نیز در سفرنامه اوژنفلاندن چنین بیان شده است: "در بازارهای شرق معمول است که اهل یک حرفه در یک محل جمع باشند... این نوع بازارها اولاً کار را بر مشتری آسان می سازد تا جنسی را که طالب است به فوریت به محلش برود. ثانیاً برای فروشنده هم بسیار نافع است که وقتی به جای یک دکان, چند دکان از یک جنس باشد, فروشندگان از اینکه بیشتر مشتریها به بازارشان بروند, استفاده می کنند. ثالثاً "هیچ چیز فرحناکتر و خوبتر از این رویه نیست که هر صنفی محل خاصی داشته باشد" (اوژن فلاندر, 1356, ص250).
از آنچه گذشت، می توان چنین نتیجه گرفت که سیستم حاکم بر بازار, سیستم رقابتی بوده اما از نوع رقابت سالم که با معیارها و ارزشهای اسلامی عجین شده بود. به طوری که تجار و کسبه, با رعایت اصول و موازین اسلامی, در آن فضای اسلامی به رقابت سالم می پرداختند. در هر بازار, خریداران در زمانی کوتاه می توانستند از کم و کیف کالای مورد نظر از طریق ملاحظه مغازه های رقیب با خبر شوند و همراه با کسب آخرین اطلاعات در مورد انواع و حجم عرضه و بها و شرایط فروش تصمیم بگیرند و همان گونه که می دانیم در تئوریهای اقتصادی, کسب اطلاعات لازم در کمترین زمان و با حداقل هزینه توسط متقاضیان, لازمه حفظ شرایط رقابتی کامل و تخصیص کارآیی منابع است.
بدین ترتیب مشتریان, با کسب آگاهی جامع از تازه ترین اطلاعات مربوط به کالای مورد نظر, از جمع رقیبان کنار هم, طرف معامله را انتخاب می کردند. سطح بالای رقابت در چنین حالتی قیمت را در برخورد عرضه و تقاضا تعیین می نمود و به فروشنده امکان نمی داد تا به میل خود, در قیمت تغییر داده و مشتری را اغفال کند (علی صادقی تهرانی, 1367, ص20).