صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 53

موضوع: نینوای عشق و عرفان

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    در رثای حضرت حسین بن علی علیه السلام

    نام حسین چو می برند حزن دلم فزون شود از غم کربلای او دجله چو شطّ خون شود
    یاد شهادت حسین بر دلم آتش افکند آه درون سینه ام بر همه آتش افکند
    یاد غریبی تو چون این دل بی نوا کند گریه و ناله هر دمی از غم نینوا کند
    یاد گلوی اصغرت غرق بخون اکبرت قاسم و عون و جعفرت دست جدا برادرت
    بی سر و بی کفن چرا پیکر پاک اطهرت آه از آندمی که شد بر سر نیزه ها سرت
    سر به کجاوه بشکند زینبِ دختر علی چون که بدید ماه را بر سر نیزه منجلی
    تا که برأس نیزه ها سوره هل اتی کنی سرّ انالحق است این آنکه تو بر ملا کنی







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند






  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مناجات گونه ای در محضر حضرت رقیه علیهاالسلام در حرم شریفش


    دختر شاه تشنگان سلام بر سرای تو بوی حسین می دهد مرقد باصفای تو
    رقیه سه ساله ای قرین و حزن و ناله ای شهیده خرابه ای تمامِ جان فدای تو
    زخواب خود بگو مرا چه خواب دیدی و که را که بابت آمد از سفر طبیب دردهای تو؟
    چو جانگداز ناله ات برون شد از خرابه ات به سر دویدنی به پا حسین با وفای تو
    بگو ببینم ای گُلَم که بابت آمد از سفر؟ از آن زبان پُر شکر شنید قصّه های تو
    چه راز دل بگفتی و ز رنجهای این سفر ز غربت و اسیری و تمام غُصّه های تو
    بضرب تازیانه ای تو از شتر فتاده ای تمام کوه و دشت و برّ شنیده ناله های تو
    ز خاطرات عشق گو که عمّه از برای تو ز مهر و عشق بابِ تو کشید خار پای تو
    عزیز دل بگو مرا که روی نیلیت چه شد تن کبود و زخم دل بمیرم از برای تو
    تو دخت نازدانه حسینی و چو لاله ای چو غنچه نا شکفته ای فدای آن صفای تو
    سَرِ حسینِ چون قمر گرفتیش تو در بغل رسید موسم وصال و جنّت الّقای تو
    زدی چو بوسه بر لبش لبان تشنه سیر شد زبعد چوب خیزران رسید آن شفای تو
    چو در بغل گرفتیش زهوش رفتی آن زمان چو بلبلی زوصل گُل خموش شد صدای تو
    چنانکه جان عاریت به صاحبش سپردی و فلک به گریه آمد و خلیل در عزای تو
    رقیه جان عنایتی زلطف کن کرامتی خلیل را ضیافتی به نزد باب خویش کن
    قضاء نما تو حاجتم تمام کن سعادتم زکربلا زیارتی نصیب این پریش کن







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مولودیه حضرت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله

    به مکه ختم رسل ز غیب شد آشکار مظهر ذات حبیب ظهور پروردگار
    طلوع خورشید عشق نور همه انبیاء به طور عبداللّه و آمنه خوش تبار
    این گل بوطالب است مطلب هر طالب است بر همگان غالب است معجز او بی شمار
    به روز مولود عشق جمله بتان سرنگون به رو فتادند چون خدای شد آشکار (34)
    آدمیان خرّمند جنّ و ملک دف زنند غلغله در عالم است نیست کسی در خمار
    به خمر عشقش خمیر جمله وجودات بین به یمن مولود او در طرب آمد بهار
    روح همه انبیا مست از این باده شد موصل پیغمبران به ساحت قدس یار
    آدم و نوح و خلیل فقیر درگاه او جمله ملائک چنین صف زده در انتظار
    نور وجودش قرین شرع مبینش برین کتاب و قرآن او درس همه روزگار
    هادی هر سالک اوست ماحی هر هالک اوست آیت عظمی عشق بر همه قطب و مدار
    ز حبّ آن مصطفی خاک شود کیمیا هر مس ازین کیمیا طلای صدها عیار
    چو خواست از ربّ عشق مغفرت از بهر خلق نسیمی از رحمتش وعده فترضی نثار (35)
    به روز محشر چو او دم ز شفاعت زند از نمی از رحمتش نار نماند بکار
    پیامبر رحمت اوست خُلق عظیم خداست مبدأ غفران حقّ عفو خداوندگار
    معرفت خاصّ حقّ سهل و میسّر شود از می قرآن او هر که شود بی قرار
    بلال او گر کند یک نظر از روی لطف مشکل ما حل شود ز لطف آن تاجدار
    سرد چو شد بر خلیل آتش نمرودیان آتش نفس و هوی از دم او شد مهار







