![]()
تفسير علمى قرآن کریم
تفسیر علمی: تفسير آيات قرآن كريم با بهره گيرى از يافته هاى علم تجربى ست
مراد از علم در «تفسير علمى» معناى خاص آن يعنى علم تجربى (Science)است و علمى ناميدن اين رويكرد نه به جهت روش آن در تفسير، بلكه به لحاظ پرداختن مفسر به موضوعات مرتبط با اين دانش در قرآن است.
با اين همه موافقان و مخالفان تفسير علمى آن را به گونه هايى مختلف تعريف كرده اند. به نظر مى رسد امين خولى نخستين كسى است كه به تعريف آن پرداخته است. او تفسير علمى را عبارت از تحميل اصطلاحات علمى بر قرآن و استخراج علوم و آراى فلسفى از آن دانسته است.[1] بسيارى از كسانى كه پس از او آمده اند به تكرار همين تعريف پرداخته اند[2] يا در عبارتى مشابه، آن را بازگفته اند.[3]
در عموم تعاريف ياد شده به استثناى بكرى[4] از يك سو عباراتى با بار ارزشى و نه صرفاً وصفى نظير «تحميل كردن» يا «مطيع ساختن آيات قرآن نسبت به نظريات علمى»، به كار رفته است كه نشان موضع مؤلف در نادرست دانستن اين رويكرد است.[5] از سوى ديگر در اين تعاريف، ميان علم و فلسفه جمع شده است.
درگذشته، اگرچه طبيعيات بخشى از فلسفه بود؛ اما امروزه از نظر معرفت شناسى، علم (به معناى اخص : Science) و فلسفه دو شاخه مختلف از دانش بشرى هستند كه به لحاظ روش و تا حدى موضوع از يكديگر متباين بوده، تحليل و نقادى متفاوتى را نيز مى طلبند و از اين رو وجه روشنى در جمع بين آن دو، ديده نمى شود. در صورتى هم كه علم* به معناى اعم آن (Knowledge)دانسته شود، قسيم فلسفه نيست، بلكه دربرگيرنده فلسفه و همه دانش هاى ديگر بشرى از تجربى و غير آن خواهد بود و باز هم جمع آن با فلسفه صحيح نيست. با اين همه تعريفى مانع نبوده، بسيارى از رويكردهاى تفسيرى ديگر را هم دربرمى گيرد.[6]
در مقابل تعاريف دربردارنده داورى ارزشى منفى، برخى از موافقان نيز در تعريف خود، احكامى را بر تفسير علمى، اما به نفع آن باركرده اند؛ از جمله درباره آن آورده اند كه عبارت است از تلاش مفسر در كشف ارتباط بين آيات هستى شناسانه قرآن كريم و يافته هاى علم تجربى، به گونه اى كه با آن اعجاز قرآن آشكار گشته، بر پديدآورنده آن و بر شايستگى آن در همه زمان ها و مكان ها دلالت كند.[7] در اين تعريف، در واقع اثبات اعجاز قرآن، ويژگى تمام موارد تفسير علمى معرفى شده است كه قطعاً درست نيست و بهره گيرى از يافته هاى علمى، لزوماً در همه موارد به اثبات اعجاز نمى انجامد.
گروهى از محققان در اين موضوع، به تعريف اين رويكرد تفسيرى نپرداخته[8] و برخى نيز در واقع آن را توضيح داده اند.[9] در نهايت به نظر مى رسد، بهترين تعريف جامع از اين رويكرد، ساده ترين تعريف از آن است كه از هرگونه داورى ارزشى و داخل كردن ديدگاه هاى خاص كلامى به دور باشد. بدان سان كه در شناسه به آن اشاره شد.
![]()









نقل قول
