جوانان شیطان پرست؟!
در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است...
شیطان در تمام داستانهای كهن و در تمامی ادیان وجود دارد، شیطان آمده است تا انسان خلیفةالله نباشد. شیطان بسان تاریكی مطلق در مقابل روشنایی و نور رحمت الهی است. هر چند در ابتدا بشر سعی داشت تا از شیطان دوری كند و از شر او در امان باشد اما بشر امروزی در پی فنا شدن در نیروی شیطان است.
امروزه در دنیا تبلیغات زیادی برای عرفان یهود یا همان کابالا صورت میگیرد. شخصیتهای مشهوری نظیر مادونا كابالیست میشوند و آموزههای كابالا در رمانهای كوئیلیو نقش پررنگی پیدا میكند، در رمانهای كوه پنجم، بریدا، شیطان و دوشیزه پریم و حتی كیمیاگر به روشنی تعالیم كابالا دیده میشود و... .
این گونه میشود که جوانان به برخی ادیان نوپدید از جمله شیطان پرستی متمایل میشوند. عوامل متعددی در گرایش جوانان به این فرقههای جدید نقش بسزایی دارند از آن جمله:
لبیک گفتن به ندای شیطان
درون انسان عرصه جنگ میان شیطان و فرشته درون است.
اگر شخص اراده خود را به سوی فرشته معطوف كند، شیطان را شكست داده و تسلیم خواهد كرد، اما در صورتی انسان به پیروی از شیطان درون روی آورد، فرشته درونی را تضعیف خواهد كرد و صد البته كه فرشته درون هیچگاه شكست نمیخورد، انسان تنها میتواند صدای او را نشنیده بگیرد ولی امكان از بین بردنش را ندارد؛ چون دعوت فرشته درونی همان ندای فطرت است كه تغییر و تبدّلی پیدا نمیكند. به همین علت دنبال كردن ندای شیطان جنگ درونی را پایدار میكند و چنین كسی هیچ گاه به آرامش نخواهد رسید، و همواره با تضاد و تعارض درونی و احساس ناكامی زندگی خواهد كرد.
جنبش شیطانگرایی میخواهد با تقدیس و مشروعیت دادن به شرارت و شیطنت، تضاد درونی و آشفتگی روانی را بكاهد و حتی وعده از بین بردن آن را میدهد.
به همین منظور شیطانگرایان از مرگ خدا سخن میگویند تا بتوانند فرشته درون را نابود كنند و البته این توهمی بیش نیست.
در این مرحله كه به نتیجه نرسند ممكن است پایان دادن به هستی را پیش نهاد كنند و فكر كنند با خودكشی میتوان از هستی و هستی بخش رو گردانند.
استفاده از نمادها
یكی دیگر از علل گرایش به جنبشهای شیطانی استفاده وسیع آنها از نمادهاست.
انتقال و نشر اندیشهها از طریق گفتن یا نوشتن دشوار است و تعداد محدودی از مردم با آن ارتباط برقرار میكنند.
اما نمادها به راحتی جایگاه خود را در فرهنگ عمومی پیدا میكنند و به خاطر اینكه ظرفیت كار هنری دارند، به صورت جذابی در جامعه، به خصوص بین جوانان و زنان گسترش مییابند.
نمادها همواره حامل معنا و پیام هستند و نوعی نگرش یا فكر را تداعی میكنند و رفتار خاصی را یادآور میشوند. مثلاً مردم با دیدن گلدسته یاد مسجد و نماز میافتند، با دیدن چراغ قرمز احساس خطر میكنند و میایستند.
جنبش شیطانگرایی با استفاده وسیع از نمادها و به كارگیری ظرفیتهای هنری نظیر گرافیك، سینما و از همه بیشتر موسیقی به عرصه آمده است.
نمادها و سمبلهای شیطانی روی لباسها، گردنبندها و دستبندها، انگشترها و ساعتها، از كفش تا كلاه همه جا دیده میشود.
این نمادها با طراحیهای متنوع و زیبا افراد را جذب میكنند، پس از اینكه استفاده از آنها تكرار شد و به عنوان بخشی از رفتار و سلیقه شخص در آمده و به نوعی هویت و خود پند اره فرد را تشكیل میدهد، در این شرایط با افراد دیگری كه نمودهای رفتاری و ذوقی همانندی را دارند، احساس همزاد پنداری كرده و خود را از آنها و آنها را از خود میپندارد و در رفتار و گفتار و افكار به طور ناخودآگاه شبیه به آنها میشود.






نقل قول
