پس حجاب طبيعى و كامل همان است كه قرآن كريم ذكر كرده است; همان چيزى كه زن مسلمان را از غيرمسلمان جدا مى كند. و در اين ميان مرد نيز نقش ويژه خود را دارد. پس حيايى كه در هر زنى وجود دارد, در زن مسلمان زمينه هاى رشد و پرورش آن بيشتر فراهم است كه از جمله آن زمينه ها مى توان از امور زير نام برد:
الف. پوشاندن بدن, به جز جاهايى كه شريعت مقدس اجازه داده است.
ب. پنهان داشتن زينتها; پس زن نبايستى لباسهاى رنگارنگ, بدن نما, لباسهاى نازك و جلب توجه كننده يا جواهرات و زيور آلاتى كه آشكار است و چيزهايى كه هنگام راه رفتن صدا ايجاد مى كند بپوشد.
ج. سخن گفتن با جديت و بدون نرمى و شوخى در گفتار, جز با همسر يا يكى از محارم.
اسلام درپى كاشتن بذر حيا در وجود زن است و مى كوشد آن را بپروراند, حال آن كه زن غربى حال و روزى عكس اين دارد. به طور معمول بذر حيا در زن غربى ازبين مى رود و يا رشدى ناسالم مى يابد و يا پرورشى بى نتيجه دارد كه به صورت پوشيدن شلوار مردانه يا پوششهاى تيره نمايان مى شود و سرانجام بذر حيا به تدريج در طول زمانهاى دراز در رهگذر ديگر نسلها نابود مى شود و درنتيجه زن بخشى از ويژگيهاى زنانه خود را از دست داده به بى بند و بارى مى رسد, چنان كه در غرب رسيده ودچار پيامدهايى چون نابودى نسل و بيماريها و تجاوزها و… مى شود و تا آنجا پيش مى رود كه تجاوز به حقوق زنان از بارزترين مشخصه هاى زندگى اين عصر مى شود.
اما زن مسلمان, از آن رو كه پايبند پوشش اسلامى خود است, بذر حيا در وى پرورش مى يابد و اين تجربه در طول نسلهاى آينده هر روز بارورتر مى شود, تا آنجاكه زن مسلمان بيشترين تلاش را در نگاهبانى از خويشتن مى كند و در مسير عصمت قرارمى گيرد.
گرچه رسيدن به مقام حضرت زهرا(ع) و حضرت خديجه و زينب -درود خدا بر ايشان - بس دشوار است, ولى حركت در اين مسير جز با پيروى از ايشان در عرصه نگهبانى از مظاهر زنانه كه بيشترين نمود آن در حجاب اسلامى است امكان پذير نيست.





نقل قول
