صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 9151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 197

موضوع: تاریخ فلسفه

  1. Top | #181

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    او نیز چنین استدلال می کند: «من که می اندیشم پس هستم»، می دانم که هستی من نمی تواند مستقل باشد و خودم منشأ هستیم و کمالاتم باشم،زیرا:
    اولاً - اگر چنین بود در من شک و نیاز نمی بود و خدا می بودم.
    ثانیاً - چگونه من که عوارض را نمی توانم به خودم بدهم، چگونه هستی به خودبخشیده ام.
    ثالثاً - اگر من خودم هستی بخشیده بودم باید بتوانم هستی خود را ادامه دهم و حال آنکه این قدرت را ندارم. بنابراین، وجود واحد دیگری است که منشأ وجود من است و آن یقیناً قائم به ذات و خداست.
    «دکارت» در اثبات «جسم» نیز می گوید: با توجه به اینکه هر چه عقل به صورت متمایز درک کند، حق است؛ چون خدا در من ایجاد کرده است و من درک می کنم که بدن من برخلاف نفس، بُعد دارد، پس بدن جسمی است که غیر از نفس است ولی با آن مرتبط است.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #182

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از نظر دکارت، وجود نفس، خدا و جسم، جوهرند و هر یک صفت و حقیقتی مخصوص به خود دارند؛ «نفس» صفت فکر را، و «خدا» صفت کمال را، و «جسم» صفت ابعاد را دارد و باقی امور، احوال و عوارض این سه هستند.
    او معتقد است عالم خارج از ذهن جز امتداد هندسی (امتداد در خیر بر حسب ابعاد سه گانه) نیست؛ یعنی همه موجودات غیر از روح، پاره هایی از امتدادند که به صورتهای گوناگون و با نظامهای مختلف، ترکیب یافته و مکانهایی را در فضا اشغال کرده اند. مادّه همان امتداد است و نمی توان هیچ چیزی از امتداد را آنقدر کوچک تصور کرد که انقسام آن به اجزای کوچکتر قابل تصور نباشد، بنابراین، ناگزیر باید اجسام مادی را بی نهایت، بخش پذیر دانست و باید گفت «اتم» یعنی جزء تجزیه ناپذیر، وجود ندارد.
    تحقیقات فلسفی دکارت در مابعد الطبیعه در «گفتار»، «اصول فلسفه» و «تفکرات» او منعکس است.
    «دکارت» علاوه بر تأسیس فلسفه بدیع، هندسه تحلیلی را اختراع کرد و جبر و مقابله را کامل نمود. و آرای مهمی در رابطه با نور و چگونگی اِبصار و... مطرح ساخت.(393)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  4. Top | #183

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بخش نهم: ملاصدرا بنیانگذار حکمت متعالیه


    ملاصدرا بنیانگذار حکمت متعالیه

    یکی از فلاسفه معروف اسلامی، حکیم متأله و فیلسوف بزرگ اسلامی، «صدر المتألهین شیرازی» معروف به «ملاصدرا» است.


    ویرایش توسط ملکوت* گامی تارهایی * : 01-07-2019 در ساعت 20:58
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  5. Top | #184

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    دوره های علمی - معنوی ملاصدرا

    «صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی» ملقب به «صدرالمتألهین» در سال 979هجری(394) متولد شد. حیات علمی - معنوی او به سه دوره تقسیم می شود:
    الف: دوره آموزش و تحصیل و پیروی(395) از تفکر عقلی فلاسفه. او در اواخر این دوره، متوجه می شود که علاوه بر تفکر فلسفی و عقلی، باید به کشف و شهود عرفانی نیز روی آورد.
    ب: دوره ریاضت و عبادت و کشف و شهود عرفانی (که بیشتر این دوره را در «کهک» قم به سر برده است).
    ج: دوره تألیف، تعلیم و تربیت.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  6. Top | #185

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    او هفت بار پیاده به حج رفت و آخرین بار در بصره در سال 1050 هجری درگذشت.(396) برای صدرالمتألهین چهل تألیف ذکر شده است(397) که معروفترین آنها: «الاسفار الاربعه» در نه جلد «المبدأ والمعاد»، «الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه»، «الحکمة العرشیه» (که شرح بر حکمة الاشراق سهروردی است) و «مفاتیح الغیب» است.
    «صدر المتألهین»، روشهای کلامی، مشّائی، اشراقی و عرفانی را جویبارهایی یافت که گر چه قرنها از هم جدا بودند، ولی می توانند به هم بپیوندند و در چهار راهی، یکجا با هم تلاقی کنند(398). بهتر است که دیگران نیز به طریقه ما که طریقه ترکیبی و حاصل در آمیختگی طریقه متألهین حکما و پرمایگان عرفاست، بگروند(399)، البته باید توجه داشت که فلسفه او از تلقین سیستمهای مختلف گذشته به وجود نیامده است بلکه فلسفه او یک سیستم فلسفی خاص منظم است که قبلاً وجود نداشته است. از افکار پیشینیان بهره جست و با ابتکارات جدید خود، نظام فکری جدیدی را به نام «حکمت متعالیه» بنیان نهاد.

    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  7. Top | #186

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ارکان اصلی فلسفه صدرالمتألهین

    ارکان اصلی فلسفه ملاصدرا ابتکار خود اوست که یا در کتب پیشینیان اعم از فلاسفه و عرفا طرح نشده و یا طرح شده، ولی به صورت منفی یعنی مردود شناخته شده و صدرالمتألهین این گونه مسایل را اثبات کرده است و یا در کتب عرفانی مطرح بوده و به عنوان مسأله ای فوق استدلال، تلقی می شده و صدرا برای آن مبنای فلسفی استوار و متقنی بیان کرده است.(400)
    ارکان اصلی حکمت متعالیه صدرالمتألهین عبارتند از:
    الف: «وجود» اصیل و «ماهیت» اعتباری است؛ یعنی واقعیت عینی خارج از ذهن، مصداق واقعی مفهوم وجود است و مفهوم ماهوی تنها از حدود آن واقعیت حکایت می کند و برای آن اعتبار می شود و چنین نیست که واقعیت عینی، مصداق واقعی مفهوم ماهوی باشد و وجود بالعرض اعتبار شود و بر آن حمل گردد.
    این مسأله هیچگاه پیش از صدرالمتألهین به صورت مسأله مستقلّی مطرح نبوده است. هر چند فلاسفه، گذشته برخی از مسایل فلسفی را به گونه ای طرح کرده اند که یا با گرایش به «اصالة الوجود» و یا با گرایش به «اصالة الماهیه» سازگار است، همان طور که در تمایز فلسفه مشّاء از فلسفه اشراق، اشاره شد.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  8. Top | #187

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ب: وحدت در عین کثرت؛ به این معنا که موجودات عینی، هم در اصل وجود، وحدت و اشتراکی با یکدیگر دارند و هم تفاوت و تمایزی؛ یعنی همان حقیقت واحد، دارای مراتب است و ما به الاشتراک عین، ما به الامتیاز است. مانند نور در نور شدید و ضعیف که در عین اینکه ما به الاشتراک است؛ ما به الامتیاز نیز هست.
    «کثرت وجود» دو صورت است، اوّل: کثرت طولی یا کثرت علّی و معلولی؛ یعنی کثرت و تمایز علت از معلول و معلول از علت به کمال و نقص است و هر یک در مرتبه ای از مراتب وجود به صورت خاصی جلوه گر می شوند که نسبت به مرتبه دیگر، شدیدتر یا ضعیفتر است.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  9. Top | #188

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عالی ترین مرتبه وجوددرسلسله طولی علل و معلولات، «واجب تعالی» است که کمال محض است و هیچ نقص و حدی ندارد و صرف فعلیت است. و پائین ترین مراتب وجود؛ «مرتبه مادّه اولی» است که از هر جهت، ناقص و بالقوه است و تنها فعلیتی که دارد، فعلیت قوه بودن است، در میان این دوکه دردو سرسلسله وجودات واقعند،مراتبی است که به حسب نظر عقل از کمال و نقص و از قوه و فعلیت مؤلفند و هر چه بالاتر برویم، فعلیت و کمال بیشتر و هر چه پائین تر نزول کنیم، قوّه و نقص افزونتر می باشد.(401)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  10. Top | #189

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    دوّم: «کثرت عرضی» یعنی هر وجود در ذات خودش از وجود دیگری در همان مرتبه متمایز است. برخی از این کثرت به «کثرت به تبع ماهیات» تعبیر کرده اند و گفته اند در عالم جسم و جسمانی وجود جماد، نبات، حیوان و انسان همه در اصل حقیقت وجود یکی است ولی به واسطه اضافه به ماهیات، متعدد و متکثر شده اند(402) ولی صدرالمتألهین براساس اصالة الوجود این تعبیر را نمی پسندد و با بهره گیری از آیه:«اَنْزَلَ مِنَ السَّماء ماءً فَسالَتْ اَوْ دِیَةٌ بِقَدرها فاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبْداًرابیاً...»(403) می گوید: آبی که از آسمان می آید و یک سیل در حالت وحدت به وجود می آید، در وادیها و رودخانه ها به قدر وجود آنها، تکثیر می یابد، بنابراین، کثرت عرضی نیز به وجود است.
    ج: «وجود معلول عین ربط به وجود علت است و ملاک نیاز معلول به علت،فقر و نیاز وجودی» است. بنابراین، معلولیت و وابستگی معلول، ذاتی وجود آن است و وجود معلول، عین تعلق و وابستگی به علت هستی بخش است و جعل علت به وجود معلول تعلق می گیرد نه به ماهیّت، روی این بیان، نیازمند و نیاز یکی است و معلول تشأن و جلوه علت است و از خود استقلالی ندارد.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  11. Top | #190

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    د: همانطور که اعراض و اوصاف اشیای مادی تغییر تدریجی و حرکت دارند، خود اشیای مادی نیز، چنین اند. به عبارت دیگر: سیلان و حرکت، هم در وجود عرض و هم در وجود جوهر است؛ زیرا هر موجود جسمانی، دارای بُعد و امتداد گذراست و اجزای گسترده در بستر زمان دارد که قابل اجتماع نیستند(404). و این اختصاص به عرض ندارد بلکه امکان ندارد عرض که معلول و پرتوی از وجود جوهر است، حرکت کند بدون اینکه جوهر آن حرکت کرده باشد. بنابراین، همه چیز در جهان طبیعت، دایماً به وجود می آید و فانی می شود، عالم یک حدوث مستمر است و یک جریان دایم که متحرک و حرکت عین همند.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 9151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi