نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: ‏داستان حضرت اسماعيل(ع)

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ‏داستان حضرت اسماعيل(ع)

    پيامبرى اسماعيل


    خداوند پيامبرى حضرت اسماعيل(ع) را به صراحت بيان داشته و فرموده است: <وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِسْمعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الوَعْدِ وَكانَ رَسُولاً نَبِيّاً». دعوت حضرت اسماعيل(ع) ميان قبيله‏هاى عربى كه آن حضرت بين آنها مى‏زيسته، صورت گرفته است. زندگى و ولادت اسماعيل(ع) شاهد برخى از حوادث هيجان‏انگيز بوده كه در زير بدان‏ها اشاره مى‏كنيم.


    هجرت ابراهيم به مصر


    ابراهيم(ع) مدتى در شهر حَرّان اقامت گزيد و در همان شهر با دختر عمه‏اش ساره ازدواج كرد، ولى از آن‏جايى كه مردم آن سامان به جز لوط و عدّه‏اى اندك، دعوت وى را اجابت نكردند، از مردم آن‏جا به ستوه آمد و تصميم گرفت از آن شهر هجرت كند. قرآن كريم به اين ماجرا اشاره مى‏كند: <فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقالَ إِنِّى مُهاجِرٌ إِلى‏ رَبِّى إِنَّهُ هُوَ العَزِيزُ الحَكِيمُ».
    سبب اين هجرت، دشمنى زايد الوصفى بود كه ميان ابراهيم و ايمان‏آورندگان و ميان بت‏پرستانى كه از ايمان به خدا سر برتافتند، به وجود آمد. از اين رو ابراهيم(ع)از آنها بيزارى جسته و روگردان شد.
    خداوند در قرآن كريم‏ابراهيم(ع) را براى موضعى كه در قبال قوم خود اتخاذ كرد، مورد ستايش قرار داده و مؤمنان را به پيروى از او تشويق و ترغيب فرموده است:
    قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْراهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّا بُرَءاؤُا مِنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَبَدا بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغْضاءُ أَبَداً حَتّى‏ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ؛(1)
    ابراهيم و كسانى كه بدو گرويدند، بهترين الگوهاى شمايند. آن‏گاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه غير از خدا مى‏پرستيد، بيزارى مى‏جوييم. ما به شما اعتقاد نداريم و تا زمانى كه به خداى يگانه ايمان نياوريد، ميان ما و شما دشمنى و كينه‏توزى وجود خواهد داشت.
    ابراهيم(ع) همراه كسانى كه به وى ايمان آورده بودند، رهسپار شام گرديد. به سرزمين شام در آن زمان كنعان مى‏گفتند. وى مدت نه چندان زيادى در آن‏جا اقامت گزيد و پس ازآن‏كه سرزمين شام گرفتار قحطى شديدى شد و مردم آن سامان مورد تهديد گرسنگى قرار گرفتند، و عده زيادى از مردم آن‏جا براى كسب معاش و تهيه غذا و مراتع، شهر را ترك كردند، ابراهيم(ع) نيز آن شهر را به قصد مصر ترك گفت.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi