نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: ****مادر بودن ومادرانگی****

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    March 2010
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    14,176
    تشکر
    35,238
    مورد تشکر
    36,009 در 11,472
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalb. ****مادر بودن ومادرانگی****


    مادر بودن ومادرانگی


    این نخستین بار است که در تجربه ای نوشتاری از پنجره مادرانگی ، به زن، نگاه می کنم. پیش از هرچیز بگویم که این سطور، حاصل تجربه هایی که است در عین حال که دیدگاه شخصی من هستند، اما حاصل تعاملات و تاملاتی است که در کار و فعالیت های اجتماعی و در مواجهه با بسیاری از زنان به آن رسیده ام. ضمن این که مادرانگی و زایش ، همان قدر که شخصی اند، یکی از عام ترین و فلسفی ترین مفاهیم انسانی هستند. پیش از واردشدن به بحث بگویم که بین مادر شدن و مادرانگی فاصله مفهومی وجود دارد. فاصله ای که مادرانگی را مفهوم تکامل یافته مادر بودن قرار می دهد. درواقع مادر شدن، همه مادرانگی نیست، بلکه بخشی از آن است و مادرانگی را می شود جریان سیال مادر بودن دانست. جریانی که با وجود یافتن کودکی در درون زن، و تولد و زایش او تمام نمی شود. جریانی که قابل تسری و گسترش یافتن است. بنابراین وقتی از تجربه مادر بودن حرف می زنیم، باید پیش از هر چیز 2 مسیله را در نظر بگیریم. یکی این که آیا از مفهومی عام سخن می گوییم؟ مفهومی که غنچه دادن درخت و سبز شدن زمین را هم جزیی از تجربه مادرانگی طبیعت می داند، مفهومی که مدیریت ذاتی و همه سونگر در حفظ بقا و تداوم و مراقبت از طبیعت دارد و سرچشمه زاینده زندگی است، یا منظورمان از زایش، تولد انسان و تجربه های گوناگون زنان در مواجهه با آن است. به گمانم بحث اول، که بیشتر نگاهی فلسفی به جریان مادرانگی در طبیعت (نبات و حیوان و انسان و ...) دارد، از گنجایش این متن، به دور است. بنابراین آنچه به آن اشاره می کنم و سعی می کنم به مصداق های اجتماعی اش در جامعه امروز اشاره کنم، مفهوم مادر بودن انسانی است که در این زمان و این مکان (جامعه امروز ایران) زندگی می کند. کمی مصداقی تر و شخصی تر بگویم؛ تجربه شخصی من، که هم تجربه مادر بودن دارم و هم به خاطر نوع شغل و فعالیت داوطلبانه ام به طور مستقیم با زنان بسیاری در جامعه در ارتباط بوده ام، این است که بسیاری از زنان ایرانی برای مادر شدن دید و برنامه مشخصی ندارند. مادر شدن آنها تابعی از دو موضوع است. اول نقشی است که طبیعت وجودشان به آنها داده یعنی قادر بودن به تولد فرزند، دوم نقشی که جامعه ایرانی با تقدیر عام و خاص از نقش مادری در کانون خانواده- به ایشان محول کرده است. نقشی که زن را نه برای دارا بودن ارزش سیال مادرانگی، بلکه تنها برای دارا بودن ارزش زایش به معنی متولد کردن انسانی دیگر، تکریم می کند و ارج می نهد. بنابراین آن نوع مادرانگی که با زن بودن، یک فرد به طور مستقیم در رابطه است و به ذات می تواند برای او اقتدار ، مدیریت و به تبع آن امکانات مادی و معنوی فراهم کند، عملا در روابط فردی و اجتماعی از سوی خود زنان نیز- نادیده گرفته می شود. زیرا آنها بیشتر به نقش پذیری و ایفای نقشی که جامعه در انتظار آن است می اندیشند، نه به امکان بالقوه ای که در وجودشان پنهان است.



    امضاء



    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …



  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi