درست پنج ماه است که از زمان عقد زهرا و مهدی می گذرد. اما متاسفانه مدتی است که آن دو با هم قهر هستند و حتی زهرا می گوید که در مورد ادامه زندگی با مهدی دچار تردید شده است.
وقتی والدین علت را از او جویا شدند، زهرا چنین گفت: دیگر خسته شده ام.
مهدی با این سن و سال هنوز نمی داند که چه حرفی را باید در کجا بزند. بارها و بارها با حرف های نابجایش آبروی مرا در جمع برده است.
تا به حال چند بار از او خواهش کرده ام که قبل سخن گفتن کمی به جو و شرایط موجود هم توجه کند ولی او عادت کرده. شاید هم اصلاً بلد نیست که با فکر و درایت سخن بگوید.
دیگر نمی دانم چه باید بکنم؟
یکی ازمهمترین شرایط ازدواج رسیدن افراد به بلوغ های جسمی و جنسی و رشد عقلانی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و ... است که معمولاً بیشتر کارشناسان در زبان عرف همه آنها را در دسته بندی بلوغ ها جای می دهند.
متاسفانه مشکلی که در زندگی زهرا و مهدی حاصل شده است به دلیل عدم یا ناکافی بودن رشد عقلانی مهدی است.
بسیاری از افراد در ازدواج به وجود رشد عقلانی در خود و فرد مقابل توجه نکرده و پس از عقد و یا حتی ازدواج به خاطر ایجاد مشکلات عدیده تازه به اهمیت وجود آن و نقش مهمی که در زندگی مشترک ایفا می کند پی می برند.
به همین دلیل همه روان شناسان توصیه می کنند که افراد برای موفقیت در ازدواج نه تنها باید به بررسی خود در زمینه وجود رشد عقلانی ـ ذهنی بپردازند بلکه باید در مراحل آشنایی با فرد مقابل چون خواستگاری و تحقیق، به این امر توجه بسیار داشته باشند. یعنی به رفتار و گفتار فرد مقابل توجه کنند و ببینید که آیا او به رشد عقلی رسیده است یا نه؟
به بیان دیگر آیا فرد عاقلی است؟ البته منظور از عاقل بودن در اینجا به معنای دیوانه نبودن فرد نیست.
سوال: عقلانیت چیست؟
رشد عقلی همان رسایی و کمال در هوش، عقل، حافظه، تصور، تخیل و... است و مجموعه فعالیت هایی چون تشکیل مفاهیم، بررسی معانی، تفکر و تعقل، پیش بینی و استنتاج، برنامه ریزی، تعیین هدف، انتخاب راهبردهای رسیدن به هدف، توانایی حل مسئله و ... را شامل می شود.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «عقل بر دو قسم است: اول عقلی که به طور طبیعی و براساس سنت آفرینش نصیب بشر می شود و دیگر عقلی که از راه شنیدن سخنان دیگران و فرا گرفتن معلومات این و آن عاید آدمی می شود. ولی برای کسی که عقل طبیعی و سالم ندارد شنیدن مقالات علمی سودمند نیست؛ مانند کسی که چشمش نابیناست و نمی تواند از پرتو نور آفتاب استفاده نموده، موجودات را ببیند.» (فیض کاشانی، عین الیقین، ص243)










نقل قول
