نویسنده:دکتر مریم حیدری
عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور مرکز صومعه سرا
چکیده
اسلام ستیزان، حجاب را رهاورد اسلام و فرهنگ عربی معرفی می کنند تا آن را عاملی برای محدود کردن زنان تلقی نمایند؛ اما حجابدر ایران، به عنوان نشانۀ تمدن، پیشینه یی بس طولانی تر دارد. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و تصاویری که از دورۀ پیش از اسلام باقی مانده، به مسألۀ حجاب و پوشش در ایران باستان پرداخته شود. این منابع از شکل گیری اولین دولت ایرانی، یعنی ماد،آغاز مي شوند و تا دورۀ ساسانی ادامه می یابند. در تمامی این دوره ها عفاف بر تمام جامعه حاکم است و فقط در نوع پوشش تغییراتی جزئی پدید می آید. با اینکه در میان اقوام مختلف ساکن در ایران به دلیل شرایط اقلیمی و مشاغل خاص، تفاوت هایی از نظر پوشاک وجود دارد، اما در مجموع، داشتن پوشش کامل، نوعی ارزش محسوب می شده است؛ بنابراین وجود حجاب در ایران، خاص دورۀ اسلامی و نشانۀ ورود فرهنگ عربی نیست. عفاف در پوشش، تنها شامل زنان نمی شود؛ بلکه پوشش مردان نیز حاکی از اعمال برخی محدودیت ها و مقررات اخلاقی است که حتی شامل پوشاندن موها نیز می شود. بر خلاف جوامع شرقی، جوامع غربی، چه در مورد زنان و چه در مورد مردان، به حجاب و پوشش همواره کمتر وقعی نهاده اند. این امر در هنر و ادبیات آن ملل نیز به طور چشمگیری هویدا است.کلید واژه ها: حجاب، پوشاک، ایران باستان.
Key words: Hijab, Clothing, Ancient Persia.
1- مقدمهکسب منافع اقتصادی، مهم ترین انگیزه یی است که موجب استعمار می گردد. از نظر استعمارگر، مستعمره کشوری است که استعمارگر، منافعی را که برای غنی شدن و حفظ قدرت سیاسی خویش لازم دارد، ازآنجا برداشتمیکند. (روشه، 1378: 193).اما به دلیل آنکه مردم کشور مستعمره پس از مدتی در مقابل این بهره برداری ایستادگی خواهند کرد، لازم است که استعمارگر مردم را با خود همراه کند. این کار با تجهیز و اعزام قوای نظامی امکان پذیر نیست؛ بلکه مستلزم زمینه چینی و بستر سازی فرهنگی است تا جامعۀ مستعمره، از درون و به صورت خود جوش، باورها و عقاید کشور استعمارگر را پذیرا شود.در پایان سلطنت قاجار و تمام دوران سلسلۀپهلوی، دولت های غربی برای کسب امتیازات بیشتر، اقدام به چنین بسترسازی فرهنگی کردند. اما همواره مانعیبر سر راه همراه شدن عموم مردم با استعماروجود داشت؛ مانعی به نام اسلام و روحانیت.پس کشورهای استعمارگر چاره ییتازه اندیشیدند: تغییر ذهنیت نسل جوان برای مخالفت با اسلام. با اعزام برخی از جوانان به غرب، به بهانۀ تحصیل، سعی شد تا تفاوت های ظاهری دو تمدناز نزدیک نمایاندهشودو جذابیت های زندگی غربی، به صورت آمال و آرزوهای جوان شرقی در آید. رهاوردسال ها زندگی در غرب، تغییر نگرش برخی از تحصیلکردگان نسبت به جامعۀ اسلامی و مخالفت با روحانیت بود.