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مبعث خاتم انبیاء محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله (36)

    صادر اوّل ز ذات بی زوال بود احمد نور پاک ذوالجلال
    بِینِ ماء و طین چو آدم بوده است او نبی اللّه مقدّم بوده است (37)
    اشرف مخلوق ربّ العالمین آن چهل ساله نگار نازنین
    در میان اوّلین و آخرین یافت او را حقتعالی اینچنین
    قلب او را بهترین قلبها عاشق و خاشعترین قلبها
    دل مطیع و اوسع اندر ظرفیت منشرح آن سینه با عافیت
    روز مبعث طالع از ربّ الفلق دیده اش را نور دیگر داد حقّ
    پس ز ساق عرش تا بالای سر رحمت حقّ متّصل شد سر به سر
    باز شد درها به رویش ز آسمان دید افواج ملائک آن زمان
    بهر تشریفی از آن جانان جان بر زمین آیند بس شادی کنان
    جبرئیل از سوی حقّ پرواز کرد بال و پر بر جمله هستی باز کرد
    حرکتی بر بازوی احمد چنان داد و گفتش یا محمّد هان بخوان
    گفت من ناخوانده ام ای مؤتمن من چه خوانم هان بگو از بهر من
    گفت اقرء باسم ربّک ای عزیز آنکه انسان را بدادستی تمیز (38)
    آنکه انسان را ز خون بسته ساخت پس به تعلیم قلم دادش شناخت
    وحی حقّ را او به گوشش خواند و رفت حالتی خوش از سروشش ماند و رفت
    بار دیگر جبرئیل آمد فرود با هزاران از ملائک با سرود
    کرسی عزّ و کرامت بهر او تاج مخصوص نبوّت بهر او
    تا لوای حمد بر دستش بداد در سجود از نور توحید اوفتاد
    بر جلال خاتم پیغمبران جمله ذرّات زمین و آسمان
    سجده کردند و بگفتند این کلام ای رسولُ اللَّه ز ما بادت سلام
    نعمت عظمای بعثت را ببین که خداوند سماوات و زمین
    هیچ جا منّت ندارد غیر از این جُز لَقَد مَنَّ الَّهشْ بر مؤمنین (39)
    با صداقت گر شوی نعمت شناس شکر این نعمت کنی صدها سپاس
    چون هدف از بعثت آمدای عزیز طبق آیات خدا این چار چیز (40)
    اوّلش یتلو علیهم آیه ها است کان دلیلی بر خدای آیه ها است
    دوّمش امر یزکیهم ز دوست بهر هر کس در سلوک راه اوست
    سوّمین فعل خداوند و نبی هست تعلیم کتاب منجلی
    نور قرآن اوّلین ثقل از خداست چونکه کاملتر، کتاب انبیاست
    چارمش تعلیم نور و حکمت است کان رهاننده تو را از ظلمت است
    پس شنو رمزی دگر را از رسول آنکه حیران گشته از خُلْقَش عقول
    آنکه در وصفش خداوند کریم گفت هستی تو عَلَی خُلْقٍ عظیم
    گفت مبعوثم خدا کرده بر این تا کنم اتمام خُلقِ بهترین (41)
    گر کند آن حقّ ثانی یک نظر می نماند در ضلالت یک بشر
    یا محمّد رحمةً للعالمین کن قبول از این خلیل کمترین






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نام احمد چون رود صلّوا علیه


    نام احمد را احد باشد اساس در احد میمی ز ممکن در تماس
    چون الف گیری ز احمد از حروف می شود حمدِ خداوندِ رئوف
    گَر دو میم آری بروی حمد نیز پس محمّد صلی الله علیه و آله گردد او بهتر عزیز
    آن محمّد ز آنکه محمودِ خداست موردِ حمدِ تمام انبیاست
    میم محمود اَر رَوَد گردد حَمود بس که او حمدِ خدا را می نمود
    پس محمّد،احمد و حمد و حمود مظهر تامِ احد اندر وجود
    معنی حمد و حمید و حامِد اوست مشتقاتِ حمد کلاً نام اوست
    نام احمد چون رود صلّو علیه ذکر او هر جا شود صلّو علیه
    بی نهایت از خدای هست و بود بر جمال احمد و آلش درود
    ای خلیل از روی اخلاص تمام اَمرِ صلّوا را توجّه کن مدام (42)








    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام

    که فرمودند: ندیدم چیزی را الاّ اینکه قبل از او و با او و بعد از او خدا را دیدم.
    ای که خدا با همگان دیده ای فاش تو بر گو که چه سان دیده ای
    هر چه تو دیدی زظهورات نیز قبل و مع و بعد تو آن دیده ای
    یا علی ای مظهر کلّ اِله خود تو بُدی آنکه چنان دیده ای
    عکس فروغی است زروی نگار آنکه تو در کلّ جهان دیده ای
    فاش کن این سرّ نهان یا علی وحدت حقّ را که عیان دیده ای
    آینه شد بهر تو این کائنات عکس رخ خویش در آن دیده ای
    هیچ نگنجد به زمان و مکان آنکه تو در فوق زمان دیده ای
    مست چو گشتی زجمال حبیب خالق این کون و مکان دیده ای
    چشم دل ما تو چنان باز کن تا که ببینیم هر آن دیده ای
    از دل ما محو نما غیر هو نقش نما آنچه زجان دیده ای
    بت شکن اَر بود خلیل از تو دید آنچه تو در محو بتان دیده ای







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مولودیه در مدح امیرالمؤمنین علی علیه السلام

    علی آمد علی آمد امام عشق و دین آمد بده ساقی می باقی که یار مه جبین آمد
    بزن مطرب بزن مطرب سرودی فوق مسروری که روح عالم و آدم به وجد از این طنین آمد
    ولی آمد ولی آمد وصی احمد مرسل ز سوی خالق بی چون امام المسلمین آمد
    برون شد مریم از بیت المقدس وقت زائیدن ولی بر فاطمه بنت اسد دعوت چنین آمد
    که وارد شو به بیت اللّه با عزّت به مهمانی (43) که صاحب خانه این نوزاد و از عرش برین آمد
    مشرّف از قدومش کعبه شد آن قبله عالم به یمن مولِد پاکش چنین فخر زمین آمد
    جهان پر مشک و عنبر شد دماغ جان معطّر شد نسیم صبح میلادش چو عطر یاسمین آمد
    می وحدت فراوان شد سلوک عشق آسان شد چو باب علم احمد نور قطب العارفین آمد (44)
    جهان غرق محبّت شد ز عشقش نور باران شد نهاد حبّ تولّد شد علی عشق آفرین آمد
    علی اکسیر حبّش سیئات نفس را زائل به میزان خیرِ اعدائش گُنَه در یوم دین آمد (45)
    چو میلاد حقایق شد که روشن بر خلایق شد شروع از این دقایق شد شه ملک یقین آمد
    نفاق و شرک ویران شد درخت کفر بی جان شد امیری کو بر آرد صد دمار از مشرکین آمد
    زمان بدسرشتیها شب تاریک زشتیها برفتند آن پلشتیها که یار نازنین آمد
    سرود و رمز جاء الحق سماع اندر ملائک شد که باطل محو و زاهق شد امام المتّقین آمد (46)
    وجودش ممکن امّا وصف اولا ممکن از این رو که درکش برتر از وصف و علی نامش از این آمد
    چو اقضاکم علی، فرمود خاتم بهر تأییدش به کرسِی قضاوت در عمل او بهترین آمد
    ز انفاقش ببین اعدا عَدُوّ او چه می گوید چنین مدحی از او از قول اوّل غاصبین آمد
    علی گر مالک بیتی طلا بیتی ز که باشد طلا اوّل ببخشد کهْ به بخشش بعد از این آمد (47)
    عبادت را بیان از قول زین العابدین جویم که فرمود او علی جدّم امام العابدین آمد
    به گیتی ازهد او باشد خدا را اعبد او باشد به میدان اشجع او باشد به کفر اندر کمین آمد
    شه ملک ولایت او امیر هر هدایت او که تاج انّما بر سر امیرالمؤمنین آمد (48)
    خلیل از ساقی کوثر گرفت این جام نوشین را که مست باده حیدر چو صد خلدبرین آمد








    ویرایش توسط سمن بویان* خادمه اباصالح المهدی(عج)* : 12-09-2019 در ساعت 20:14
    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    شرح جریان غدیر خم از روایات متواتر شیعه و سنّی


    از دو صد آیه فزون قبل از غدیر نازل آمد بر ولایت در امیر
    لیک با تفسیر احمد صلی الله علیه و آله انحصار بر علی بُد منطبق با صد عیار
    بارها اصل ولایت را رسول کرده مطرح نزد هر صاحب عقول
    کلّ احکام خدا بی کم و کاست کرده بود ابلاغ آثارش گواست
    امر خاص و تازه آمد از خدای بر رسولش تا که برخیزد زجای
    خلق را گوید علی از بعد من بر شما باشد ولی ذوالمنن
    آیه آمد از خدای لم یلد امر در ابلاغ با تأکید و جدّ
    داشت حقّ این امر را تأکید چون محتوای آیه بُد تهدید گون
    هرگزش تهیدید مطلق نامده جز در این مورد که از حقّ آمده
    گر تو این تبلیغ را ناکرده ای پس رسالت را بجا ناورده ای
    هان معرّف شو علی را از اساس حق تو را حافظ بود از شرّ ناس
    بالصّراحه خواست حقّ باشد علی خلق و شرعش را ولی بعد از نبی
    امر آمد از خدا با ذکر نام بر وصایت بر ولایت بر امام
    با صراحت نام زیبای علی آمد اندر وحی منزل بر نبی
    داشت در تکوین ولایت آن امیر والی تشریع شد روز غدیر
    حال بشنو اصل مطلب از غدیر از زبان راویان بس خبیر
    نزد کلّ راویان از مسلمین ثابت و واقع غدیر آن روز دین
    راویان از شیعه و سنّی همه معتبر اندر خبر نه از واهمه
    با تواتر نقل مطلب کرده اند بارها نقل مرتّب کرده اند
    این قضیه منحصر باشد به خود از روایت گویم این را نی زخود
    خاتم پیغمبران از روی جان طرح مطلب کرده با بهتر بیان
    هر زمان ابلاغ حکمی می نمود جمعیت از ده هزار افزون نبود
    منحصر شد این نمایش در غدیر از لحاظ جمعیت بُد بس کثیر
    مجتمع در آن همایش چون شدند در عدد از صد هزار افزون شدند
    در بیابان خاتم پیغمبران ساخت منبر از جهاز اشتران
    بر فراز آمد به همراه علی گشت جانها از فروغش منجلی
    شکر ایزد را بیاورد او بجای از پس تهلیل و تسبیح خدای
    پرده را برداشت از راز نهفت پس مخاطب ساخت مردم را وگفت
    گفت آیا من نیم اولی به حق از شما بر نفستان من از سبق
    خلق گفتند ای رسول خاتمین هان توئی مولای ما در شرع و دین
    جان و مال و عرض و راه و رسَمِمان تحت فرمان تو باشد هر زمان
    دست خاتم با علی شد بر سما تا که بیند خلق او را بر ملا
    گفت هر کس را که من مولاستم بر امورش از خودش اولاستم
    این علی باشد بحق مولای او هم امام دین و هم دنیای او
    هر چه من دارم به جز پیغمبری این علی دارد خصوصا رهبری
    در خلافت بعد من این حیدر است بر شما میر و امام و سرور است
    خواست از حق او به آواز جلی والِ مَن والاه از بهر علی
    عادِ مَن عاداه ایضا خواست او تا جدا گردد محبّش از عدو
    کرد مطلب واضح اندر آن نشست راه تعبیرات و تفسیرات بست
    ای مسلمانان مبارک بادتان بعد پیغمبر علی مولایتان
    آیه الیوم اکملتُ لَکم دینکم آمد برای کلّکم
    این ندا از عرش اعلی چون رسید دینتان کامل شد از ربّ مجید
    قول قرآن و تواتر شد دلیل منبع گفتار و اشعار خلیل







    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    غدیریه در مدح امیرمؤمنان علی علیه السلام


    (حامل اسرار توحید حبیب شد امیر عشق و ایمان و لبیب)(49)
    مظهر غیب الغیوب آن شاه بُد شد ولی اعظم ربّ مجیب
    شرط ابلاغ رسالت(50)مرتضی مصطفی را حبّ و محبوب و حبیب
    مصحف ناطق به از قرآن بود مؤمنین را گشت او یکتا خطیب
    اقرب از حبل الورید و عروه اوست تا نماید عشق و ایمان را نصیب
    بحر عشق و مخزن اسرار حقّ عاشقان را درد و درمان و طبیب
    باب علم احمد(51) و عشق احد شد هویدا آن امیر بی رقیب
    مظهر کلّ صفات لم یزل آن علی عالی آن والا نسب
    دل گواهی می دهد عشق او بود چون ز اسمش نغمه آید ز عندلیب
    صد خلیل از عشق او قربان کنند صد چو اسماعیل در راه حبیب






    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 2009
    شماره عضویت
    9367
    نوشته
    17,194
    صلوات
    542
    دلنوشته
    5
    اللهم صل علی محمد و آل محمد
    تشکر
    12,723
    مورد تشکر
    14,521 در 5,424
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مولودیة حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا علیهاالسلام


    آنچه در لفظ نیاید حسنات زهرا آنچه پایان نپذیرد برکات زهرا
    نور محبوب نمایان شده از زهره عشق روز میلاد ولا باجلوات زهرا
    هم نبودست و نیاید به جهان مولودی که بود جمع در او اسم و صفات زهرا
    کوثر عشق چو آمد به وجود از اب عشق نسل جاوید پیمبر ز حیات زهرا(52)
    علّت خلقت ختم رسل و نور علی علیه السلام به حدیث آمده قدسیش که ذات زهرا(53)
    ای عجب امّ ابیها شده مام حسنین دو گل زینب و کلثوم بنات زهرا
    هل اتی نازل بر بیت شریفش باشد فائض هر دو جهان شد نعمات زهرا(54)
    ساقیا باده به پیمای ز شادی امشب که رسیدست شرابی ز زکات زهرا
    مطربا ساز کن آن نغمه داوودی را بلبل مست بخوان از نغمات زهرا
    خطبه چون خواند به مسجد به دفاع از مولا همه در حیرت از آن صبر و ثبات زهرا(55)
    روز محشر چو به فردوس قدم بگذارد اهل محشر ز جمالش همه مات زهرا
    به شفاعت چو زند دم به قیامت بانو غم نباشد به خلیلش ز برات زهرا




    امضاء
    سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
    پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند
    در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند





صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi