در حقيقت زندگى حيوانى ارزشش را مديون حيات حقيقى است كه از خداخواهى ريشه مىگيرد. وقتى ياد خدا در قالب جهانبينى و ايدئولوژى همراه با نظارت سازنده، ناديده گرفته مىشود و به كمك فطرت نمى آيد، حيات حيوانى خود جاى هدف را مىگيرد و يا زمينه چنين تحولى فراهم مىگردد. اين، يعنى آغاز شكل گيرى زندگى پست «الحياة الدنيا» - به جاى «حياة طيبه» كه در آن داشتن و مصرف كردن، جاى شدن را مىگيرد، در اين زندگى، شناخت هستى و زندگى فلسفه اى جز توانمندتر شدن براى به دست آوردن و مصرف كردن، نداردو به هويت اشارهاى آن دو كه به وجود خالق و زندگى ابدى هدايت مى كند، توجهى به عمل نمى آيد:
«يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون» (روم /7)
«آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى دانند و از آخرت غافلند».
«فاعرض عمن تولى عن ذكرنا و لم يرد إلا الحياة الدنيا ذلك مبلغهم من العلم» (نجم /29-30)
«پس از اينها - كه از ذكر ما روى مىگردانند و جز زندگى پست را نمى طلبند، روى بگردان.»
فطرت انسانى، انسان را به حركت و دستيابى به هدف زندگى وامى دارد، ولى چون الگوى آرمان آفرين در كار نيست، آرمانهاى خيالى جلودار زندگى مى شود. اين اهداف سرابى بيش نيست و خواست فطرت را تأمين نمى كند. قرآن درباره ماهيت اهداف انحرافى مى گويد:
«إعلموا أنما الحياة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفّراً ثم يكون حطاما و فى الآخرة عذاب شديد» (حديد /21)
«بدانيد كه زندگى پست تنها بازى و سرگرمى و تجملپرستى و تفاخر بين شما و افزونطلبى در مال و اولاد است همانند بارانى كه محصول آن كشاورزان را در شگفتى فرو مى برد سپس خشك مى شود به گونه اى كه آن را زردرنگ مى بينى سپس تبديل به كاه مى شود و در آخرت عذاب شديد است.»
«والذين كفروا أعمالهم كسراب بقيعة يحسبه الظمآن ماء حتى إذا جاءه لم يجده شيئاً» (نور /39)
«و كسانى كه كافر شدند اعمالشان همچون سرابى است در يك كوير كه انسان تشنه آن را از دور آب مىپ ندارد اما وقتى به سراغ آن مى آيد چيزى نمى بيند!»
وقتى كه الگوى تعالى بخش در كار نباشد ميل به پستى ها و هدفهاى خيالى اجتنابن اپذير است و زمينه براى انتخاب سومى وجود ندارد. درك فروم در اين رابطه قابل تحسين است كه مى گويد:
«اگر زندگى انسان به جاى بودن در داشتن خلاصه شود به پستى خواهد گراييد، تبديل به شىء خواهد شد و روزگار رنج آور و خالى از لطف خواهد داشت. شادى حقيقى با فعاليت حقيقى به دست مى آيد و فعاليت حقيقى يعنى «پرورش» و «اگر شخصى موفق به سامان دادن نيروهاى خود در جهت «من عالى تر» خويش نشود، آنها را به سوى هدفهايى پايين تر و پست تر سوق خواهد داد».115
در زندگى پست، افزون طلبى نقش موتور را دارد، افزون خواه همه را افزون خواه مى شناسد و بايد هميشه آماده حمله و محروم كردن ديگران باشد، در عين حال با ياد مرگ ناكامى خود را قطعى مى داند به همين دليل در زندگى پست نداشتن، از دست دادن، نگرانى از تهاجم ديگران و از همه وحشتناكتر فرا رسيدن مرگ واقعاً انسان را مى آزارد و اسير خود مى كند.116 قرآن در توصيف اين گونه زندگى مى گويد:
«و من أعرض عن ذكرى فإن له معيشة ضنكا» (طه /124)
«هر كس از ياد من روى گردان شود زندگى تنگ و سختى خواهد داشت».







نقل قول
