واژه تفسير فقط یک بار در قرآن آمده است: (وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا)(2) ومشرکان هیچ مثلی برای تو نیاوردند مگر این که ما پاسخ درستی برای تو بیاوریم با بهترین تفسیر) کلمه تفسیر در این آیه به معنای ایضاح و توضیح و تبیین استعمال شده است. تفسیر یعنی توضیح مراد خداوند از آن چه در کتابش نوشته شده است. به عبارت دیگر تفسیر بیان معانی آیات قرآن و کشف مقاصد آن و مدلولهای آن است به قدر طاقت بشری و این نوع تفسیر از عصر نزول قرآن مجید آغاز شد. در تفسیر حکم به ظن و استحسان و بر چیزی که به دلیل عقلی و یا از طریق شرع ثابت نشده باشد جایز نیست و حرام است چیزی را به خدا اسناد داد مگر با اجازه خود او. روایات بسیاری در نهی به حکم کردن در مورد چیزی که درباره آن علم نداریم وجود دارد و نیز در مورد تفسیر به رأی که از طریق یهود و نصاریگرفته شده است. بنابراین تفسیر هیچیک از مفسرین ولو مذهب او مورد قبول باشد اگر رأی خود مفسر است معتبر نیست زیرا ممکن است در تفسیر تبعیت از ظن نموده باشد. مفسر بایدیا از ظواهری که از متن عربی صحيح فهمیده می شود تبعیت نماید و یا از آن چه عقل فطری صحیح حکم می کند استفاده نماید که به آن برهان داخلی گویند و یا به گفتار پیغمبر و آن چه ثابت شده است که مأثور از معصومین است استناد کند که به آن حجت و دلیل خارجی برای قرآن گویند زیرا آنان در دین از مراجع هستند و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وصیت نموده است به آنان تمسک کنیم. تفسیر با ظواهر قرآن صحیح است و ظواهر آن حجت می باشد. خداوند در قرآن در آیات زیادی از جمله: (27 زمر، 1920195 شعراء 137 آل عمران و 58 دخان)
مردم را به تفکر و تدبیر در آیات قرآن امر فرموده است.(3)



نقل قول
