صفحه 18 از 20 نخستنخست ... 814151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 197

موضوع: تاریخ فلسفه

  1. Top | #171

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    انسان شناسی عرفانی

    انسان شناسی عرفانی ابن عربی و نظریه وی در باره انسان کامل و خلیفةاللَّه، از اصلی ترین محور اندیشه عرفانی وی در پیوند با خداست. وی آفرینش کل جهان را مقدمه آفرینش انسان می شمارد و انسان را «عالم صغیر» در برابر «عالم کبیر» و جهان را «انسان بزرگ» می نامد. و می گوید: «خدا، عصاره ای از این جهان را ساخت که در بردارنده همه معانی آن به کاملترین وجه می باشد. و او را «آدم» نام نهاد و گفت که وی را به صورت خود آفریده است.(373) پس انسان، عصاره مجموع جهان است و می توان گفت که او انسان کوچک است و جهان انسان بزرگ.(374)
    و نیز می گوید: «انسان، روح جهان است و جهان، کالبد است و با مجموع این هر دو، کل جهان را باید انسان بزرگ دانست. اگر تنها به جهان، بدون انسان بنگری، آن را مانند جسمی یکپارچه می یابی که روح ندارد، پس کمال جهان، به انسان است، همان گونه که کمال کالبد به روح است(375). انسان کامل شدن نیز به این است که شخص معرفت شهودی به حق پیدا کند و به مرحله عین الیقین برسد و فانی از خود بشود و به اصل خود که همان وصول به حقیقت هستی (خدا) است، باز گردد».
    وی در ذکر نمونه انسان کامل می گوید: «انسان کامل که در کمال برجهان سروری دارد «محمَّد» صلی الله علیه وآله است که سرور انسانها در روز رستاخیزاست».(376)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #172

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ابن عربی، در باره مسایل بسیاری، نظریه مخصوص به خود دارد از جمله: تجلّی توحید، جمع اضداد بودن خدا، اسماء و صفات الهی، باورهای هر کس از خدا، پیدایش جهان و علت آفرینش، حضرات خمس یا مراتب پنجگانه هستی، عرشهای پنجگانه، آفرینش نفس کلیّه، هدف آفرینش، محبت و عشق، مقام زن و سلوک عرفانی مشترک بین مردان و زنان، خاتمیّت نبوّت، خاتمیّت ولایت و مهدی آخرالزمان -سلام اللَّه علیه و... که در این مختصر، بحث از آنها میسر نیست.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  4. Top | #173

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    آثار ابن عربی

    ابن عربی، آثار و تألیفات فراوانی دارد. 87 اثر از وی تا کنون در ایران، قاهره، حیدرآباد و... چاپ شده است، ولی 251 اثر برای او نوشته اند. و 290 اثر هم گفته اند. و در کتاب «تاریخ طبقه بندی آثار ابن عربی» که در دو جلد تألیف عثمان یحیی، چاپ شده است، نام هشتصد نوشته آمده است.
    مهمترین کتابهای وی عبارتند از:
    1 - الفتوحات المکیه، که دایرة المعارف عرفانی به حساب می آید و شامل 560 باب است.
    2 - فصوص الحکم، که شروح متعددی بر آن نوشته شده است.
    3 - انشاء الدوائر.
    4 - مجموعة الرسائل الالهیّه.
    5 - تحفة السالکین.
    6 - تجلیات الالهیّه.
    7 - التدبیرات الالهیّة فی اصلاح المملکة الانسانیه.
    8 - رسالة فی معرفة النفس و الروح.
    9 - الرسالة الوجودیة فی معنی قوله صلی الله علیه وآله «من عرف نفسه فقد عرفه ربّه».
    10 - الامر المحکم المربوط فیما یلزم اهل طریق اللَّه من الشروط. و...(377)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  5. Top | #174

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    خواجه نصیرالدین طوسی

    با ایرادها و تشکیکهایی که از فلسفه مشّاء شد، از یک سو، و تأثیر مکتب اشراق و عرفان نظری بر افکار دانشمندان از سوی دیگر، فلسفه مشّاء رو به ضعف رفت و آن ظهور شایسته خود را نداشت. تا آنکه در قرن هفتم «ابو جعفر محمَّد بن محمَّد بن حسن، خواجه نصیر طوسی»(378) به میدان فلسفه نیز قدم گذاشت و کتاب «التحصیل و المحصل» را رد بر کتاب «المحصل» فخررازی نوشت. و نیز در کتاب «شرح بر اشارات»، از ایرادهایی که او در شرحش بر اشارات بر فلسفه مشّاء مطرح کرده بود، پاسخ داد. و همچنین با نوشتن کتاب «مصارعة المصارعه» ابن سینا را از اتهاماتی که شهرستانی در کتاب «المصارعة»، بر او وارد ساخته بود، مبرا دانست و بدینوسیله بار دیگر فلسفه مشّاءاحیا گردید.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  6. Top | #175

