسئولیتی كه در اختیارداری از خدا بترس تو امور مسلمین را تباه ساخته ای كارها را به دیگران واگذار نكرده ای كه خلاف فرمان خدا حكم میدهند و باید در روز رستاخیز پاسخگوی آن باشی. امام در حقگویی پروا نداشت و گاهی چندان در اعلام حق جدی و صریح به پیش میرفت كه مأمون را به وحشت اندخت و حتی مایة افزایش خشم و دشمنی او میشد.














    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 18:50

  13. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (30-07-2011), صافات (28-12-2012)

  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی




    در پشت پنجرة نقره

    نقره برداشتم به او دادم قبول نمیكرد، اصرار كردم و او پذیرفت بعد از آن چند مرتبه همدیگر را ملاقات كردیم و او چیزی نگفت تا یك مرتبه به من گفت ای رفیق میدانی قضیة آن روز كه به من پول دادی چه بود گفتم مگر قضیه ای بود؟ گفت بلی آن روز من آن قدر دلتنگ بودم كه از پریشانی خود به خدمت امام رضا (ع) عرض كردم ای آقای من به من نظر مرحمتی فرما خودت میدانی من چندمرتبه پول در ضریحت ریختم اكنون اگر مرحمتی نمیكنی آن پولها را به من عنایت فرما وقتی شما آن وجه را به من دادی و من حساب كردم متوجه شدم كه آن وجه همان وجهی بود كه من به ضریح ریخته بودم.
    (كرامات رضویه ج 1 ص 187).
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 19:01

  15. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (07-10-2011), صافات (28-12-2012)

  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی




    در برابر اعتراض ها

    برخی از آنان كه خود را مدعی مقاماتی میدانستند و به خصوص كسانی كه صوفی منش بودند در برابر این وضع و شرایط امام به او اعتراض میكردند سفویان ثوری از این گونه افراد بود. روزی در دیدار با امام، خطاب به او گفت: چه خوب بود لباس ساده تری میپوشیدی! امام فرمود دستت را به من بده. دست او را گرفت و داخل پیراهن خود كرد امام در روی لباس جامة خز برای مردم است و در زیر آن لباس پشمین. به سفیان فرمود این خز برای مردم و این پشمینه برای خدا. ایامی كه در مدینه و در شرایط عادی و متوسط زندگی میكرد خود را با وضع متعارف جامعه و حتی كمتر از آن عادت میداد و آن روز كه وارد ایران شد در كنار كاخ مأمون او را منزل دادند وضع غذای خود را برتر نساخت در غذا مراقبت داشت كه اسراف نشود و یا بیهوده چیزی به هدر نرود.



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 19:02

  17. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (07-10-2011), صافات (28-12-2012)

  18. Top | #9

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی




    دامنة ارشادات

    ارشادات امام فقط در مورد آداب دینی نبود بلكه در همة مباحث مربوط به اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اجتماعات بود. او در عرصة اقتصادی خطاب به یاران میفرمود: من ضامن عدم فقر كسی هستم كه خط میانه روی را رعایت كند و آن كس كه از راه حلال برای ادارة خانواده و زندگی خود تلاش كند مانند مجاهد فی سبیل الله است. او همچنین افراد رابه پدر و مادر و رعایت حرمت آنها توجه میداد و میفرمود: نیكی به پدر و مادر واجب است حتی توجه مشرك باشند.



    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 19:04

  19. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (07-10-2011), صافات (28-12-2012)

  20. Top | #10

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    April 2010
    شماره عضویت
    330
    نوشته
    515
    تشکر
    394
    مورد تشکر
    810 در 359
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : حکایات رضوی



    خرما

    از ابوحبیب بناجی مروی نقل است كه گفت رسول خدا (ص) را در خواب دیدم كه به بناج آمده بود ودر مسجدی كه هر سال حجاج آنجا میآیند، آمده بود . گویا من رفتم به سوی او و سلام كردم و ایستادم و دیدم پیش روی او طبقی از برگ نخیل مدینه بود و در آن خرمای صیحانی بود. مقداری برداشت و به من داد شمردم 18 خرما بود پس چنین معنی كردم كه من به عدد هر خرما یكسال بمانم و چون از خواب بیست روز گذشت در زمینی بودم كه آن را برای زراعت اصلاح میكردم كسی آمد و خبر داد که امام رضا (ع) از مدینه به آنجا می آیند. مردم به سوی او میشتافتند وقتی آمدم او را دیدم که در همان جایی که پیامبر (ص) نشسته بودند، نشسته است، و زیر او حصیری بود و پیش او طبقی از خرما بود سلام مرا جواب داد و به من گفت که نزدیک او بروم و یک مشت از آن خرما به من داد شمردم همان عدد بود كه حضرت رسول (ص) داده بود گفتم زیاد كن یا بن رسول الله فرمود اگر رسول خدا (ص) از این زیادتر می داد ما هم می دادیم.

    (منتهی الامال، ج 2 ص 352).


    ویرایش توسط مدير محتوايي : 25-08-2013 در ساعت 19:05

  21. تشكرها 2

    خادم کریمه اهل بیت (07-10-2011), صافات (28-12-2012)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi