زبان و ادبيات وحي در اسلام و مسيحيت
نويسنده: ايدا گليزر
نگاه فرد مسيحي به قرآن با پيش فهمي از کتاب مقدس صورت مي گيرد و يک مسلمان با پيش فهم قرآن به کتاب مقدس روي مي آورد. به دليل شباهت هايي که ميان اين دو دين وجود دارد و به ويژه به اين دليل که به عقيده يک مسلمان، اسلام تداوم و تکامل سنت مسيحي و يهيود است، به نظر مي رسد که گاه با معيارهاي مشابهي مي توان به گونه اي معتبر به اين دو وحي توجه کرد. اين باور من است که شکاف عميقي ميان برداشت هاي وحي در اين دو دين وجود دارد، به نحوي که چنين فرضيه اي ناگزيز به سوء تعبيراتي منجر مي شود.
فرد مسلمان معتقد است که پيام عيسي همان چيزي است که در قرآن آمده است. اما وقتي با عهد جديد مواجه مي شود با نقض ايده کتاب وحياني خود روبرو مي شود و به سختي مي تواند درک کند که چگونه يک معما در مي يابد. قرآن در ساختار و رهيافت، تفاوت گسترده اي با عهد جديد دارد و تا حدودي با بخش هايي از آن چه که او به عنوان متون وحياني مي شناسد شبيه است. يعني با بخش هايي از شريعت، سرودها و متون نبوي عهد عتيق. او که با تفکر تحليلي خو گرفته است با اجتناب از ملاحظه اي احتمالي فرم آن، به بحث و نقد در محتواي قرآن متمرکز مي شود.
به نظر من مفهوم فرم يک وحي- چگونگي فرم مکتوب و وحي شده ي آن- پيش شرط فهم محتواي آن است. فرم وحي به گونه اي بسيار مهم با خاستگاه و محتواي آن ساخته مي شود و به خودي خود گونه اي بسيار مهم با خاستگاه و محتواي آن ساخته مي شود و به خودي خود گوياي آن خاستگاه و محتواست. اگر ما چنين طرحي را براي هر وحي گزارش شده اي به کار ببريم مي توانيم اميدوار باشيم که آن وحي را در معناي عميق اصطلاح خود بفهميم.
من کاملاً آگاهم که برخي از کساني که به يک وحي تعلق دارند وحي ديگر را با اصطلاحات خود داوري مي کنند و چنين عملي ناگزيز به هدف نخواهد رسيد. به هر روي، من اينجا با فهم، پيش از ارزيابي و نقد سر و کار داريم، چرا که در نظر من اهميت بسياري دارد که ما چيزي را پيش از آن که ارزيابي کنيم، بفهميم. از جهت ديگر ما به خاطر ارزيابي آن چيزي که زاييده خيال ماست مي توانيم خطاکار باشيم، نه آن چيزي که ادعاي مطالعه آن داريم.
اکنون توضيح مختصري از گونه هاي وحي در اسلام و مسيحيت و معنا و مفهوم آنها لازم است. بخشي از اين مطلب ناگزير به ساده سازي اختصاص دارد و برخي از عبارات پيش رو مستلزم نظرات متوازن براي نتيجه گيري است. به هر روي، از آنجا که هدف اصلي من مقايسه اين دو دين است و اشاره به قوت هر يک براي پيروان ديگري، من به اين ساده سازي نه فقط براي لزوم اختصار، بلکه براي استفاده در مقايسه نيز توجه خواهم داشت.




نقل قول
