IMG_20240507_223755_946.jpg
ریشه شناسی نام روستای پوش-تووان (نام تحریف شده آن پسکوهان است)
✍ معراج اکرادی
در دانشگاه که بودیم یک پوش تووانی نیز بود و وقتی کسی یا مسئولی نام روستایش را می پرسید رنگ از چهره اش می پرید چون نام تحریف شده اش پس کوهان یا همان پشت کوهی در فارسی مفهوم خوبی نمی رساند.
در ایران چند زبانه اگر تنها زبان تخصصی یک لغت شناس فارسی باشد آنگاه از نظر علوم شناختی هیچ گاه محقق خوبی نخواهد شد چون کسی که تنها ابزارش چکش باشد همه چیز را میخ می بیند.
اگر روستای پوش-تووان در استان فارس بود آنگاه باید در مرحله اول به زبان دری یا فهلویات رجوع می کردیم و در نهایت می گفتیم یا از پشت ایوان می آید یا پشته ی وان یا هر چیز دیگر. اگر در عربستان، بلوچستان یا کوردستان بود جور دیگری باید شروع می کردیم. روستای پوش-تووان در استان زنجان تورک نشین است، بنابراین بر طبق اصول سه گانه ( پیوستگی تاریخی، عدم زمان پریشی در شیوه زیستن، روش علمی استخراج قاعده از اکثریت نه استثنا) ابتدا و منطقا باید به زبان تورکی رجوع کنیم. به عبارت دیگر احتمال ریشه شناسی تورکی محور از وزن بیشتری نسبت به باقی زبان ها در استان زنجان دارد. در زبان تورکی دیگر پسوند "وان" به معنای نگهبان موجود در فهلویات نیست بلکه پسوندی است که اگر به فعل اضافه شود آنگاه آن را به اسم تبدیل می کند مانند ماق و مک. در تورکی دیگر قالاجیق معنای مشخصی دارد و قلعه جوق نمی شود. زبان های همسایه باهم مبادلاتی داشته و دارند از این رو هزاران کلمه تورکی در فارسی و بالعکس وجود دارد. مثلا احتمالا پسوند " اوا" در مانداوا یا ماداوا از فارسی"آباد" به تورکی داخل شده است ولی ما روستاهایی که در محاوره آبات بگوییم نیز داریم مانند خالق آبات، حسین آبات. بنابراین احتمالا ریشه "اوا" را نیز باید در جاهای دیگری جستجو کرد. برگردیم به پوش-تووان. در جلد دوم صفحه 113کتاب سترگ چهار جلدی دیوان الغات تورک تالیف محمود کاشغری انتشار یافته در باکو سال 2006 داریم : بسردی(pusardı)، کوک بسردی. یعنی آسمان مه آلود شد یا آسمان ابرآلود شد. چون این کتاب برای آشنایی عرب ها با تورکی نوشته شده است پ تبدیل به ب شده است. اکنون نیز در شیوه های مختلف تورکی pus / puş (پوش) داریم. در تورکی باستان pus و puş در معناهای دیگری چون حیات، جان و روح نیز استفاده شده است. پوس / پوش در تورکی های چوواش، آناتولی،تاتار ، قیپچاق و... مورد استفاده است(قیپچاق تورکجه سی سوزلوگو، 2000، ص 216). به جز دوم لغت در پوش-تووان می رسیم. حرف "د" در تورکی ما به شکل "ت" در باستان ضبط شده است مثلا داش را تاش می گفته اند. همچنین حرف "غ" گاها وقتی به محاوره تبدیل بشود و بین حروف صدادار خاص باشد آنگاه "و" تلفظ می شود. برای مثال سوغوک را سوووک|سوووق می گویند. بنابراین تووان شکل محاوره ی توغان یا به تورکی امروزی دوغان است. تا اینجا داریم: پوش دوغان -> پوش توغان -> پوش تووان.
توغان/ دوغان در تورکی دو معنا دارد. 1. نام پرنده ایست شکاری(به خاطر خصوصیات این پرنده، به جوانمرد در تورکی دوغان نیز می گویند) . 2. زایا، زادن
پوش-تووان که شکل معیار و نوشتاری آن پوش دوغان است به معنای محلی است که مه یا حیات تولید می کند. به طور خلاصه دو معنی برای آن قابل تصور است.
1.محل مه آلود(در دامنه کوه قرار دارد)
2. محل حیات بخش
وقتی پوش تووان چنین معانی زیبایی دارد حیف نیست اسمش چنان زشت تحریف بشود!؟...



نقل قول
