نفس انسانی یا روان شناسی فلسفی فارابی
فارابی نیروهای نفس انسانی را چگونه بازگفته است؟ از شناخت حسّی و عقلی نفس و از چیستی و سرچشمه و سرنوشت آن چطور سخن می گوید؟ در این زمینه، یعنی در روان شناسی فلسفی فیلسوفانی که از فارابی پیروی کرده اند، کیان اند؟
فارابی نظریه های خود را درباره ی روان در یک کتاب از کتاب های خود، یکجا و به طور کامل، مطرح نکرده و بدین جهت پژوهشگر اندیشه های فلسفی و علمی او ناگزیر از جستجوی آنها در این کتاب و آن کتاب او و در آثار گوناگون و بی شمار وی می باشد، زیرا او بحث های مربوط به نفس / روان را در کتاب های مختلف خود، به طور پراکنده، در اینجا و آنجا، آورده است، در: المدینة الفاضلة، عیون المسائل، مقالة فی العقل، أجوبة عن مسائل فلسفیة و... و بسیاری وقت ها، وی مطلب هایی را مطرح می کند و به کاوش آنها می پردازد، بی آنکه برای اثباتشان برهانی بیاورد، یا اصطلاح هایی ذکر می کند، بون اینکه منظور خود را از آنها بازگوید. تازه، گاهی می شود که به ذکر یک مطلب، بارها و بارها، باز می گردد، چنان که گویا، پیش گفته های خود را فراموش کرده است و همین کار است که گهگاهی او را گرفتار تناقض گویی می کند. بنابراین، بررسی کامل و جامع روان شناسی فارابی، نیاز به پژوهش فراگیر و مفصّلی دارد که باید در همه ی متن های تألیفی او صورت گیرد و چون روش ما در این مقال بر اختصار است، تنه ی اصلی مبحث های خویش را تنها از کتاب المدینة الفاضله ی او انتخاب کرده ایم، زیرا کاوش های روان شناسانه ی او در این کتاب، جامع تر و شسته رفته تر از همین کاوش ها در آثار دیگر اوست.



نقل قول
