از صبحگاه پیروزی انقلاب اسلامی، ابعاد گوناگون موضوع ولایت فقیه به عنوان مهمترین رکن نظام اسلامی همواره مورد هجوم دشمنان نظام بوده است. مخالفان نظام، در تمامی ابعاد اعم از سیاسی، حقوقی و حتی فقهی بر این اصل مترقی و کلیدی شیعی تاختهاند و از این سو محققین، علما و فقهای پیرو اهل بیتبارها و بارها دفاع منطقی و مستدل خود از این اصل را بیان داشتهاند. هر چند اصل ولایت فقیه به دلیل اتقان عقلی و شرعی آن، نیازی به این حجم کثیر استدلالهای کلامی و منطقی ندارد و به فرمودهی حضرت امام(ره) ولایت فقیه از موضوعاتی است که «تصور آنها موجب تصدیق میشود و چندان به برهان احتیاج ندارد. به این معنی که هر کس عقاید و احکام اسلام را حتی اجمالاً دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصرف آورد بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت.»[1]
اما کارآمدی ولایت فقیه به عنوان مهمترین سد دفاعی نظام اسلامی و مستحکمترین مانع امیال دشمنان اسلام، سبب شده تا هر از چندی، طعمهی بمباران روانی و شبهه پراکنیهای تکراری آنها قرار گیرد. بیانات روشنگرانهی مقام معظم رهبری در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری مبنی بر درستی تصمیم امام بزرگوار(ره) در افزودن وصف «مطلقه» در قانون اساسی و نیز تأکید ایشان بر ضرورت انعطاف پذیری ولایت فقیه و تفاوت آن با استبداد و خودکامگی، مجدد خط جنگ رسانهای و تبلیغاتی بوقهای استکباری را در هجمه برضد این اصل اعتقادی سرنوشت ساز شیعه روشن ساخت.






نقل قول