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خواجه، علاوه بر تأسیس «رصدخانه مراغه» و نوشتن دهها جلد کتاب(379) در هیئت، ریاضیات، کلام، اخلاق و کتب فلسفی که به آنها اشاره شد، آثار مهم فلسفی دیگر نیز دارد. از جمله رساله هایی در اثبات واجب، اثبات جوهر مفارق، در صدور کثرت از وحدت، در علل و معلولات، فصولی در مابعدالطبیعه و...(380)
    «قطب الدین، محمود بن مسعود بن مصلح شیرازی»(381) که به عنوان «علامه شیرازی» مشهور گشته است، با اینکه شاگرد خواجه نصیر بوده و علاوه بر هیئت، اشارات ابن سینا را پیش او خوانده است، ولی فلسفه مشّاء روح جستجوگر او را اشباع نکرد و از این رو هنگامی که از «صدرالدین قونوی» طریقه ارشاد و رسوم شریعت و طریقت را آموخت، تحت تأثیر حکمت اشراق قرار گرفت و آن را پسندید و با نوشتن «شرح بر حکمة الاشراق» سهروردی، در تبیین و اشاعه حکمت اشراق، همت گمارد. او همچنین «درة التاج لعزة الدباج» را که فلسفه به زبان فارسی است نیز نوشت.





    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  7. Top | #176

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بخش هشتم: مکتب اسکولاستیک یا فلسفه کلیسایی در قرون وسطی



    مکتب اسکولاستیک



    یا فلسفه کلیسایی در قرون وسطی

    در قرون وسطی، مباحث فلسفی غرب، منحصر به مدارس کلیسا بود و دستورات اولیای دین مسیح به عنوان «علم و حکمت اسکولاستیک»(382) مطرح می شد. این نوع تعلیمات از ویژگیهای ذیل برخوردار بود:
    اولاً - تحقیقات علمی و فلسفی، صرفاً به منظور اثبات عقاید دین مسیح و اشاعه آن بود و هدف، کشف حقایق نبود و از این رو بحث علمی تقریباً در انحصار علمای مسیحی بود و بیشتر، از شیوه مناظره و مجادله استفاده می شد و کتب مقدس و تعلیمات اولیای کلیسا، مستند مباحث علمی و فلسفی به حساب می آمد.
    ثانیاً - معتقد بودند که آنچه دانستنی بوده، افلاطون و ارسطو مطرح کرده اند. تنها وظیفه دانشمندان جدید، فراگرفتن تعلیمات آنان است، نه اینکه مستقل فکر کنند و ابتکار داشته باشند و از این روست که می توان گفت که در طی دوره هزار ساله قرون وسطی، چیز معتنابهی بر معلومات بشر، افزوده نشده است.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  8. Top | #177

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ثالثاً - سعی بر این بود که حرفهای حکمای بزرگ مثل افلاطون و ارسطو، با احکام اولیای دین، مطابقت پیدا کند و فکر دیگری در برابر افکار کلیسا مطرح نباشد.
    رابعاً - بحثها، اکثراً در موضوعات بی اهمیت و یا کم ارزش مثلاً در افزایش و عدم افزایش علم خدا، منزل فرشتگان قبل از خلقت آدم، هبوط آدم و اندازه قد او و چیزهایی از این قبیل بود، تنها تلاش سرسختانه ای برای حل مسأله کلیات یا مفاهیم و تصورات کلی می شد که آیا کلیات، وجود خارجی دارند یا آنکه هیچ حقیقتی ندارند و برای همین بحث، «منطق» در نظرشان از اهمیّت خاصّی برخوردار بود.(383)
    در قرن یازدهم میلادی (پنجم هجری) به دنبال درخشش فلاسفه اسلامی، تحولی در غرب نیز پدید آمد و نهضت ترجمه معارف اسلامی از زبان عربی بین یهودیان ومسیحیان آغاز شد. این نهضت، بیشتر در شهر طلیطله اسپانیا و صقلیه(384) تمرکز داشت وبانی آن در بدو امر، اسقف دومینیکوس گوندیسالووس «Gundissalvusdominicus» بود و یوحنای اسپانیایی و ژرارد وکرمونا « ecremoneDGerard» و ابن داوود یهودی، از مترجمان مهم این نهضتند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  9. Top | #178

