چکيده:
براي ايجاد و توسعه مفاهيم فرهنگ سازماني و سپس به کارگيري آنها در مسائل بازاريابي با دو چالش روبرو ميشويم. اول اينکه بايد درباره ادبيات به سرعت در حال توسعه فرهنگ سازماني کاوش و مسائل متعدد متدولوژيک و مفهومي را درک کنيم و براي معتبر ساختن بررسي خود، بايد گزينههايي را روشن سازيم که براي مطرح کردن اين مسائل اتخاذ کردهايم و از آنها دفاع کنيم، گزينههاي ما بايد دربرگيرنده رويکردهاي تئوريک متدولوژيک باشند. دوم اينکه، بايد ساختارهايي تئوريک، ايجاد و توسعه دهيم که متغيرهاي فرهنگي تعريف و مشخص شده را به پديده بازاريابي که ما در صدد درک آن هستيم به دقت ارتباط دهند. اهميت درک مسائل فرهنگ سازماني در زمينه بافت مديريت بازاريابي غيرقابل انکار است. اکنون زمان آن است که از تفاسير ساختاري مديريت بازاريابي فراتر رويم و از مرحله «چه چيزي حول و حوش ما اتفاق ميافتد» به«چرا امور به اين طريق اتفاق ميافتند» تغيير مسير دهيم.
رسيدن به اين نقطه اين امکان بسيار بالقوه را ايجاد ميکند که هم به تدوين نظريه هاي غنيتري در مورد مديريت بازاريابي بپردازيم، هم مسائل مهم و قابل توجه مربوط به بازاريابي را مطرح کنيم.




نقل قول
