![]()
شك و ايمان
چكيده:
شك و ايمان دو حقيقت عقلانى و ذهنى متضادند و هر يقينى لزوما مطابق با واقع نيست اما ايمان با يقين مساوى است و غالبا اگر به حكمى يقين بيابيم در حقيقتبه آن ايمان واقعى مىآوريم. چنانچه ايمان را تنها به معنى اقرار لفظى به كار بريم و با باور يقينى همراه نباشد در آن صورت حوزه ايمان و انديشه از يكديگر جدا و ايمان به اين معنى هميشه با شك و ناباورى توام خواهد شد. و اين كوششى استبىنتيجه براى آشتى ساختگى بين دو حقيقت متضاد.
نگارنده اديان عقلانى را (برخلاف اديان غير معقول) بىنياز از توسل به مبانى غير عقلانى مانند احساس، اراده و يا تفكيك بين حوزه عقل و ايمان مىشمارد.
شك در مفهوم دو دلى بمعنى آن است كه شخص در يك قضيه، به مرحله جزم و قطع نرسيده است. و ايمان در مفهوم باور، بمعنى آن است كه شخص در يك قضيه به مرحله جزم و قطع رسيده است.
بنابراين اگر ذهن ما بهر دليل نسبتبه حكم قضيه اى قطع و جزم پيدا كرد به مرحله ايمان و يقين رسيده است، وگرنه در حال شك و دو دلى خواهد بود. و اين دو، يعنى ايمان و شك، دو حقيقت عقلانى و ذهنى متضادند بگونه اى كه اگر در قضيه اى يقين داشته باشيم، ديگر جائى براى شك باقى نمى ماند، و اگر شك داشته باشيم حتما هنوز امكان جزم و يقين براى ذهن ما فراهم نشده است.
![]()









نقل قول
