صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 45

موضوع: ۞*•*۩*•*۞ ناله هاي دل در رثاي خورشيد نبوت ۞*•*۩*•*۞

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    71
    نوشته
    13,506
    صلوات
    3210
    دلنوشته
    11
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    9,136
    مورد تشکر
    7,955 در 2,262
    وبلاگ
    7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض








    در ساعت آخرم سخن ها دارم
    بگذار که لب بر رخ تو بگذارم

    بگذار که با سوز و نوا یا زهرا
    من پرده ز راز دل خودبردارم


    من غمزده از مرگ نیم یار دلم
    من غمزده از میخ در و مسمارم

    از داغ در سوخته و سینه ی تو
    چون ابر بهاری، گل من می بارم

    آن لحظه که سوراخ شود سینه ی تو
    آغشته شوم با دل خون، دلدارم

    در موقع حادثه نگاهی انداز
    آن لحظه منم بین در ودیوارم




    امضاء


  2. تشكرها 4

    مدير اجرايي (08-01-2013), شهیده (23-01-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    پیغمبری که دید ستم های بی شمار
    از کس نخواست اجر رسالت به روزگار

    چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع
    تا هدیه ای دهند به زهرای داغدار

    بر دوش بار هیزمشان جای دسته گل
    رنگ شرارت از رخشان بود آشکار


    امضاء

  5. تشكرها 4

    مدير اجرايي (08-01-2013), شهیده (23-01-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)

  6. Top | #33


    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    970
    نوشته
    3,832
    تشکر
    10,277
    مورد تشکر
    7,610 در 1,949
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    شعله آتش هجران تو جان می سوزد
    وز فراق تو دل پیر و جوان می سوزد

    این چه درد است کز او خون جگر می ریزد
    وین چه سوز است کز و جان جهان می سوزد

    شرح این غم چه بگویم که بیان می لرزد
    وصف این حال چه گویم که زبان می سوزد

    ای آفتاب من که شدی غائب از نظر
    آیا شب فراق تو را کی شود سحر

    ای نور چشم عالم و چشم و چراغ دل
    بگشای چشم رحمت و بر حال من نگر


    امضاء



  7. تشكرها 3

    مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)

  8. Top | #34

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,508
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    ماتم گرفت حال و هوای مدینه را
    پوشید کعبه رخت عزای مدینه را

    خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت
    وز پا فکند نخل رسای مدینه را

    رکن علی شکست ز فقدان مصطفی
    در برگرفت خاک، صفای مدینه را

    زین غم که در محاق نهان ماه یثرب است
    ابر عزا گرفت فضای مدینه را

    ای دل بیا چو(شاخه حنانه) ناله کن
    بنگر به ناله ارض و سمای مدینه را

    آدم گریست تا که ملائک به روی دست
    بردند سوی سدره همای مدینه را

    جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان
    سایه فکند کرب و بلای مدینه را

    بر بام بیت وحی برافراشت دست کفر
    از دود درب خانه لوای مدینه را

    دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست
    آیینه رسول نمای مدینه را

    دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه
    بستند دست عقده گشای مدینه را

    تسکین شود مگر، دل زهرا در این عزا
    بسرود(رستگار) عزای مدینه را




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. تشكرها 3

    مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)

  10. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بسم الله الرّحمن الرّحیم
    ای محمّد ای رسول بهترین کردارها
    حسن خلقت شهره در اخلاقها ، رفتارها

    در بیانت بند می آید زبان ناطقان

    قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها

    بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم

    قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها

    طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است

    استوار مکتب ایثار تو عمّارها

    تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک

    دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها

    پای بوسی تو عزّت داده ما را اینچنین

    گُل نباشد کس نمی آید سراغ خارها

    کی رود از خاطرم یادت؟ که در روز ازل

    کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجّارها

    داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک توایم

    لاله کی روییده در آغوش شوره زارها؟

    گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند

    شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطّارها

    وقت رزمت آن چنانی که میان کارزار

    رو به تو آرند وقت خستگی کرّارها

    ای که با خون دلت پرورده ای اسلام را

    چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها

    سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید

    کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها

    با عیادت از کسی که بارها آزرده ات

    روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها

    رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست

    جان به لب شد از غمت ، شهرت مدینه ، بارها

    تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق

    رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها

    آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست

    ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها

    (محسن عرب خالقی)


    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. تشكرها 2

    مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)

  12. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    13,518
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,179 در 11,164
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض





    تو را ملول و پریشان و خسته می بینم



    کنار بستر خود دل شکسته می بینم




    به دوش توست پس از من رسالتی سنگین



    چرا وجود تو را سخت خسته می بینم




    تو نور چشم منی، دخترم! تو را چون ماه



    میان هاله ای از غم، نشسته می بینم




    بهار باغ من! ای عمر تو چو گل کوتاه



    کتاب عمر تو را زود بسته می بینم




    اگر چه غرق غمی، چون غمت غم دین ست



    تمام عمر کمت را خجسته می بینم




    هر آن چه را که پس از این وداع خواهی دید



    ز پشت دیده ی در خون نشسته می بینم




    میان دود و شرار و هجوم اهل ستم



    تو را صنوبر پهلو شکسته می بینم




    تمام جان «وفائی» ز ناله پُر شده است



    که بند بند دلش را گسسته می بینم




    سید هاشم وفایی







    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  13. تشكر


  14. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    13,518
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,179 در 11,164
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض







    ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم

    وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم

    صبر کن سیر ببینم رخ بابایم را

    چه کنم سد نگاهم شده اشک بصرم

    قسمت این بود که بالای سرش بنشینم

    چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم

    وقت جان دادن خود گفت مقدر این است

    دو مه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم

    ای پدر مادر مظلومه من یار تو بود

    من پس از رفتن تو جان علی را سپرم

    با تن خسته و بازوی کبود از مسجد

    قول دادم که علی را به سوی خانه برم

    دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه

    گر بریزند همه اهل مدینه به سرم

    قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا

    تا که با دادن جان جان علی را بخرم

    به فدای سر یک موی علی باد پدر

    گر میان در و دیوار دهد جان پسرم

    جگرت سوخت به هربیت که گفتی(میثم)

    اجر این سوختنت با احد دادگرم


    غلامرضا سازگار



    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  15. تشكر


  16. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    13,518
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,179 در 11,164
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض





    هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب

    گريان، زغمى ديده عالم شده امشب


    آهنگ سرشكم، كه رسد بر لب مژگان

    با اين دل سودا زده همدم شده امشب


    پايان شب آخر ماه صفر است اين

    يا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب


    مهتاب، رخ خويش نهان كرد زماتم

    چون رحلت پيغمبر خاتم شده امشب


    از داغ جگر سوز نبى سيّد ابرار

    نخل قد زهرا و على خم شده امشب


    شد كار فلك، خون جگر خوردن از اين غم

    گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب


    سيماى جهان، غرقه خون دل «ياسر»

    در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب


    محمود تاری







    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  17. تشكر


  18. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    13,518
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,179 در 11,164
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض








    روایت ام السّلمه





    اين روايت كه رسيده به همه


    نقل گرديده ز ام‏ السّلمه



    گفت ديدم كه به هنگام وداع


    با نبى دشمن او كرد نزاع




    خواست احمد كند از حق تأييد


    جانشينى على را تأكيد




    لب چوتر كرد به تمجيد على


    شد عيان كينه ی خصم ازلى




    دست ديرين عداوت رو شد


    مصطفى را، عدويش بد گو شد




    تير كين در هدف جانش كرد


    خسته از تهمت هذيانش كرد




    بين حضار پر از همهمه شد


    نگران‏تر ز همه فاطمه شد




    به عدو خرده گرفتند همه


    اشك از ديده بسفتند همه




    شد پيمبر چو مهياى جنان


    آمد از مأذنه آواى اذان




    راه ابليس به محراب افتاد


    اولى، جاى پيمبر استاد




    مصطفى خسته و بى تاب آمد


    سر خود بسته به محراب آمد




    دل پر غصه ی حيدر بگرفت


    زير آغوش پيمبر بگرفت




    با تب و تاب به محراب رسيد


    خويش را تا سر سجاده كشيد




    با چه حالى به نمازش پرداخت


    كار را با مدد حيدر ساخت




    بعد سجده چو به پا مى‏ افتاد


    لاجرم تكيه به حيدر مى ‏داد




    او كه در راه هدايت فرسود


    پس از اتمام نمازش فرمود




    دو امانت به شما بسپارم


    بهرتان عترت و قرآن دارم




    اين دو را خوب تمسّك جوئيد


    زين دو، تا حشر تبرّك جوييد




    چونكه برگشت پيمبر به حرم


    سوخت چون شمع سراپا ز الم




    گرد او اهل حرم جمع شدند


    همه پروانه ی آن شمع شدند




    شكوه چون فاطمه بر بابا كرد


    پدر از مرحمتش نجوا كرد




    دو سخن زير لب آنگاه، رسول...


    گفت آهسته به زهراى بتول




    گفت از هجرت و زهرا گرييد


    گفت از وصلت و زهرا خنديد




    ساعت موت اباالقاسم شد


    نوبت آه بنى هاشم شد




    آه از اين موقف پر شيون و شين


    سينه ی احمد و قلب حسنين




    نور جبريل امين ظاهر شد


    ملك الموت نبى حاضر شد




    صبر كن اى ملك نيك سرشت


    كه شده سينه ی او دشت بهشت




    صبر كن اين دو عزيز اللّهند


    ناز پرورد رسول اللّهند




    اين دو مظلوم ، گرفتار شوند


    تير باران ستمكار شوند




    اين يكى كشته به بطحا گردد


    وان يكى كشته به صحرا گردد




    اين يك از زهر جفا كشته شود


    وآن به خون پيكرش آغشته شود



    محمود ژولیده









    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  19. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    13,518
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,179 در 11,164
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض





    مدينه شد ز داغ مصطفى بيت الحزن امشب

    فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب



    مكن اى آسمان روشن چراغ ماه را كز كين

    چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب


    نه تنها ماتم جان سوز پرچمدار توحيد است

    كه هستى شد سيه پوش امام ممتحن امشب


    گهى گريم ز داغ جانگداز حضرت خاتم

    گهى نالم چو نى در سوگ فرزندش حسن امشب


    فدا شد ناخداى فلك حق در بحر طوفان زا

    كه شد درياى ديده در عزايش موج زن امشب


    دهد غسل از سرشك ديدگان با زارى و شيون

    علىّ بت شكن جسم نبى بت شكن امشب


    نمى دانم چه حالى مى كند پيدا امير عشق

    چو مى سازد تن آن جان جانان را كفن امشب


    شد از داغ دو ماتم قلب زهرا لاله سان خونين

    كه در دشت بلا گم كرده ياس و ياسمن امشب


    چراغ انجمن آرا شده خاموش و اهل دل

    كند روشن چراغ آه در هر انجمن امشب


    سرآمد بر همه غم هاست داغ ماتم خاتم

    كه امّت را برون رفته است روح از ملك تن امشب


    شرر زد «حافظى» بر دفتر دل خامه ات كاين سان

    كه آتش مى زنى بر جان، تو با سوز سخن امشب

    محسن حافظی



    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi