اثبات روح در نهج البلاغهمنابع مقاله:مجموعه آثار جلد 4، مطهری، مرتضی؛
در بحث معاد آنچنانکه ما نقل و استنباط کرده ایم و بلکه صراحت آیات قرآن بود، قرآن در فاصله میان مرگ و قیامت یک حیات شخصی برای انسانها قائل است، و به عبارت دیگر برای روح انسان قبل از قیامت بقا قائل است و این مطلب، ما را به بحث در مساله روح کشید و آن طوری که عرض کردیم خیال نمی کنم بشود تردید کرد که قرآن قائل به روح است.این مطلب باید برای ما مشخص شود که قطع نظر از دلایل علمی یا فلسفی بر نفی یا اثبات روح، در متون اسلامی راجع به این مساله چگونه اظهار نظر شده است، که در راس همه قرآن است.هنوز هم در بعضی از آیات قرآن بحث خواهیم کرد.وقتی نظر اسلام کاملامشخص شد، آنوقت می رویم سراغ نظریات علمی در نفی یا اثبات روح.
درباره آیات قرآن یک سلسله آیات همانها بود که قبلاخواندیم و یک بحث خاصی راجع به آیه «و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی »(1) بعد عرض می کنیم.
ولی قبلا اشاره ای به این مطلب می کنیم که در غیر قرآن، درسایر مدارک و مستندات مذهبی ما یعنی در اخبار و احادیث و نهج البلاغه و دعوات مثل صحیفه سجادیه، درباره
.................................................. ............ 1.اسراء/85.
صفحه : 712
روح به همین عنوان که خودش یک حقیقتی است و با مردن انسان از بدن جدا می شود و باقی است، آنقدر هست که من خیال نمی کنم بشود تردید کرد.یک وقت هست که ده حدیث، پنجاه حدیث در یک شرایط خاصی است، ممکن است انسان بگوید این [عقیده]تحت تاثیر افکار دیگران پیدا شده ولی این[احادیث]به اصطلاح از حد متواتر گذشته است.من حالا چند جمله ای که در نهج البلاغه آمده و می شود به آن استنادکرد عرض می کنم، بدون اینکه ادعا کنم همه آنچه را که در نهج البلاغه ممکن است به آن استشهاد کرد پیداکرده ام، آنچه را که هر وقت برخورد داشته ام یادداشت کرده ام عرض می کنم برای اینکه می خواهیم اول نظر اولیای اسلام را در این جهت بدانیم.




نقل قول
