سابقه ی تاریخی
ژاپن بسیار دیرتر از کشورهای آسیائی ، آفریقائی و اروپائی با اسلام آشنا شد.
به همین دلیل برای شناختن سیر تاریخی این روابط ، لازم است که به مطالعه تاریخ اسلام در ژاپن در چند دوره پرداخته شود:
تاریخ اسلام در ژاپن ، قبل از دوران امپراتور میجی ( Meiji )
در طول تاریخ دو هزار ساله ی ژاپن ، یکی از برجسته ترین واقعه های تاریخی ، اصلاحات انقلابی میجی در سال 1868 بوده است.
دورانی که قدرت امپراتور از زمین داران زمین داران جنگاور توکوگاوا بازپس گرفته شد.
این مرحله از تاریخ ، نقطه ی عطفی برای این کشور بود ، زیرا به سبب آن ژاپن از دوران ملوک الطوایفی ِ قرون وسطی و نیز انزوای تاریخی اش خارج شده و پا به دنیای جدید گذاشت.
تا قبل از انقلاب میجی ، گزارش ثبت شده ای از ارتباط میان اسلام و ژاپن در دست نیست.
همچنین هیچ جای ِ پای ِ تاریخی نیز از ورود اسلام به ژاپن « از راه تبلیغات مذهبی » وجود ندارد. مگر پاره ای رفت و آمد بین یک ژاپنی و یک عرب مسلمان یا مسلمانی از کشورهای دیگر.
مرحوم پروفسور « هاجیمه کُبا یاشی » ( Hajime-Koashi ) مورخ و جامعه شناس ژاپنی ، یادداشت ها و مستنداتی را در این زمینه ارائه داده اند که در کتاب « تاریخ مبادلات فرهنگی بین ژاپن و جهان اسلام » آمده است.
به دنبال اصلاحات میجی و ظهور دوران جدید ، ژاپن با شتاب به جذب و همسازی با دانش و فنون غرب پرداخت و از این طریق آزادانه تماسهائی را با مذهب های غرب برقرار کرد.
در این میان مسیحیت تنها مذهبی بود که در طول چند دهه ، با فعالیت های شدید مبلغان مسیحی ، تاثیر فرهنگی ِ عمیقی بر مردم ژاپن گذاشته بود.
تنها در سال 1877 ، زمانی که اسلام وارد ژاپن شد ، به صورت بخشی از اندیشه ی مذهبی غرب ، به مردم آن کشور معرفی گردید !
از طرف دیگر ، زمانی که تاریخ زندگی پیامبر اسلام به ژاپنی ترجمه شد ، اسلام ، تنها به عنوان « بخشی از تاریخ فرهنگ ها و دانش بشر » جائی را در میان طبقات روشنفکر جامعه برای خود باز کرد.
__________________



ashi ) مورخ و جامعه شناس ژاپنی ، یادداشت ها و مستنداتی را در این زمینه ارائه داده اند که در کتاب « تاریخ مبادلات فرهنگی بین ژاپن و جهان اسلام » آمده است.
نقل قول
