ام البنین مادر حضرت ابوالفضل در حادثه کربلا زنده بود ولی در کربلا نبود،در مدینه بود.در مدینه بود که خبر به او رسید که در حادثه کربلا قضایا به کجا ختم شد و هر چهار پسر تو شهید شدند.این بود که این زن بزرگوار به قبرستان بقیع میآمد و در آنجا برای فرزندان خودش نوحهسرایی میکرد.نوشتهاند اینقدر نوحهسرایی این زن دردناک بود که هر که میآمد گریه میکرد،حتی مروان حکم که از دشمنتریندشمنان بود.
این زن گاهی در نوحهسرایی خودش همه بچههایش را یاد میکند و گاهی بالخصوص ارشد فرزندانش را.ابوالفضل،هم از نظر سنی ارشد فرزندان او بود،هم از نظر کمالات جسمی و روحی.
من یکی از دو مرثیهای را که از این زن به خاطر دارم برای شما میخوانم.به طور کلی عربها مرثیه را خیلی جانسوز میخوانند.این مادر داغدیده در این مرثیه جانسوز خودش گاهی این گونه میخواند،میگوید:
یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر کل لیث ذی لبد
انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منک احد (3)
میگوید ای چشم ناظر،ای چشمی که در کربلا بودی و آن مناظر را میدیدی،ای کسی که در کربلا بودی و میدیدی،ای کسی که آن لحظه را تماشا کردی که شیر بچه من ابوالفضل از جلو،شیر بچگان دیگر من پشتسرش بر این جماعت پستحمله برده بودند،ای چنین شخصی، ای حاضر وقعه کربلا،برای من یک قضیهای نقل کردهاند،من نمیدانم راست استیا دروغ، آیا راست است؟به من این جور گفتهاند،در وقتی که دستهای بچه من بریده بود،عمود آهنین به فرق فرزند عزیز من وارد شد،آیا راست است؟بعد میگوید ابوالفضل،فرزند عزیزم! من خودم میدانم اگر تو دست میداشتی مردی در جهان نبود که با تو روبرو بشود.اینکه آمدند چنین جسارتی کردند برای این بود که دستهای تو از بدن بریده شده بود.
و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیمو صلی الله علی محمد و آله الطاهرین





نقل قول