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    این نهضت ترجمه، حدود دو قرن (یازدهم و دوازهم م) طول کشید، نتیجه این نهضت، این شد که آثار «کندی، فارابی، ابن سینا، غزالی، ابن ماجه، ابن طفیل و ابن رشد» و بسیاری از مطالب شیخ اشراق به صورت غیر مستقیم ترجمه شد و باعث گردید در قرن سیزدهم (هفتم هجری) سه مکتب مهم فلسفی - کلامی که نفوذ فلسفه اسلامی در آنها بسیار روشن بود، به وجود آید:
    الف - اسکولاستیک جدید که بانیان اصلی آن «قدیس توماس آکونیاس»(385) و «قدیس بوناوانتور» بودند. اینان تحت تأثیر فلسفه ابن سینا بودند و ایمان و معرفت را دو موضوع جداگانه می شناختند و بدین صورت مسائل ماوراءالطبیعه را از انحصار کلیسا در آوردند.
    اصطلاحات فلسفی این مکتب که اساس اصطلاحات فلسفی جدید اروپایی است با اصطلاحات عربی و فارسی رابطه مستقیم دارد.(386)
    ب - مکتب پیروان ابن رشد که سیژرد و برابانت «Sigerd brabant» سردسته آنهاست، در این مکتب نیز سعی بر این بود که دین و فلسفه را جداگانه بررسی کنند.
    ج - مکتب متمایل به اشراق که نمایندگان آن، راجر بیکن «Rager Bacon»ورابرت گروستست« GrosstesteRobert» بودند.اینهامتأثراز افکار عرفانی ابن سینا و غیر مستقیم تحت تأثیر شیخ اشراق بودند.(387)
    این نوع مکاتب، کم و بیش باعث گردیدند تا آشکارا با فلسفه اسکولاستیک وابسته به کلیسا مخالفت شود. و بعضی به عنوان اعتراض بر مذهب کاتولیک، «مذهب پروتستان» را اختیار کنند و حتی برخی در سر استقلال فکر، جان ببازند.(388)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  10. Top | #179

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    فرانسیس بیکن

    در نیمه دوم قرن شانزدهم، «فرانسیس بیکن»(389) نیز علاوه بر اینکه علم و فلسفه را از دیانت مسیح و اولیای کلیسا مستقل ساخت، حجیت مطلق کلام فلاسفه گذشته را از اعتبار انداخت و فلاسفه متأخر را از تقیّد به مکتوبات قدیم برحذر داشت و آنها را به استقلال فکری، تشجیع کرد.
    «بیکن» گفت: بعضی از فلاسفه مانند عنکبوت که از مایه درون خود تار می تند، از عقل خود و براساس منطق ارسطویی،مسایلی را می بافتند.و بعضی همانند مورچه که دانه ها را جمع می کند، فقط از علوم گذشتگان آگاه می شدند و درستی و نادرستی آن را مورد بررسی قرار نمی دادند. هر دو شیوه خطاست، فیلسوف واقعی باید همانند زنبور عسل که از گل و گیاه مایه را می گیرد و با هنر خود آن را عسل می سازد، عمل کند و از مشاهده و تجربه، مایه های علمی فلسفی را بگیرد و با قوّه تعقل خویش افکار و فلسفه جدید بسازد.(390)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  11. Top | #180

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    رنه دکارت

    بعد از «فرانسیس بیکن»، «رنه دکارت»(391) نیز نظریات خود را در رابطه باآموزشهای اسکولاستیک قرون وسطی و اصولاً افکار فلسفی گذشته،ابراز داشت. اساس فلسفه او بر دو چیز استوار است؛ یکی اینکه درباره آنچه تا کنون شنیده و آموخته ایم باید شک کنیم و به غیر از اینکه شک می کنیم، به هیچ چیز دیگر یقین نداشته باشیم و دیگر اینکه مهمترین و اساسی ترین وسیله شناخت برای آدمی، «تعقل و وجدان فطری و روشن» دانسته شود؛ یعنی ایمان بدون معرفت عقلانی، ارزشی ندارد و مشاهده و تجربه هم بدون تعقل، مفید نیست؛ زیرا حس خطامی کند و ما را به حقیقت نمی رساند. آنچه در علم معتبر است شهودعقل و فطرت روشن است که به یقین درک حقایق می نماید، بنابراین، آن چیزی می تواند حقیقت باشد که هر کس خودش آن را به روشنی و مشخص ادراک کند.
    «دکارت» از اینکه یقین دارد که شک می کند(392) و می اندیشد، به ترتیب:«وجود خود، وجود خدا و وجودهای واقعی دیگر را» استنتاج می کند. او می گوید: «من شک می کنم، پس می اندیشم، پس هستم»، البته او این را استنتاج منطقی به این ترتیب نمی داند که «هر که می اندیشد، وجود دارد (کبری)، من می اندیشم (صغری) پس وجود دارم (نتیجه)»، تا به او اشکال شود که کبری را اثبات نکرده است. او معتقد است فلسفه خود را براساس منطق پیشینیان بنیان ننهاده است، بلکه این کبری را دریافت بدیهی و وجدانی دانسته است.
    سپس او ادامه می دهد و می گوید: «من می اندیشم و می دانم آن طور که دوست دارم به نحو کامل بدانم، نمی دانم، بنابراین، درک مبهمی ازمعرفت کامل یعنی مفهوم کمال و تصور ذات نامتناهی را در ذهن دارم. واز آنجا که خود نمی توانم آن را در ذهن خود پدید آورم؛ زیرا من محدود و متناهی هستم و آن نامتناهی است، پس خود نامتناهی آن را درمن به وجود آورده است، پس او، وجود دارد و آن همان خداست».
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




صفحه 18 از 20 نخستنخست ... 814151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi