





| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه...
- بخشی از زيباييهاي وقايع کربلا:
- ۩●*●۩●*●۩ آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا...
- حی علی العزا *ویژه نامه محرم حسینی*
- ویژه نامه عاشورای حسین |۩ یالثارات الحسین|۩|
- خیمه ی عزا{ویژه نامه مخصوص عزاداری کودکان...
- ای اشک کجایی که غم از راه رسید{{ویژه نامه...
- ویژه نامه عاشورای حسینی * قیام سرخ عاشورا*
- ۩~*~۩ در مسلخ عشق جزنکو را نکشند..{ویژه نامه...
- ویژه نامه عاشورایی 93






| ❤ |
![]()
تاسوعا یعنی عباسِ علی.
عشقِ عباس به مولایش فقط حسی برادرانه نبود
عشقی خدایی بود.
تاسوعا! چه دیر می گذری!
یارانِ عاشق تاب ندارند، کمر خمیده ی حسین را
پس از عباس نظاره گر باشند و اشک و آه زینب را ببینند
و فغان کودکان و طفلان را بشنوند.
عباس عاشق ترینِ یاران، به حسین بود و عجب نیست
که نام تاسوعا با نام او عجین است.
امروز، از سوی دشمن برای یارانِ حسین امان نامه می آید
و امشب حسین به یارانش می فرماید
تا دیر نشده جان خود را برداشته
و به سلامت از این دشت بیرون روید.
اما یارانش بی صبرانه به انتظار شهادت،
لحظه شماری می کنند
و خنده ی شیرین حسین، نشانه ی رضایت اوست
که به چنین اصحابی می بالد.
یاران، چه مشتاق به فردا می نگرند
و اهل خود را به صبر و اطاعت خدا می خوانند
و دست نوازش بر سر طفلان خویش می کشند
چرا که خوب می دانند تاسوعا مقدمه ای است
برای عاشورا چنان که نبرد عباس مقدمه ای بود برای رزم حسین.
تاسوعا! می بینی بچه ها چقدر مضطربند؟!
شاید می دانند که امروز آخرین نگاه های پدران خویش را می بینند
و درگرمای آغوش آنان طعم محبت را می چشند.
سکینه، بارها و بارها به آغوش پدر پناه می برد
و رقیه از دامان حسین جدا نمی شود
و زینب چه حرف ها که از برادر نمی شنود
و می داند که باید صبور باشد،
چنان که مادر به او گفته بود و پدر به او سپرده بود
و حسین بارها برایش همه چیز را تفسیر کرده بود.
آری! تاسوعا یعنی عشق
و عشق یعنی عباس علی.
الهام موگویی
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
خبر پیچید که سقا به هم پیچید
کنار خیمه ها آقا به هم پیچید
قمر افتاد و پشتش آفتاب افتاد
همین جا بود عاشورا به هم پیچید
سرش از سر بلندي بود،بالا بود
عمود آن قدرها زد تا به هم پیچید
نه،این مال زمین افتادن او نیست
دو چشمانش همان بالا به هم پیچید
نمی شد با عبا حتی تکانش داد
زبسکه آن قد و بالا به هم پیچید
تمام اتفاقاتی که انجامید
همه یکجا شد و یکجا به هم پیچید
چو آن ثقل عظیم افتاد روي خاك
تمام خاك آن صحرا به هم پیچید
هزاران چشم خیره-خیره تر می شد
بساط دختر زهرا به هم پیچید
زخیمه دختري فریاد زد:بابا......
بیا که معجر زنها به هم پیچید!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
تو روزی نیستی مثل تمام روزهای خدا که خورشید از میانِ دستانِ
سپیده مشرق شکوفه بزند و در سرخی سینه آرامش مغرب ناپدید شود.
تو روزی نیستی که آفتاب، نگاه هر روزه اش را به زمین بدوزد
و بی تفاوت از سر هر بودنی عبور کند.
تو روزی نیستی که آب، حال خودش را به دست
رود بسپارد و تنها به رفتن فکر کند.
تو روزی نیستی که زمان، از هر اتفاقی که می افتد،
در آن متعجب نشود و همه لحظه هایش را به یک چشم ببیند.
تو روزی معمولی نیستی؛ روزی هستی که روز واقعه
را در میان گرفته ای و به پیشواز حادثه می روی.
تو روزی هستی که عَزمت را جزم کرده ای
تا به قله های تاریخ نزدیک شوی.
تو روزِ ماقبل عاشورایی؛ روز تاسوعایی.
سیدحسین ذاکرزاده
![]()
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 03-07-2025 در ساعت 22:27
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
تمام دنیا دستهایت را میشناسند.
تو را همه با دستهایت میشناسند.
دستهایی که دستان خداست
و از آستین رشادت و شهادت و مهر تو بیرون آمده.
همان دستهایی که دستان پر سخاوت دریاست
و تمام آبهای دنیا را شرمنده خویش کرده است.
دستهای تو را نمیشود نادیده گرفت؛
چون دستان خدا فراتر از همه دستهاست.
هر که با دستهای تو بیعت کند،
دستان خدا را در آغوش گرفته... .
دستهایت، آیینه دستان پر پینه مردی است
که تمام هستی در دست ولایت اوست.
مردی که سالیان سال نان بینوایان را بر دوش میگرفت
و بر در خانههای شان میبرد و سفرههایشان را نمک گیر خویش میکرد.
تو فرزند دستهای حیدرى. مردی که ذوالفقار را در دست داشت،
ولی هرگز دانه جوی را به ستم از دهان موری باز نگرفت.
پس از دستان او که نانآور خاک بود،
دستهای تو آبآور زمین شدند. دستان تو ساقی روزگارند.
دستهایت، برکت عشق را در سفرههای عاشقان مینهند.
اینک نان و خرما نه، که از تو آب حیات میطلبیم،
آب مراد... . از تو عافیت میخواهیم.
از دستهای توانگرت، سعادت میخواهیم ای مرد!
کاش دستهای تو تمام ابرهای سیاه ستم را از آسمان دنیا فراری دهند.
کاش دستهایت به یاری انسان برخیزد
و او را وارث صلح و آشتی کند.
سودابه مهیجى
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
یک روز تا وصال، تا اسارت و تازیانه و غربت باقی است.
یک روز تا تقسیم حسین ع) میان زمین و آسمان، تا بوسه تیر
بر مشک، تا گلخنده حلقوم اصغر و تا وداع آخرین حسین ع) باقی است.
یک روز تا غروب غمناک تنهایی زینب، تا ضجّه های یتیمانه کودکان
سرگشته، تا بازگشت ذوالجناح شرمسار بی سوار با زینی
واژگون و تا حریق جگرسوز خیمه ها
یک روز تا قهقهه مستانه پیش قراولان قساوت و طلایه داران
ظلمت و جنایت باقی است؛ یک روز که همه فرداست؛
همه زمان و قاموس بزرگ قیام.
تاسوعا؛ مقدمه عشق، دیباچه شرف، مدخل ایثار و
ورودگاه خون و حماسه و اشک است.
در تاسوعا, از حنجره های خشک عطش زده،
تنها واژه وداع می گذرد.
تاسوعا، صور اسرافیل دل هاست و بیدارباش جان های
خفته و الگوی حق پویان جست وجوگر.
تاسوعا، روز نمایش الفت و صدق، همت و عشق، پایمردی
و رادی و فداکاری و پاک بازی است و تاسوعاییان، عاشوراییان فردایند؛
آنان که در شب حادثه، گریزگاه نمی جویند
و عاشورای عزت را به عافیت ذلت نمی فروشند.
محمدرضا سنگری
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
![]()
منشور وفا
هرچند جداست دست عباس
دستان خداست دست عباس
از بس که غریب مانده زینب
مشغول دعاست دست عباس
از پیکر اگر جدا فتاده
در بحر بلاست دست عباس
افتاده ز اسب، ماه زهرا
ای وای! کجاست دست عباس؟
قرآن فتاده بر زمین است
آیات شفاست دست عباس
ای اهل حرم قرار گیرید!
دنبال شماست دست عباس
دستان سخاوت خداوند
ارکان سخاست دست عباس
بر سینه آب، دست رد زد
منشور وفاست دست عباس
دست ادبش به سینه دارد
دریای حیاست دست عباس
مهدی، بطلب ظهور خود را
تا رو به سماست دست عباس
حبیب الله معصوم
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
تاسوعا یعنی عباسِ علی. عشقِ عباس به مولایش فقط
حسی برادرانه نبود عشقی خدایی بود.
تاسوعا! چه دیر می گذری!
یارانِ عاشق تاب ندارند، کمر خمیده ی حسین را
پس از عباس نظاره گر باشند و اشک و آه زینب را
ببینند و فغان کودکان و طفلان را بشنوند.
عباس عاشق ترینِ یاران، به حسین بود و عجب نیست
که نام تاسوعا با نام او عجین است.
امروز، از سوی دشمن برای یارانِ حسین امان نامه می آید
و امشب حسین به یارانش می فرماید تا دیر نشده جان خود را
برداشته و به سلامت از این دشت بیرون روید.
اما یارانش بی صبرانه به انتظار شهادت،لحظه شماری می کنند
و خنده ی شیرین حسین، نشانه ی رضایت اوست
که به چنین اصحابی می بالد.
یاران، چه مشتاق به فردا می نگرند
و اهل خود را به صبر و اطاعت خدا می خوانند
و دست نوازش بر سر طفلان خویش می کشند
چرا که خوب می دانند تاسوعا مقدمه ای است
برای عاشورا چنان که نبرد عباس مقدمه ای بود برای رزم حسین.
تاسوعا! می بینی بچه ها چقدر مضطربند؟!
شاید می دانند که امروز آخرین نگاه های پدران خویش را می بینند
و درگرمای آغوش آنان طعم محبت را می چشند.
سکینه، بارها و بارها به آغوش پدر پناه می برد
و رقیه از دامان حسین جدا نمی شود
و زینب چه حرف ها که از برادر نمی شنود
و می داند که باید صبور باشد،
چنان که مادر به او گفته بود و پدر به او سپرده بود
و حسین بارها برایش همه چیز را تفسیر کرده بود.
آری! تاسوعا یعنی عشق
و عشق یعنی عباس علی.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 02-07-2025 در ساعت 02:49
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
«عموی آبها»
دستت را بردار و پشتوانه دریاها کن تا بر موجها بیاشوبند و
شجاعتت را به پیشانی صخره ها بکوبند.
دستت را بردار و پشتوانه مردانی کن که شجاعت
را از ظهر دستان تو به ارث برده اند.
آه، عموی آبهای دنیا!
دهان خشکت را بر لبان اقیانوسها بگذار، تا سیرابشان کنی از
آنچه نتوانستی به سه ساله هایی چشم به راه، بنوشانی.
آبها زمانی طراوت گرفتند که تو یک مشت آب را از آستانه لبانت
پائین آورده، بر زمین ریختی. بعد از این، هرکه مشتی آب
بر میدارد، بوی دستان تو سیرابش میکند.
که میدانست اینچنین سر به صخره کوبیدن آبها، زمزمه
عاشقانه هایی است که یک روز تو در گوش موجها نجوا کردی.
دریاها نمیتوانند ببینند تو در مقابل نیلوفرانت، شرمنده قطره ها باشی
که در چشمهایشان عموعمو میکند. مید انم دستهایت توان نداشتند، وگرنه
خارها را دانه دانه از پای گلهایت در میآوردی.
چشمهایت هنوز آرزو دارند که فرش راهی شوند که
نازدانه هایت پابرهنه از آن میگذرند.
زانو نزن، بگذار تا جان در رگهایت جاری است، ایستاده باشی؛
قامتت، ستونی است امید حسین را؛ ستونی است استوار.
زانو نزن تا دشمنان، هلهله زانو زدنت را به گور ببرند.
آه، دوباره صدای توست که در بیابانهای نینوا پیچیده است
و هنوز بوی عشق میدهد.
قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم
و خدا خواست که بی دست و سر آغاز کنم
سربلندی، از شانه های تو وام میگیرد.
لبخند نازنین! دستی که از شانه های تو افتاده، سالهاست در هیأت
قلمی به پا خاسته که افتادنش را هزاران یزید، به گور برده اند.
به راستی عَلَمت را بر کدامین قله به اهتزاز درآوردی که بعد از سالها،
هنوز تمام کوههای عالم به این بیرق همیشه سرخ، سوگند میخورند؟
علی سعادت شایسته
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
برادر حسین، تاسوعا که می آید، دل هایمان اذن ورود می گیرند
تا جایی میان بین الحرمین، نوحه تو را سردهند.
علمدارحسین، تاسوعا که می آید، دل از دست مان می رود
. لحظه ای نیست که تصویر دست های بریده و مشک پاره
از پرده چشمان مان کنار رود.
لحظه ای نیست که نوای «یا اخا ادرِک اخاک» به گوش مان نرسد،
و نجوای مظلومانه«انکسَر ظَهری» پشت مان را نلرزاند.
ماه بنی هاشم، امشب همان شبی است که تا صبح،
زمین کربلا از ردّ گام هایت نور باران می گردد؛
همان شبی که از طنین قدم های استوارت، دل «سکینه»
قرص می شود و «رقیه» آسوده به خواب می رود؛
همان شبی که مناجات تو در گوش اهل آسمان پیچید؛
وقتی از خدا، روسپیدی پسران امّ البنین را در
وفاداری به پسر فاطمه خواستی؛
همان شب پربرکتی که با برادرانت عهد کردید پیشتاز میدان
باشید و مایه دلگرمی اهل بیت حسین علیه السلام.
آری، امشب همان شب است؛
شبی که ماه از دیدن روی قمر بنی هاشم سیر نمی شود؛
درست مثل فرشتگانی که برای تبرّک، بر بازوان
ستبرش بوسه می زنند.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)