جايگاه و قلمرو استخاره
استخاره به معناى خيرجويى در تمامى افعال و تروك انسان جارى است ولى استخاره به معناى خيرشناسى داراى محدوديت است و در هر جايى كاربرد ندارد. بر اين اساس در مواردى كه انسان ترديد داشته باشد و با نيروى عقل نتواند خير و شرّ كارها را مورد بازشناسى قرار دهد و دين نيز بيانى نداشته باشد، به استخاره مراجعه مى شود لذا در موارد ذيل به استخاره رجوع نمى شود:
1ـ مواردى كه حكم آن توسط شرع مشخص شده است مانند انجام واجبات و ترك محرمات و انجام مكروه و مستحب (مگر در صورت تزاحم بين دو مستحب)
2ـ مواردى كه عقل حكم قاطع و روشنى در مورد خير و شرّ فعلى داشته باشد.
3ـ مواردى كه بتوان با مشورت ديگران خير را از شرّ بازشناسى كرد.
4ـ مواردى كه قصد استخاره كننده اطلاع از حوادث آينده باشد.
بنابراين قلمرو استخاره مباحاتى خواهد بود كه به وسيله عقل، شرع، مشورت با ديگران خير از شرّ بازشناسى نشود. و از سوى ديگر مفاد استخاره، رفع تحيّر در مقام عمل و فعل است و با آتيه بينى و كف بينى و امثال آن تفاوت اساسى دارد.
پىنوشتها:
1 . لسان العرب، ابن منظور، ج 4، ص ؟.
2 . السرائر، ابن ادريس حلّى، ج 1، ص 314.
3 . دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 8، ص 168.
4 . مجمع البيان، ابوعلى فضل بن الحسن طبرسى، ج 3، ص 244.
5 . دائرة المعارف الاسلامية، ج 2، ص 84.
6 . امالى طوسى، ج 1، ص 151.
7 . دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 8، ص 168.
8 . همان، ص 87.
9 . الموسوعة الفقهية الميسرة، محمدعلى انصارى، ج 2، ص 281; موسوعة الفقه الاسلامى، ج 5، ص 116.
10 . بحارالانوار، محمدباقر مجلسى، ج 88، ص 224; سنن ابن ماجه، كتاب اقامة الصلاة، ب 188، ح 1383، ج 1، ص 440.
11 . فتح الابواب، سيدبن طاووس، ص 132.
12 . فروع كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 3، ص 47; تهذيب الاحكام، محمدبن حسن طوسى، ج 3، ص 181.
13 . وسائل الشيعه، ج 5، ص 214.
14 . بحارالانوار، ج 88، ص 265.
15 . بحارالانوار، ج 88، ص 241.
16 . همان، ص 242.
17 . چه بايد كرد؟، محمدرضا ضميرى، ص 81.
18 . حاشيه مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، ص 6 ـ 375.
مركز فرهنگ و معارف قرآن