* علم حقیقی آن است که معلم خداوند باشد و موجودات مجرد عقلی باشند که آنها علم محض اند و وقتی که انسان در پیشگاه آنها قرار دارد عند الله می شود که باید طهارت در تمام شئون داشته باشیم که برکت با نجاست نمی سازد . * هر که پاک است ابدی است.
باید از جنبه پاکی ظاهر به پاکی باطن برویم تا بافتمان شریف گردد .نظام هستی تاریکی نیست دنیا تاریک است . راه مجاز راه علم فکری است.
جلسه 52
در حرکت استکمالی موجود در متن وجود خودش حس نیاز می کند که آن نیازداشتن کمال است . یعنی دوست داشتن به دارا بودن در متن فقیر تعبیه شده است . دارا ذاتا فقیر را دوست دارد و فقیر ذاتا غنی را دوست دارد و در ابتدا غنی باید فقیر را دوست داشته باشد ( اصل ) و در مرحله بعد فقیر به دنبال غنی راه بیفتد ( فرع ) / از بچگی به دنبال کمال هستیم و در متن ذات ما کمال خواهی تعبیه شده است .
چرا در ابتدا ما تصور می کنیم که خداوند را کسی بوجود آورده است ؟ چون ما ذاتا فقیرایم و وقتی به موجودی می رسیم که او ذاتا غنی است در ابتدا سوال می کنیم که آیا تو هم ذاتا فقیری و این سوال برای همه پیش می آید.
جلسه 53
موجودی که در حرکت است و به سوی کمال می رود معنا ندارد که دوباره به ناقص برگردد و این راه ندارد . یکی از اشکالات که به جمله می گیرند مسئله قیامت است و دوباره زنده شدن ( حضرت عیسی ) ! معمولا انبیا افرادی را زنده می کنند که استعداد تکامل داشتند اما ناگهان از عالم رفتند ؛ حضرت آقا برای جمله بالا می فرماید : شفاعت را باید از اینجا ببریم .
اثر وجودی عالم چقدر و اثر وجودی جاهل چقدر است ؟ هر چه انسان علم و عمل بیشتری داشته باشد اثر وجودی او بیشتر است . حرکت در موچودی که فاقد کمال است معنی دارد در صورتیکه آن موجود استعداد کمال را داشته باشد .
مجموعه هستی در سکون است چون خداوند در سکون است و دارای تمامی کمالات است.
جلسه 54
اتصال به اسماالله به آسانی بدست نمیاید حتما باید سختی بکشید { مهلتی بایست تا خون شیرشد }
اگر برادران یوسف که جهنم برای یوسف بودند و به منزله تازیانه بودند نبود یوسف یوسف نمی شد . پیامبران حجت هستند و ما بهانه ای نداریم چون بیشترین سختی های برای آنها پیش آمده اما مقاومت کردند . رهبانیت در اسلام نیست چون نمی توان از کوره در رفت و بگوید به اتصال اسما الله پیدا کردم
اجزا حرکت : مبدا - مقصد - بستر _مسیر خاص
جلسه 55
موجودات پیوستگی به هم دارند مثلا یک دانه در خاک بوسیله آب رشد می کند . تمام موجودات در حرکت جوهری هستند که با حرکت از نقص به کمال می رسند . بحث مصل بحثی است که می گوید چرا پرتغال به این ریخت است ؟ چرا انسان سر به طرفه بالا و پاها پایین و... میشود از مناسبات طبیعی فرمایشاتی کرد ( علوم زیستی ) اما دلایل دیگر دارد !
هیچ موجودی از سرشتی که در ذاتش هست بر نمی گردد . مثلا جناب شیطان سرشت اش بر گمراهی است . تمام انبیا جمع بشوند شیطان از سرشت اش بر نمی گردد و * هر چه که اتفاقی نیست دین و آئینی دارد . اتقاقی نداریم مثلا در جایی که دلیلش را نمی دانند می گویند اتفاقی ؛ اگر اتفاقی در عالم داشته باشیم قانون علیت نقض می شود .
اثر هر شخصی نموداره دارای موثر است و هر کسی اثرش را دوست دارد و لذا کل عالم محبوب حق است .{ شاگردان اثر استاد هسنتد- فرزند اثر پدر و مادر است }
هیچ انسانی بی استاد نیست . استاد کامل خداوند ست و خدا استاد به ذات و دیگران استاد بالعرض اند. * پدر یا استاد نمی خواهد عقیم بماند و خلق را نمی توان برداشت چون خداوند عقیم می ماند و *عقیم بودن جز سرشت وجود نیست .
این سرای هستی یک کتابخانه است و هر موجود یک کتاب ست و این کتابها را فهمیده و چشیده ورق بزنید و
ببینید یک کلمه ناروا در این کتابها می بینید.