چندى بعد شبيه اين شرارت در تهران روى داد و در ميدان جلاليه اين ديار جشنى در ادامه برنامه شيراز برگزار شد. حركتى كاملا سازمان يافته و مشخص براى مقصد استعمارگرانه. در جشن مزبور اكثر دختران شركت كننده از طبقات مرفه و كاركنان دستگاه ادارى به حالت بى حجاب بودند. ذكإالملك فروغى در مراسم مورد اشاره حضور داشت و على اصغر حكمت طبق دستور استعمار نطق مفصلى ايراد نموده و طى آن تإكيد نمود كشف حجاب بايد با شدت و حدت صورت گيرد و ما با خشونت عليه مخالفين رفتار مى كنيم.(55)
حوادث مزبور براى مردم و روحانيت اين انديشه را پديد آورد كه چنين حركات توإم با هتك و اهانت به ارزشهاى مذهبى و سنتى, عادى و بدون مقدمه چينى نبوده و قطعا زمينه ساز وقاحت ديگرى است كه همان كشف حجاب زنان خواهد بود, لذا علماى نواحى گوناگون كشور جلساتى تشكيل دادند و به اقدامات جديد دولت معترض شدند. به اصرار امام خمينى(قدس سره) حاج شيخ عبدالكريم حائرى تلگرافى براى رضاخان مخابره نمود و طى آن او را از اين كار منكر برحذر داشت.(56) چون در تهران پاسبانها در خيابان متعرض چادر زنها مى شوند و موجبات سلب امنيت و آرامش زنان باحجاب را فراهم مى كردند, ميرزاعبدالله تهرانى كه از نوادگان مجتهد مشهور ميرزامسيح استرآبادى تهرانى(57) بود طى نامه اى از نخست وزير وقت خواست جلو اقدامات فوق گرفته شود.(58)
زنان مسلمان تهران در برابر چنين باتلاقى كه دست نشاندگان استعمار پديد آورده بودند مقاومت كردند و عده اى از آنان براى مدت پنج سال از منزل بيرون نيامدند براى آنكه مجبور بودند بى حجاب بيرون آيند و با وجود آنكه در خانه حمام نداشتند از رفتن به حمامهاى عمومى اجتناب كرده و در زمستانهاى سرد و سخت به وسيله ديگ, آب گرم مى نمودند و استحمام مى كردند. در مقابل, زنانى هم بودند كه با نهايت گستاخى در مجالس مردان با حالت بى حجابى به رقص و پايكوبى مى پرداختند.(59)
در شهرستان خوى سرهنگ زالتاش از همسر رئيس فرهنگ خوى و خانم افراسياب خان رئيس مدرسه نسوان تقاضا كرد در طرفين وى قرار گيرند ولى آنها گوش نكردند و در آن مجلس كه به عنوان جشن كشف حجاب برگزار شده بود, سرهنگ زالتاش بناى داد و فرياد را گذاشت و هياهو به راه انداخت و به فرمانده لشكر تلگراف زد كه اين دو بانو عليه قشون دولتى تبليغات منفى نموده اند.(60)





نقل قول



