1- دوستان ناشايست


هر انسانى در زندگى علاقه مند است تا به هر آنچه كه به نفع اوست برسد و همه تلاش خود را در زندگى به كار مىبندد تا به آن نائل شود.

اين علاقه يك غريزه انسانى در نفس هر بشرى است. انسان هميشه به دنبال و در آرزوى كسب منافع مادى يا معنوى است. امّا معيارها و الگوهاى انسان در شناخت خوبى ها و بدى ها متفاوت است و يكسان نيست؛ مواردى همچون دين، محيط خانواده، اجتماع، دوستان، خصلتهاى عاطفى اشخاص، تربيت اجتماعى، وراثت و... از جمله چيزهايى هستند كه در ايجاد هنجارها و شكل بخشيدن به معيارها مؤثر هستند و نقش بسزايى را در اين ارتباط مى توانند داشته باشند.

آنان كه در پى به دست آوردن منافع شخصى خود از هيچ چيز دريغ نمى كنند حتى اگر به قيمت ستم ورزيدن به حقّ ديگران باشد، آنان كه فحشا و منكرات و استفاده از انواع و اقسام وسايل تخديركننده و مخرب براى جسم و روح ديگران را ترويج مى كنند و هزاران نفر را در اين راه به دام مى اندازند و آنان كه به قتل نفس و آدم كشى دست مى زنند و يا با سلاحهاى مرگبار در يك لحظه هزاران نفر را از زندگى محروم مى كنند؛ همگى به زعم خودشان به دنبال منافع خود مى باشند.

اينان در راه كسب مناصب و مقامات دنيوى حاضرند هر مانعى را از سر راه بردارند. شك نيست كه اينگونه افراد از مشعل فروزان هدايت دين به كلّى محروم مانده اند و يا بر اثر اصرار بر جنايت و آدم كشى و غرق شدن در مطامع مادّى و آمال و آرزوهاى دنيوى، وجدان پاك خود را از دست داده اند. آنها با انحراف از مسير فطرت و تحت تأثير غلبة غرايز حيوانى خود در كسب منافع، از ظلم و ستم ابا نداشته و با حيله و نيرنگ و انواع فريبكارى، و دغل بازى، گروه كثيرى را به دام ذلت و بدبختى انداخته اند. در واقع مى توان گفت كه در وجود چنين افرادى، خصلتهاى حيوانى، جايگزين انسانيت و فطرت و وجدان آنان شده است.

انسان به لحاظ طبيعت خود ممكن است تحت تأثير اعمال و افكار اين قبيل دوستى ـ كه از در دوستى و رفاقت وارد شده اند و در اين راه از شيوه هاى پيچيده فريب و نيرنگ سود برده اند ـ قرار گيرد و لذا دوستى با اين گونه افراد فاسد و شرور و اهل گناه و معصيت نهى شده است.

حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:

إِيّاكَ وَ مُعاشَرَةَ الْأشْرارِ فَإنَّهُمْ كَالنّارِ مُعاشَرَتُها تُحْرِق. (133)

از همنشينى با بدكرداران بپرهيز كه آنان همچون آتش هستند و همنشينى با آنان انسان را مى سوزاند.

امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود:

مَنْ يَصْحَبْ صاحِبَ السُّوءِ لا يَسْلَم. (134)
كسى كه با رفيق بد همنشين شود سالم نمى ماند و سرانجام به ناپاكى آلوده مىشود.

اى برادر مى گريز از يار بد
يار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند
يار بد بر جان و بر ايمان زند


چه بسا جوانانى كه در بهترين دوران زندگى خود كه دورة شكوفايى شخصيت آنان است، براثر خودسرى و ندانم كارى، به برقرارى روابط دوستانه با افراد فاسد و آلوده اقدام مى كنند. اينان برخلاف عقل و مصلحت و با ناديده گرفتن نداى فطرت و تنها به خواهش دل، با اين قبيل افراد، دوستى مىورزند. اينان در
نتيجة چنين رفاقتهايى، گرانبهاترين ايام عمر را در مجالس گناه و لهو و لعب مى گذرانند و دامن خود را به انواع زشتيها آلوده مى كنند و معمولاً‌ سرانجام روزى به اشتباه خود پى مىبرند كه فرصت از دست رفته و پشيمانى سودى ندارد.

در نيمه راه عمرم و يارانِ نيم‏ راه
چون دزدِ كام ديده پراكنده از برم‏

غمناك و بياميد و كم آميز و دير جوش
در انتظار خدمت ياران ديگرم‏

دانم حديث چرب‏ زبانان خود فروش
دانم حديث يار فروشان خود پرست‏

دانم فسون راست نمايان كج نهاد
دانم فريبِ كارگشايان چيره دست‏

دانم ولى چه سود كه اندرز روزگار
چون پند پير و صحبت آموزگار نيست‏

تا روزگار تجربه آيد به سر دريغ
عفريت مرگ خنده زند روزگار نيست‏


بنابراين بايد شناخت كه دوستان ناشايست چه كسانى هستند و از مجالست با آنان پرهيز نمود. در بخش آينده ضمن شناختن دوستان ناپسند به آفتهاى دوستى و رفاقت با آنان خواهيم پرداخت.

همان گونه كه دوستان شايسته صفات و ويژگى هايى را دارا هستند، دوستان ناشايست نيز صفات و خصلتهايى دارند كه با آن نشانه ها مى توان تشخيص داد كه دوستى با اين افراد ناپسند است و بايد از آنها دورى جُست.