نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ماجرایی خواندنی از پیدا شدن یك شهید

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,693
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,701
    مورد تشکر
    206,306 در 64,545
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض ماجرایی خواندنی از پیدا شدن یك شهید

    بسم رب الشهداء والصديقين


    اوایل سال 72 بود و گرماى فكه.

    در منطقه عملیاتى والفجر مقدماتى، بین كانال اول و دوم، مشغول كار بودیم.

    چند روزى مى شد كه شهید پیدا نكرده بودیم. هر روز صبح زیارت عاشورا مى خواندیم و كار را شروع مى كردیم. گره و مشكل كار را در خود مى جستیم. مطمئن بودیم در توسلهایمان اشكالى وجود دارد.


    آن روز صبح، كسى كه زیارت عاشورا مى خواند، توسلى پیدا كرد به امام رضا(ع). شروع كرد به ذكر مصائب امام هشتم و كرامات او. مى خواند و همه زار زار گریه مى كردیم. در میان مداحى، از امام رضا طلب كرد كه دست ما را خالى برنگرداند، ما كه در این دنیا هم خواسته و خواهشمان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده هایشان است و...

    هنگام غروب بود و دم تعطیل كردن كار و برگشتن به مقر. دیگر داشتیم ناامید مى شدیم. خورشید مى رفت تا پشت تپه ماهورهاى روبه رو پنهان شود. آخرین بیل ها كه در زمین فرو رفت، تكه اى لباس توجهمان را جلب كرد.


    همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند. با احترام و قداست، شهید را از خاك در آوردیم.

    روزى اى بود كه آن روز نصیبمان شده بود. شهیدى آرام خفته به خاك. یكى از جیب هاى پیراهن نظامى اش را كه باز كردیم تا كارت شناسایى و مداركش را خارج كنیم، در كمال حیرت و ناباورى، دیدیم كه یك آینه كوچك، كه پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(ع) نقش بسته، به چشم مى خورد. از آن آینه هایى كه در مشهد، اطراف ضریح مطهر مى فروشند. گریه مان درآمد. همه اشك مى ریختند. جالب تر و سوزناكتر از همه زمانى بود كه از روى كارت شناسایى اش فهمیدیم نامش «سید رضا» است. شور و حال عجیبى بر بچه ها حكمفرما شد.

    ذكر صلوات و جارى اشك، كمترین چیزى بود.

    شهید را كه به شهرستان ورامین بردند، بچه ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ این مسئله را دریابند. مادر بدون اینكه اطلاعى از این امر داشته باشد، گفت:

    «پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(ع) داشت...»
    .


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكر

    نرگس منتظر (23-11-2009)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 28-12-2011, 15:22
  2. تفاوت عقاید بهائی با ادیان آسمانی ،( جواب یك سوال )
    توسط ملکوت* گامی تارهایی * در انجمن اسلام و مذاهب و فرقه هاي مرتبط
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 27-10-2011, 18:56
  3. *.•*♥*•.* تكنیك های تقویت سازگاری در منزل(مختص خانمها) *.•*♥*•.*
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن خانواده
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 02-05-2011, 18:49
  4. مچ گیری از دروغگوها، درست مثل یك كارآگاه
    توسط عهد آسمانى در انجمن مقالات تربيتي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 30-03-2011, 20:46
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-03-2011, 03:00

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi